laver

/ˈleɪvər//ˈleɪvə/

معنی: لگن، تغار، حوضچه، سنگاب، طشت
معانی دیگر: (قدیمی) تشت بزرگ (برای استحمام)، آب یا هر چیز پاک کننده، (انواع گیاهان دریایی که خوراکی و درشت و نوار مانند از جنس porphyra و تیره ی bangiaceae) لاور، اب انبار

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a large basin used for ceremonial bathing in ancient Hebrew rites.
اسم ( noun )
• : تعریف: any of several ribbonlike, edible seaweeds.

جمله های نمونه

1. But Li should hardly walk into Rod Laver Arena without belief Thursday.
[ترجمه گوگل]اما لی به سختی باید بدون اعتقاد روز پنجشنبه وارد راد لاور آرنا شود
[ترجمه ترگمان]اما لی به سختی می تواند بدون اعتقاد به پنجشنبه، وارد صحنه رود Laver شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Rod Laver won 11 Slams total over the course of his 20-year career.
[ترجمه گوگل]راد لیور در مجموع 11 اسلم را در طول 20 سال دوران حرفه ای خود برد
[ترجمه ترگمان]رود Laver در طی دوره ۲۰ ساله خود در مجموع ۱۱ امتیاز کسب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Rich oyster, mussel, clam, snail, seaweed, laver and other shellfish, algae.
[ترجمه گوگل]صدف غنی، صدف، صدف، حلزون، جلبک دریایی، لور و سایر صدف ها، جلبک ها
[ترجمه ترگمان]صدف، صدف، حلزون، حلزون، جلبک دریایی، جلبک دریایی، جلبک دریایی و دیگر صدف، جلبک ها
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Rod Laver is the only male tennis player to win the grand slam and he did it twice.
[ترجمه گوگل]راد لیور تنها تنیسور مردی است که برنده گرند اسلم شده است و دو بار این کار را انجام داد
[ترجمه ترگمان]راد laver تنها بازیکن تنیس بازیکن فوتبال است و دو بار این کار را کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A farmer works at a laver edible seaweed farm at Gutong Village in Fujian Province, China.
[ترجمه گوگل]یک کشاورز در یک مزرعه جلبک دریایی خوراکی در روستای گوتونگ در استان فوجیان چین کار می کند
[ترجمه ترگمان]یک کشاورز در مزرعه جلبک دریایی laver در روستای Gutong در استان فوجیان، چین کار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Add in laver, bean curd, chopped fistular onion and seasonings, serve.
[ترجمه گوگل]لیوان، کشک لوبیا، پیاز فیستولار خرد شده و ادویه ها را اضافه کنید، سرو کنید
[ترجمه ترگمان]اضافه کردن در laver، لوبیا، پیاز خرد شده، پیاز خرد شده و چاشنی، خدمت کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. And you shall anoint the laver and its base, and sanctify it.
[ترجمه گوگل]و طشت و پایه آن را مسح کرده و آن را تقدیس نما
[ترجمه ترگمان]و تو هم حوضچه و پایگاه آن را می زنی و تطهیر خواهی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. After immersing laver abluent, thin pork is abluent section, both put bowl together inside, add clear water right amount, stew on buy slow fire boil.
[ترجمه گوگل]پس از غوطه ور کردن آبلونت، گوشت خوک نازک قسمت آبدار است، هر دو کاسه را داخل آن قرار داده، مقدار مناسب آب زلال را اضافه کنید، خورش را روی آتش آهسته بخرید
[ترجمه ترگمان]پس از فرو بردن slow laver، گوشت خوک لاغر در بخش abluent قرار دارد و هر دو در داخل کاسه قرار می گیرند و مقدار صحیح آب را اضافه می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Laver polysaccharides had little synergy with locust bean gun, carrageenan and konjak gum.
[ترجمه گوگل]پلی ساکاریدهای لاور با تفنگ لوبیا ملخ، کاراگینان و صمغ کنجاک هم افزایی کمی داشتند
[ترجمه ترگمان]laver polysaccharides با locust bean و carrageenan و آدامس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. 2000 ? ROD LAVER ARENA ? The centre court was christened to Rod Laver Arena - definitely "new era" of Australian Open Tennis History.
[ترجمه گوگل]2000؟ ROD LAVER ARENA ? زمین مرکزی به نام راد لاور آرنا نامگذاری شد - قطعاً "دوران جدید" تاریخ تنیس آزاد استرالیا
[ترجمه ترگمان]۲۰۰۰ ROD laver ARENA؟ این دادگاه مرکزی به عنوان \"عصر جدید\" تاریخ تنیس آزاد استرالیا \"رود Laver Arena\" نامگذاری شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Rod Laver was a tennis "great", He was top man on the court for thirteen years, from 1962 to 197
[ترجمه گوگل]راد لیور یک تنیس "بزرگ" بود، او سیزده سال از سال 1962 تا 197 مرد برتر زمین بود
[ترجمه ترگمان]\"رود Laver\" (رود Laver)یک \"بزرگ\" بود که سیزده سال از سال ۱۹۶۲ تا ۱۹۷ سال در دادگاه حضور داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Maria Sharapova took her first steps onto Rod Laver Arena in two years on Monday to begin her preparations for what she hopes will be a return to form at the Australian Open.
[ترجمه گوگل]ماریا شاراپووا اولین گام های خود را در دو سال بعد از روز دوشنبه در راد لاور آرنا برداشت تا آماده سازی خود را برای چیزی که امیدوار است بازگشت به فرم در مسابقات آزاد استرالیا باشد آغاز کند
[ترجمه ترگمان]ماریا Sharapova اولین گام های خود را در دو سال بعد در ورزشگاه Rod Laver در دو سال پیش برای شروع آمادگی ها برای چیزی که امیدوار است بازگشت به شکل آزاد استرالیا باشد را آغاز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. And thou shalt anoint the laver and his foot, and sanctify it.
[ترجمه گوگل]و بر طشت و پای او را مسح کن و آن را تقدیس کن
[ترجمه ترگمان]و تو هم حوضچه و پایش را می زنی و تطهیر خواهی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. After boiled, add celery and laver. Let the soup boil over low heat for a while.
[ترجمه گوگل]بعد از جوش آمدن، کرفس و لیوان را اضافه کنید اجازه دهید سوپ برای مدتی با حرارت ملایم بجوشد
[ترجمه ترگمان]بعد از آب پز کردن، کرفس و laver اضافه کنید بگذارید سوپ به مدت کمی فروکش کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. As the years went on, Sampras became a championship player in the mold of his idol, Rod Laver.
[ترجمه گوگل]با گذشت سالها، سامپراس در قالب بت خود، راد لیور، تبدیل به بازیکن قهرمانی شد
[ترجمه ترگمان]همانطور که سال ها گذشت، Sampras در قالب بت خود، رود Laver، به عنوان بازیکن قهرمانی تبدیل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

لگن (اسم)
basin, laver, chamber pot, finger bowl

تغار (اسم)
bin, kit, laver, trough, pan

حوضچه (اسم)
laver

سنگاب (اسم)
laver, trough

طشت (اسم)
laver, washbasin, tub

انگلیسی به انگلیسی

• large basin which held water for ceremonial washings in the hebrew tabernacle and temple (biblical); something which cleanses or purifies; bowl, basin, container for holding water (archaic); type of edible seaweed

پیشنهاد کاربران

an edible seaweed with thin flat fronds of a reddish - purple and green colour that becomes black when dry
جلبک خوراکی
جلبک

بپرس