برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1463 100 1

lingering

واژه lingering در جمله های نمونه

1. i saw her lingering homeward
او را دیدم که سلانه سلانه به‌خانه می‌رفت.

2. Any lingering hopes of winning the title soon disappeared.
[ترجمه ترگمان]هر امید و امید به دست آوردن مقام به زودی ناپدید می‌شد
[ترجمه گوگل]هر گونه امیدواری طولانی به پیروزی در عنوان به زودی ناپدید شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The world's lingering,the end is still no match for the forget the bitter oligonucleotide soup.
[ترجمه ترگمان]با این حال، دنیا هنوز در حال درنگ است، و پایان مسابقه، برای فراموش کردن سوپ تلخ و تلخ، به هیچ وجه مطابقت ندارد
[ترجمه گوگل]دیر رسیدن جهان، پایان یافتن هنوز هم برای سوپر oligonucleotide تلخ فراموش شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. These figures kill off any lingering hopes of an early economic recovery.
[ترجمه ترگمان]این ارقام هر گونه امید همیشگی برای بهبود اقتصادی زود هنگام را از بین می‌برند
[ترجمه گوگل]این ارقام هرگونه امیدواری طولانی به بهبود اقتصادی اولیه را از بین می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. ...

معنی کلمه lingering به انگلیسی

lingering
• continuous, prolonged(especially of an illness); enduring, persisting, remaining alive; remaining in one place; meditating, contemplating; walking slowly

lingering را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا ایوبی صانع
ازلی ، ابدی ، مانا
متین
آزگار
عاطفه موسوی
پیوسته ، دائمی
میثم زارعی
بی تفاوتی
مریم سی سی
همیشگی
مهناز
ماندگار
عادل چایچیان
پیوسته، مانا، پایدار، طولانی، مستدام
سهیلا سهرابی
باقی مانده
سجاد صالحی
معطل شدن؛ فس فس کردن؛ دست دست کردن؛ درنگ کردن؛ طول دادن؛ دوام آوردن؛ وقت تلف کردن؛ تعلل کردن و ...
Abolfazl Ehsani
به جا مانده
علی ماشا اله زاده
خاطره،بو،)که تا مدتها می ماند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی lingering مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران