نگهداری ( عملیات حفظ و مراقبت از چیزی در شرایط خوب - اسم )
"The building requires regular maintenance. "تعمیرات ( فعالیت های تعمیر و نگهداری - اسم )
"The car is under scheduled maintenance. "
... [مشاهده متن کامل]
مراقبت ( رعایت موارد خاص برای حفظ شرایط خوب - اسم )
"The maintenance of the garden kept me healthy and in shape. "
هزینه های جاری ( هزینه هایی که به صورت مداوم پرداخت می شود - اسم )
"Child maintenance can be a pain to get through for certain single parents"
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم ten
📌 این ریشه، معادل "hold" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "hold" مربوط هستند.
... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال:
🔘 tenant: One who holds a lease
🔘 maintenance: The act of holding a property in good order
🔘 tenable: A position that can be held
🔘 tenet: A belief or principle that is held
🔘 tenacious: Holding on firmly to something
🔘 lieutenant: One who holds the place of a superior officer
🔘 tenure: Permanent holding of a position or professorship
🔘 tenor: A male voice that holds the melodic line
🔘 sustenance: Food that holds or supports the body in good health
گاهی معنی کرایه خونه میشه
پاسداشت، پیگیری
در حوزه سرمایه گذاری و کسب و کار، maintenance به فعالیت ها و رویه هایی اشاره دارد که با هدف حفظ دارایی ها، تجهیزات و زیرساخت ها در شرایط کاری خوب و بهینه انجام می شود تا عملکرد بهتری داشته باشند و عمر مفید طولانی تری داشته باشند. این شامل بازرسی های دوره ای، تعمیرات، تعویض ها و به روزرسانی ها می شود. استراتژی های موثر نگهداری برای کاهش زمان خرابی، کاهش هزینه ها و به حداکثر رساندن بازگشت سرمایه ( ROI ) بسیار حیاتی هستند.
... [مشاهده متن کامل]
In the field of investment and business, maintenance refers to the activities and practices aimed at keeping assets, equipment, and infrastructure in good working condition to ensure optimal performance and longevity
. This can include routine inspections, repairs, replacements, and upgrades
. Effective maintenance strategies are crucial for minimizing downtime, reducing costs, and maximizing the return on investment ( ROI ) .
1. نگهداری ( فرایند حفظ یک وضعیت ) .
2. حمایت مالی ( نفقه ) که برای مخارج زندگی یک فرد ارائه میشه.
ابقاء
نگهداری
مثال: Regular maintenance is essential for the longevity of machinery.
نگهداری منظم برای دوام ماشین آلات ضروری است.
*آموزش زبان انگلیسی، ترکی استانبولی، اسپانیایی و ترجمه انواع متون
1. حفظ، حفاظت
2. تعمیر، نگهداری
3. تداوم، استمرار
4. حمایت
استمرار
Maintenance in the field of addiction typically refers to the ongoing treatment and support that individuals with addiction need to manage their condition and prevent relapse. Maintenance can take many forms, depending on the individual's needs and the type of addiction they are dealing with.
... [مشاهده متن کامل]
ماندگاری در زمینه اعتیاد معمولاً به درمان و حمایت مداومی اطلاق می شود که افراد معتاد برای مدیریت شرایط خود و جلوگیری از عود به آن نیاز دارند. بسته به نیازهای فرد و نوع اعتیادی که با آن دست و پنجه نرم می کند، ماندگاری می تواند اشکال مختلفی داشته باشد.
ماندگاری همچنین می تواند شامل تغییراتی در شیوه زندگی باشد، مانند بهبود عادات غذایی و ورزش، ایجاد مکانیسم های مقابله ای سالم و ایجاد یک شبکه حمایتی قوی از دوستان و خانواده.
به طور کلی، ماندگاری یک جنبه حیاتی در درمان اعتیاد است، زیرا به افراد کمک می کند تا در مسیر بهبودی خود باقی بمانند و از عود جلوگیری کنند. این امر مستلزم تلاش و تعهد مداوم است، اما می تواند به موفقیت طولانی مدت در مدیریت اعتیاد منجر شود.
- After completing a residential addiction treatment program, John enrolled in a maintenance program to help him stay sober. The program involved regular counseling sessions and support group meetings.
- The clinic specializes in medication - assisted treatment for opioid addiction, which includes maintenance with methadone or buprenorphine. The goal is to help patients manage their addiction and reduce the risk of relapse.
- Mary's recovery from alcohol addiction has been challenging, but she has found that maintenance through regular exercise and meditation has helped her to stay focused and avoid triggers.
- The addiction treatment center offers a range of maintenance programs to support patients after they complete their initial treatment. These include individual counseling, group therapy, and ongoing monitoring of progress.
- The community organization provides resources and support for individuals in recovery from addiction, including maintenance programs that focus on building healthy habits and relationships.
Health maintenance. . . . حفظ سلامت
یه چیزی یا کسی رسیدگی کردن به منظور ابقا سرپا نگهداشتن آن به طور مادی یا عملی
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : maintain
✅️ اسم ( noun ) : maintenance
✅️ صفت ( adjective ) : _
✅️ قید ( adverb ) : _
تثبیت
سخت گیر
نگاهداری
نگهداشت؛ برقراری وضعیت عمل کرد اولیه در سازه های یا تجهیزات شامل بازدید، اندازه گیری، پایش وضعیت، تعویض، بازسازی یا تمعیر
تداوم
maintenance ( اعتیاد )
واژه مصوب: ماندگاری
تعریف: آخرین مرحلۀ تغییر رفتار اعتیادی که در آن پرهیز از رفتار اعتیادی فرد تداوم پیدا می کند|||متـ . مرحلۀ ماندگاری maintenance stage
maintenance ( noun ) = تعمیر ، نگهداری، سرویس، خدمات/مواظبت، حافظت، مراقبت/خرجی، مخارج، هزینه نگهداری، نفقه ( پولی که شخص باید به طور منظم برای حمایت از فرزند یا شریک ازدواج قبلی خود پس از طلاق بپردازد )
... [مشاهده متن کامل]
car maintenance classes = کلاس های تعمیر خودرو
maintenance contracts/costs = قرار داد/هزینه های تعمیر
maintenance workers/staff/crew = کارگران/کارکنان/خدمه خدمات سرویس
the maintenance of living standards = حفظ استاندارهای زندگی
examples:
1 - proper maintenance of a car's engine will preserve its performance and value.
نگهداری صحیح موتور خودرو عملکرد و توان آن را حفظ می کند.
2 - Old houses require too much maintenance.
خانه های قدیمی به نگهداری زیادی نیاز دارند.
3 - There are thorough maintenance checks on each plane before take - off.
قبل از برخاستن با هواپیما ، بررسی های دقیق تعمیر و نگهداری در هر هواپیما وجود دارد.
4 - The magazine offers tips on cutting your house maintenance costs.
این مجله نکاتی را در مورد کاهش هزینه های سرویس خانه شما ارائه می دهد.
5 - He refused to pay maintenance for his three children.
او از پرداخت هزینه نگهداری سه فرزندش خودداری کرد.
6 - The office is charged with the maintenance of customary practices and ceremonies.
وظیفه این اداره حفاظت از مراسم و مرسومات معمول است.
7 - Bridges require a lot of maintenance.
پل ها نیاز به تعمیر و نگهداری زیادی دارند.
8 - Refineries typically schedule yearly maintenance.
پالایشگاه ها معمولاً تعمیرات سالانه را برنامه ریزی می کنند.
9 - Components necessary for the maintenance of our fleet of helicopters often have to be ordered from abroad.
اجزای لازم برای تعمیر و نگهداری ناوگان هلیکوپترهای ما اغلب باید از خارج سفارش داده شوند.
10 - We have a large team of IT staff who provide ongoing system and applications maintenance.
ما یک تیم بزرگ از کارکنان فناوری اطلاعات داریم که تعمیر و نگهداری مداوم سیستم و برنامه ها را فراهم می کنند.
11 - Authorities consider these measures to be necessary for the maintenance of sound health and sanitary conditions at the factory.
مقامات این اقدامات را برای حفظ سلامت و شرایط بهداشتی مناسب در کارخانه ضروری می دانند.
12 - She continues to receive maintenance payments from her former partner.
او همچنان به دریافت هزینه های نگهداری ( نفقه ) از شریک سابق خود ادامه می دهد.
نفقه
نگهداری
نگهداری
Service
سرویس - خدمات
A maintenance crew
دامپزشکی و علوم دامی
فیزیولوژی و اندوکرینولوژی: تداوم
جراحی: مرحله نگهداری بیهوشی
تغذیه: تأمین نیازهای غـذایی حیوانات برای زنده و سالم مانده آن ها ( اما برای تولید نه )
ماندگاری
حقوق ( نفقه؛ مداخله غیرقانونی در دعوی )
پاسداشت
بقا و پایداری_ حفظ شکل و ساختار ( زیست شناسی )
پولی که برای نگهداری فرزندبه همسر قبلی پرداخت شود
تنظیم - پایداری - ابقا - سرحال سرپا نگه داشتن
تعمیر و نگهداری
Work that is done to keep in good condition
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٤)