برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1720 100 1
شبکه مترجمین ایران

kind of

/ˈkaɪndʌv/ /kaɪndɒv/

معنی: تاحدی، تا درجهای
معانی دیگر: (عامیانه) تقریبا، تا اندازه ای، نسبتا

بررسی کلمه kind of

عبارت ( phrase )
• : تعریف: (informal) somewhat; rather.
مترادف: pretty, rather, somewhat
مشابه: moderately

- He's actually kind of nice.
[ترجمه ترگمان] راستش یه جورایی قشنگه
[ترجمه گوگل] او واقعا مهربان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه kind of در جمله های نمونه

1. Every kind of peaceful cooperation among men is primarily based on mutual trust and only secondly on institutions such as courts of justice and police.
[ترجمه ترگمان]هر نوع هم‌کاری صلح‌آمیز در میان مردان اصولا مبتنی بر اعتماد متقابل و ثانیا در موسساتی مانند دادگاه‌ها دادگستری و پلیس است
[ترجمه گوگل]هر نوع همکاری صلح آمیز میان مردمان عمدتا براساس اعتماد متقابل است و تنها در مورد نهادهای نظیر دادگاه های عدلی و پلیس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Crane is a kind of bird with very long legs and neck.
[ترجمه ترگمان]مرغ نوعی پرنده با پاها و گردن بلند است
[ترجمه گوگل]جرثقیل یک نوع پرنده با پاها و گردن بسیار طولانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I'm not the kind of person who would do that.
[ترجمه ترگمان]من از اون آدم‌هایی نیستم که همچین کاری بکنه
[ترجمه گوگل]من شخص شخصی نیستم که این کار را انجام دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Aluminium is a kind of metal.
[ترجمه ترگمان]آلومینیوم نوعی فلز است
[ترجمه گوگل]آلومینیوم ...

مترادف kind of

تاحدی (قید)
nearly , some , pretty , partly , kind of , somewhat
تا درجهای (قید)
kind of

معنی کلمه kind of به انگلیسی

kind of
• somewhat, a bit, moderately, kinda (slang)
be a kind of
• be a type of, be a variety of
it has a kind of
• it has a sort of, it has a certain

kind of را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی
تقریبا تا حدودی
امیر
به نوعی- یه جوری
غزال
مثلا
it’s kind of useful
میشه تا حدی مفیده
حدیث
کایند :مهربان
ح.و
نوع . گونه تاحدی
امیر
یه جورایی تقریبا
حسین
کم و بیش، بگی نگی
امینی
یک جورایی— نوع-تقریبا
nadia
برای مثال this music kind of cool
این اهنگ تاحدی باحاله
Najmeh Abbaspour
تا حدی
ستاره آبی
یه جورایی
so so

(also kinda American English)
(در انگلیسی آمریکایی به اینصورت هم نوشته میشه: kinda)

spoken slightly but not exactly, or in some ways SYN sort of
گفته شده اندکی نه دقیق، یا از بعضی جهات


مترادف: sort of به معنی کمی، تا اندازه ای

مثال:
.I’m kind of glad I didn’t win
یه جورایی خوشحالم برنده نشدم.

?He’s kinda dumb, isn’t he
او یه جورایی احمقه. نه؟
علیرضا انگوتی
یه جورایی
متین خدایی
تا حدی، تا اندازه ای
Star traveler
Syn: nearly
Almost
آبادیس
تا حدودی
تقریبا
تا حدی
یه چیزی تو این مایه ها و این ها
Hgdjjjjjj
تا حدی
Parvin
بگی نگی تا حدودی
الهام
یه جورایی
Maryam Aghajani
مورد علاقه
My kind of cat گربه مورد علاقه من
نسرین رنجبر
چیزی شبیه به

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی kind of

کلمه : kind of
املای فارسی : کایند اوف
اشتباه تایپی : نهدی خب
عکس kind of : در گوگل

آیا معنی kind of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )