برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1640 100 1
شبکه مترجمین ایران

Move up


ترفیع یافتن یا دادن

واژه Move up در جمله های نمونه

1. Hold the ladder tightly and move up a rung at a time.
[ترجمه علی اکبر منصوری] نردبان را محکم بگیر و هر بار یک پله بالا برو!
|
[ترجمه ترگمان]نردبان را محکم بگیر و یک دفعه یک پله بالا ببر
[ترجمه گوگل]نردبان را به تدریج نگه دارید و در یک زمان حرکت کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Move up, John, and let the lady sit down.
[ترجمه علی اکبر منصوری] جابجا شو جان، و اجازه بده تا خانم بنشیند.
|
[ترجمه سوسن] جان بلندشو بگذار خانم بنشینه|
[ترجمه ترگمان]برو پی کارت، جان و بگذار خانم هم بنشیند
[ترجمه گوگل]حرکت کن، جان، و اجازه ده ...

Move up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
به معنای تغییر پوزيشن به منظور باز کردن جا برای کسی یا چیزی هم می باشد
آطوسا
بالا رفتن،صعود کردن
نازنین
پیشروی
نرگس
بالا بردن
محدثه فرومدی
ارتقا دادن
Farshad
بالا رفتن
هستی
جابه جا شدن
عاطفه موسوی
جابجا کردن
unknown
To go to the higher rank or rather thing
جلیلی
[از نظر زمانی] جلو انداختن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی move up

کلمه : move up
املای فارسی : موو آاپ
اشتباه تایپی : ئخرث عح
عکس move up : در گوگل

آیا معنی Move up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )