برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1531 100 1
شبکه مترجمین ایران

lawsuit

/ˈlɒˌsuːt/ /ˈlɔːsuːt/

معنی: دعوی، مرافعه، دادخواهی، طرح دعوی در دادگاه
معانی دیگر: (حقوق) دادخواهی، مرافعه ی دادگاهی

بررسی کلمه lawsuit

اسم ( noun )
• : تعریف: a case prosecuted in a court of law.
مترادف: action, case, lawgiver, legislator, litigation, solon, suit
مشابه: arraignment, charge, congressman, contention, councilman, dispute, indictment, politician, proceeding, prosecution, representative, senator, statesman

واژه lawsuit در جمله های نمونه

1. a pending lawsuit
دعوی حقوقی در حال رسیدگی

2. A bad compromise is better than a good lawsuit.
[ترجمه ترگمان]سازش بد بهتر از یک دعوای خوب است
[ترجمه گوگل]سازش بد بهتر از دعوی خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A lawsuit has been filed against the company.
[ترجمه میلاد علی پور] دادخواستی/دعوایی/شکایتی بر علیهِ این شرکت طرح/تنظیم شده
|
[ترجمه ترگمان]پرونده‌ای بر علیه شرکت تنظیم شده‌است
[ترجمه گوگل]یک پرونده دعوی علیه شرکت ثبت شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The lawsuit was then pending.
[ترجمه ترگمان]سپس دادخواست به تعویق افتاد
[ترجمه گوگل]پس از آن پرونده دعوی در انتظار بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف lawsuit

دعوی (اسم)
quarrel , case , claim , pretension , lawsuit
مرافعه (اسم)
quarrel , case , suit , cause , trial , lawsuit , spat , contestation
دادخواهی (اسم)
pleading , lawsuit , complaint
طرح دعوی در دادگاه (اسم)
lawsuit

معنی lawsuit در دیکشنری تخصصی

lawsuit
[حقوق] دعوی، مرافعه، دادخواهی

معنی کلمه lawsuit به انگلیسی

lawsuit
• case in a court of law brought by one party against another, legal claim
• a lawsuit is a case in a court of law which concerns a dispute between two people or organizations, rather than the prosecution of a criminal by the police; a formal word.
threatened with a lawsuit
• threatened that he would file a legal claim if his demands were not fulfilled

lawsuit را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
دادخواست، شکایت، طرح دعوی
𝓓𝓪𝓻𝓴 𝓛𝓲𝓰𝓱𝓽
• case in a court of law brought by one party against another, legal claim
یک پرونده مورد پیگیری در دادگاه قانونی/طرح دعوی در دادگاه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی lawsuit

کلمه : lawsuit
املای فارسی : لوسویت
اشتباه تایپی : مشصسعهف
عکس lawsuit : در گوگل

آیا معنی lawsuit مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )