برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1399 100 1

less

/ˈles/ /les/

معنی: کوچکتر، اصغر، کمتر، پست تر
معانی دیگر: به میزان کمتر، به درجه ی کمتر، مبلغ کمتر، منهای (minus هم می گویند)، با کسر، صفت تفضیلی: little، بعنوان صفت تفضیلی little بکار رفته کهتر

بررسی کلمه less

پسوند ( suffix )
(1) تعریف: not having; without; lacking.

- seamless
[ترجمه ترگمان] بدون سنگ
[ترجمه گوگل] بدون درز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- hopeless
[ترجمه ترگمان] نومید کننده
[ترجمه گوگل] نومید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: unable to; resistant to (such) an action.

- measureless
[ترجمه ترگمان] غیرقابل اندازه‌گیری
[ترجمه گوگل] بی اندازه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
قید ( adverb )
(1) تعریف: comp. of little.

(2) تعریف: to a smaller degree or amount.

- He is less patient than I am.
[ترجمه ترگمان] کم‌تر از ...

واژه less در جمله های نمونه

1. less important details are relegated to the footnotes
جزئیات کم‌اهمیت‌تر را در پانویس‌ها آورده‌اند.

2. less than 25 words
کمتر از 25 واژه

3. less and less
کمتر و کمتر،(به طور) کاهنده،کم شونده

4. a less crowded bus
اتوبوسی که خلوت‌تر است

5. eat less meat and more vegetables
گوشت قرمز کمتر و سبزیجات بیشتر بخور.

6. in less than ten seconds
در کمتر از ده ثانیه

7. no less a person than the president invited him
خود رییس جمهور او را دعوت کرد.

8. the less you go,the more they will miss you
هرچه کمتر بروی،دلشان بیشتر برایت تنگ خواهد شد.

9. the less you work, the less you get paid
هرچه کمتر کاربکنی،کمتر حقوق می‌گیری.

10. year less ten days
یکسال ده روز کم

11. "more haste, less speed" is a well-known paradox
((عجله‌ی بیشتر - سرعت کمتر)) ناسازه‌ی معروفی است.

12. $ 5000 less taxes
5 هزار دلار با کسر مالیات (منهای مالیات)

13. much less (or still less)
...

مترادف less

کوچکتر (صفت)
minor , lesser , less
اصغر (صفت)
minor , junior , lesser , less
کمتر (صفت)
short , minor , lesser , less , minus
پست تر (صفت)
lower , less

معنی عبارات مرتبط با less به فارسی

کمتر و کمتر، (به طور) کاهنده، کم شونده
بى هوا، گرفته، خفه
(در اصل بوده است: couldn't care less) اصلا اهمیت ندارد، (در اصل بوده است: couldnt care less) اصلا اهمیت ندارد
کمتر و کمتر، (به طور) کاهنده، کم شونده
فاره از عشق، نا محبوب
کم و بیش، کم یا بیش، کمابیش
خیلی کمتر، باز هم کمتر، از این هم کمتر، اصلا، ابدا، زیر sselآمده است
با وجود این، با این همه، با همه اینها، با این وصف، معهذا
skilless ناشی، بی مهارت
بیشتر... کمتر
غیر داوطلبانه، بی ارزو
غیرمجروح، زخمی نشده، بی جراحت

معنی less در دیکشنری تخصصی

less
[فوتبال] کمتراز
[ریاضیات] کمتر
[کامپیوتر] کمتر از .
[ریاضیات] کوچکتر از
[ریاضیات] کوچکتر مساوی
[حسابداری] محدویت از نوع کوچکتر یا مساوی
[ریاضیات] کمتر ممکن است
[برق و الکترونیک] بدون جریان
[برق و الکترونیک] بی اعوعاج
[برق و الکترونیک] بدون حافظه
[پلیمر] بی راهگاه
[ریاضیات] اکیدا کمتر از

معنی کلمه less به انگلیسی

less
• without, lacking
• smaller portion, smaller amount
• smaller in amount; not as important; smaller in size
• to a smaller degree or amount
• subtract, minus
• -less is added to nouns to form adjectives that indicate that someone or something does not have the thing that the noun refers to.
• less means not as much in amount or degree as before or as something else.
• less also means not having as much of a quality as before or as something else.
• if you do something less than before or less than someone else, you do it to a smaller extent or not as often.
• you can also use less to show that the second of two numbers or amounts is subtracted from the first number or amount.
• see also lesser.
• you use less and less to say that something is becoming smaller all the time in degree or amount.
• you use less than to say that something does not have a particular quality. for example, something that is less than perfect is not perfect.
• you can use no less as an emphatic way of expressing surprise or admiration at the importance of someone or something.
• you can use no less than before an amount to indicate that you think the amount is surprisingly large.
less hawkish
• less right-wing, less hard-line
less than
• lesser than, to a smaller extent than, downwards from
less than required
• not enough, not as much as was needed
couldn't care less
• doesn't care, is not interested
expect no less
• have an understood level of expectation
expect nothing less
• have an understood level of expectation
he couldn't care less
• he doesn't care, he is not interes ...

less را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ehsan
ما برای مقایسه ی دو شخص یا دو مکان ویا دوچیز از صفات برتر استفاده میکنیم . وقتی میخواییم یک صفت مقایسه ای درست کنیم اگه اون صفت کوتاه باشه میتونیم er رو به آخرش اضافه کنیم مثل longer واگه یه صفت چند بخشی باشه باید قبل از صفت more بیاریم برای مثال
more expensive به معنی گران تر . more هم با قابل شمارش ها و هم با غیرقابل شمارش ها میاد ولی متضاد more , که less است با غیر قابل شمارش ها میاد و متضاد more که با قابل شمارش ها میاد fewer است و هر دوتاشم معنی کمتر رو میدن.
زهرا موسوی
کوچک تر
asdfghjk
اصغر
tinabailari
کمتر
my friend has less money than me
دوستم پول کمتری از من دارد 🔡
مرتضی حیدری
Painless
بدون درد
فرهود
کمتر زمانی
SonRez
با کسرِ...؛ منهایِ...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی less
کلمه : less
املای فارسی : لس
اشتباه تایپی : مثسس
عکس less : در گوگل

آیا معنی less مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )