برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1674 100 1
شبکه مترجمین ایران

live up to

/ˈlaɪv ʌp tuː/ /laɪv ʌp tuː/

طبق انتظار (یا شهرت یا آرمان خود) زندگی کردن، اجرا کردن، عمل کردن به، جنب و جوشی پیدا کردن، روحی پیدا کردن

واژه live up to در جمله های نمونه

1. Many men feel their body shape doesn't live up to the stereotype of the ideal man.
[ترجمه ali] بسیاری از مردان احساس می کنند که شکل بدنشان مطابق الگوی یک مرد ایده آل نیست.
|
[ترجمه ترگمان]بسیاری از مردان احساس می‌کنند بدن آن‌ها شکل بدن خود را در قالب کلیشه این مرد ایده‌آل زندگی نمی‌کند
[ترجمه گوگل]بسیاری از مردان احساس می کنند که شکل بدنشان به کلیشه ای از مرد ایده آل زندگی نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I try to live up to the high standard of the school.
[ترجمه مرجان فرجی] سعی دارم خودم را با استانداردهای مدرسه تطبیق دهم
|
[ترجمه هورمزد] بنده تلاش می کنم خود را با استاندارد های بالای مدرسه سازگار کنم|
[ترجمه ترگمان] ...

معنی عبارات مرتبط با live up to به فارسی

توقعات و انتظارات دیگران را برآورده کردن

معنی کلمه live up to به انگلیسی

live up to
• fulfill someone's expectations; achieve a standard of a predetermined level (i.e. criterion set by one's own expectations or another person's example)
live up to one's principles
• live a lifestyle that is compatible with one's beliefs

live up to را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

A
در حد استاندارد چیزی بودن
امیر
براورده کردن انتظارات
پری
مطابق استاندارد عمل کردن
setayesh
to look and act like part of a group
setayesh
to look and at like part of a group
sara.p
[live up to something] to be as good as what was expected or promised
The breathtakingly beautiful scenery certainly lived up to expectations.
(MacMillan dictionary)
Hoseinjam
براورده کردن انتظارات و اجرا کردن و عمل کردن
ناژین عبدالباقی
Keep to the high standard of
s
مطابق استاندارد علم کردن
لیلی موسوی
مطابق با انتظار یا توقع کسی بودن
Shirinbahari
برآورده کردن انتظارات
the food more than lived up to Luke's predictions
متعهد شدن
the president lived up to his promise to set America swiftly on a new path
غزال سرخ
به نقل از هزاره:
1. [اصول، مذهب] طبق... زندگی کردن، اجرا کردن، عمل کردن به؛ [قول‌های خود] وفادار ماندن به
2. مطابق ... رفتار کردن / زندگی کردن، از ... تبعیت کردن/پیروی کردن
ابراهیم موسوی
از پس چیزی بر آمدن
Women are so afraid not to live up to the myths about the hymen
علیرضا محمدیان
live up to is phrasal verb which means to do whatever sb or people want,or on the other
hand it means to fulfill expectations or even sb's dream
بهرام- گروه مترجم جوان
پایبند بودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی live up to

کلمه : live up to
املای فارسی : لایو آاپ تو
اشتباه تایپی : مهرث عح فخ
عکس live up to : در گوگل

آیا معنی live up to مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )