برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1437 100 1

love

/ˈləv/ /lʌv/

معنی: محبت، مهر، عشق، معشوقه، خاطرخواهی، مهربانی، دوست داشتن، عشق داشتن
معانی دیگر: شیدایی، والگی، دلباختگی، (در سلام رساندن) محبت فراوان، مهرورزی، علاقه ی شدید، علاقه ی شدید داشتن، چیز مورد مهر و علاقه، مشوق، یار، دلدار، نگار، (الهیات) عشق خداوند به انسان، عشق انسان به خدا، دوست داشتن (یزدانی)، عشق ورزیدن، عشق ورزی کردن، سخت دوست داشتن، (خودمانی - در خطاب) عزیزم، دلبرم، جانم، جماع، همخوابگی، (تنیس) امتیاز صفر، (l بزرگ) venus، عاشق بودن

بررسی کلمه love

اسم ( noun )
عبارات: no love lost
(1) تعریف: tender and passionate affection for another person.
متضاد: abomination, hate, hatred, loathing
مشابه: adoration, affection, ardor, crush, devotion, infatuation, passion, puppy love

- His feelings for her eventually changed from fondness to love.
[ترجمه A.A] احساساتش نسبت به او سرانجام از علاقه به عشق مبدل شد
|
[ترجمه ترگمان] احساساتش نسبت به او سرانجام از علاقه به عشق تغییر کرده بود
[ترجمه گوگل] احساسات او برای او در نهایت از عشق به عشق تغییر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- They believed their love would last a lifetime.
[ترجمه Miss.Raya] آنها اعتقاد بر این داشتند که عشق آنها طولانی است
|
[ترجمه A.A] براین باور بودند که عشق آنها همیشگی خواهد ماند
...

واژه love در جمله های نمونه

1. love and hate are two opposite extremes
عشق و تنفر دو نقطه‌ی مقابل هم هستند.

2. love and understanding were what he had always craved
محبت و تفاهم چیزی بود که او همیشه از ته دل خواستار آن بود.

3. love at first sight
عشق با نگاه اول

4. love belongs everywhere, whether a mosque or a synagogue
همه‌جا خانه‌ی عشق است چه مسجد چه کنشت

5. love brings peace; lust is a violent storm
عشق آرامش می‌آورد،شهوت توفان مهیب است.

6. love drove him mad
عشق او را دیوانه کرد.

7. love improves man's humanity
عشق محسنات انسان را والاتر می‌کند.

8. love is incomparable with money
عشق و پول با هم غیرقابل مقایسه هستند.

9. love lent wings to her inspiration
عشق به الهام او رفعت بخشید.

10. love levels all ranks
عشق همه را در در یک سطح قرار می‌دهد.

11. love me as i do you
همان طور که تو را دوست دارم مرا دوست بدار

12. love means a lot to a child
محبت برای کودک بسیار مهم است.

13. love of fame is a magnet that draws young peo ...

مترادف love

محبت (اسم)
friendship , affection , kindness , tenderness , love , kindliness
مهر (اسم)
affection , liking , love , seal , stamp , signet , cachet , impress , punch , sigil
عشق (اسم)
love , amour , passion , mania
معشوقه (اسم)
sweetheart , love , lover , paramour , bonne amie , mistress , concubine , girl , fancy woman , leman , hetaera , inamorata , ladylove , lovemate
خاطرخواهی (اسم)
love , fondness
مهربانی (اسم)
affection , affability , amiability , cordiality , kindness , tenderness , love , kindliness , benignity , loving kindness , tender-heartedness , warm-heartedness
دوست داشتن (فعل)
love , affect , like , smack , savor , savour
عشق داشتن (فعل)
love

معنی عبارات مرتبط با love به فارسی

رابطه ی عشقی، سروسر، سر وسرعاشقانه، عشق وعاشقی، معاشقه
آدم هرزه، ژدم افسار گسیخته، آدم فاسد
هیچبهیچ
(قدیمی) گوجه فرنگی، گوجه فرنگی
گردن بند تسبیحی، گردن بند خرمهره ای
حرامزاده
بچه حرمزاده
عشق بر همه چیز پیروز می شود
(مسیحیان آغازین) مجلس انس برادرانه، بزم عشق خدا، عید دوستی، عید محبت، جشن عشاربانی
(تنیس و غیره) مسابقه ای که در آن بازنده اصلا امتیاز نمی آورد
عشق و نفرت (توامان)
(گیاه شناسی) سیاه دانه (nigella damascena از خانواده ی buttercup)، سیاهدانه دمشقی، نوعی گل ساعت
بنفشه فرنگی
عشق کور است
اصل کارمبحت است، موضوع اصلی ...

معنی کلمه love به انگلیسی

love
• passionate attraction; fondness, affection; enthusiasm, interest; one who is loved; object of one's enthusiasm; score of zero (in tennis, etc.); term of endearment (i.e. "sweetheart")
• have great affection for; feel a passionate attraction to; be fond of; hug and kiss; have sexual intercourse with; like a great deal, be enthusiastic about
• if you love someone, you feel romantically or sexually attracted to them, and they are very important to you.
• you also say that you love someone when their happiness is very important to you, so that you behave in a kind and caring way towards them.
• if you love something, you like it very much.
• you also say that you love something when you consider that it is very important and want to protect or support it.
• love is a very strong feeling of affection for someone who you are romantically or sexually attracted to.
• love is also the feeling that a person's happiness is very important to you, and the way that you show this feeling in your behaviour towards them.
• love is also a strong liking for something, or a belief that it is very important.
• if you would love to do or have something, you want very much to do it or have it.
• some people use love as an affectionate way of addressing someone; an informal use.
• you can write love or love from, followed by your name, when you end an informal letter.
• in tennis, love is a score of zero.
• see also loving.
• if you are in love with someone, you feel romantically or sexually attracted to them, and they are very important to you.
• if you fall in love with someone, you start to be in love with them.
• when two people make love, they have sex.
• if there is no love lost between two people or groups, they do not like each other at all.
love affair
• affair of the heart, two people in love
• a love affair is a sexual or romantic ...

love را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mohammad
علاقه شدید،دوست داشتن بیش از حد
Alborzi
عشق
h.m
love is every thing we can not live with out love
aida
محبت / علاقه ی شدید/عشق
n.m
از محبت ها میاد ،، علاقه ،، عشق داشتن ،،دوست داشتن
SAEEDEH
علاقه ی بیش از حد به یک نفر
asra
عشق/علاقه شدید قلبی
setare
عاشق شدن
slytherinian
عشق یه پاتر هر به هاگوارتز و گروهش که اسلایترینه
اسلاترینی ها و پاتر هدا لایک کنن
i want hogwarts
i want ticket
آراز فرشباف
عشق ورزیدن
دوست داشتن شدید
علاقه مندی شدید
Sunflower🌻
دل بستن، دلبستگی،
دل باختن، دلباختگی،
دل دادن، دلدادگی،
عليرضا كريمي وند
We make life with love
ما با عشق زندگي مي كنيم
make love to you
عاشق تو هستم
Mahsa
عشق بازی
mohaddeseh
عاشقی،محبت،معشوقه
fatemeh
عشق معنی میده به لحظه لحظه زندگی
mins
علاقه شدید
amirhosein khakshoor
1-لذت بردن
2-دوست داشتن
amirhosein khakshoor
اگر بعد از loveفعل به صورت ing بیاید به معنی لذت بردن میدهد واگر با مصدر to be بیاید به معنی دوست داشتن می دهد.
کیهان
در انتهای نامه به معنی "با عشق" است.
nazi
دوست داشتن بی حد و اندازه
سحر ssss
دوست داشتن از ته قلب
M
دوست داشتن
roya
احساسات شديد قلبي به چیزی یا شخصی
يار دلواري
Love means the purity of your name in my destiny
🌕 عشق ‌‌‌‌‌❤️ یعنی پاکی نام تو در سرنوشتم
F
عشق، دوست داشتن
Taylor
عشق
مثالI love you
معنی من عاشقت هستم.
themahdieh
عشق
ع:علاقه
ش:شدید
ق:قلبی
ایرزاد
love
این واژه همریشه با واژه های:
لاف، لَوَند، لَب،لَفز،لیف،لِفت(و لُعاب)
لاف زدن= مانند عشق که دوست داشتن بیش از اندازه است در بارهء چیزی غُلُو بیش از اندازه کردن
لَوَند=زنی که با رفتارش آدم را دلباخته و عاشق خودش میکند.
لَب = به راستی لَب به مینه چسباندن و چسبیدن و تماس و پَرماس است که برآیند دلدادگی بیش از اندازه است.
لیف= برگ درخت خرما که چون پهن و بزرگ بود برای پیچیدن چیزی در آن به کار میبردند.
لیف = ابزار شست و شو در گرمابه که هنگام کشیدن به تَن میچسبد.
لِفت دادن = به جایی چسبیدن و نجنبیدن
لِفت و لُعاب=چسبناک و غَلیز(غلیظ)
دکتر محمد حسین حدیدی
محبت،مهر،عاشق،عشق
امین کروشاوی
I love you
من دوست دارم
EXO L _ BLINK _ KOREA
LOVE یک کلمه انگلیسیه که در فارسی به معنی عشقه و LOVE را اگر بخواهید به فارسی بنویسید میشه لاو و به انگلیسی اگر بخواهید به کوچک بنویسید love میشه
FC zenit_fan
خودتونو اذیت نکنین،
love یعنی live.
love یعنی everything.
.
I live with love.
ムℓムℳ
عشق و احساس محبت
فرشته عشق
I do not want materialism to prevent me from reaching love
دوست ندارم مادیات مانع رسیدن من به عشق شود
Behshad
😏You're love is in my veins.
😏You're love in my mind.
But you are not axept me.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی love
کلمه : love
املای فارسی : لوح
اشتباه تایپی : مخرث
عکس love : در گوگل

آیا معنی love مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )