• (1)تعریف: absolutely not to be violated or profaned. • مشابه: sacred
- The brothers made an inviolable agreement never to tell what they saw that day.
[ترجمه 66666] برادرها توافق محکمی بستند که هرگز چیزی که آن روز دیدند رو نگن
|
[ترجمه گوگل] برادران توافق ناپذیری بستند که هرگز آنچه را که در آن روز دیدند، نگویند [ترجمه ترگمان] این دو برادر به هیچ وجه توافق نکردند که چیزی را که آن روز می دیدند را بازگو کنند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
• (2)تعریف: incapable of being harmed, as by attack. • متضاد: violable • مشابه: impregnable, invulnerable, secure
- On its high rocky hill, the castle was inviolable.
[ترجمه گوگل] بر روی تپه سنگی مرتفع خود، قلعه غیرقابل تعرض بود [ترجمه ترگمان] در بالای تپه سنگی بالای تپه، قلعه محفوظ بود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
جمله های نمونه
1. the inviolable heavens
عرش گزند ناپذیر
2. the promise you and i made is inviolable for ever
عهدی که با تو بستیم هرگز شکستنی نیست
3. the covenant she and i entered into is inviolable for ever . . .
عهدی که با تو بستیم هرگز شکستنی نیست . . .
4. The game had a single inviolable rule: obstacles were to be overcome, not circumvented.
[ترجمه نیما] بازی یک قانون ناشکستنی داشت: موانع می بایست فائق می آمدند، نه اینکه دورشان می زدند.
|
[ترجمه گوگل]بازی تنها یک قانون غیرقابل نقض داشت: موانع باید غلبه میشد، نه دور زدن [ترجمه ترگمان]این بازی یک قاعده مصون از تعرض داشت: موانع بر سر راه غلبه بر موانع بودند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. Everyone has an inviolable right to protection by a fair legal system.
[ترجمه گوگل]هر کس حق مصونیت دارد که توسط یک نظام حقوقی منصفانه حمایت شود [ترجمه ترگمان]هر کسی حق تجاوز به یک سیستم قانونی عادلانه را دارد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. Basic law or tradition was considered inviolable.
[ترجمه گوگل]قانون اساسی یا سنت غیرقابل نقض تلقی می شد [ترجمه ترگمان]قانون اساسی یا سنت غیرقابل تجاوز محسوب می شد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. Yesterday's resolution says the present Polish border is "inviolable".
[ترجمه گوگل]قطعنامه دیروز می گوید که مرز فعلی لهستان "تخلف ناپذیر" است [ترجمه ترگمان]مصوبه روز گذشته می گوید مرز کنونی لهستان \"مصون و مصون\" است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. His marriage to this parish was inviolable in its own sacred vows.
[ترجمه گوگل]ازدواج او با این محله در نذر مقدس خود خدشه ناپذیر بود [ترجمه ترگمان]ازدواج او به این ناحیه مقدس و مقدس بود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. It is an inviolable mission of the entire Chinese people to reunify the motherland.
[ترجمه گوگل]این یک ماموریت خدشه ناپذیر کل مردم چین است که به سرزمین مادری ملحق شوند [ترجمه ترگمان]این یک ماموریت inviolable برای کل مردم چین است که سرزمین مادری را ترک می کنند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. Socialist public property is sacred and inviolable.
[ترجمه گوگل]اموال عمومی سوسیالیست مقدس و غیر قابل تعرض است [ترجمه ترگمان]اموال عمومی سوسیالیستی مقدس و مصون از تعرض است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. Home ( s ) of citizens are inviolable.
[ترجمه گوگل]خانه (ها) شهروندان از تعرض مصون است [ترجمه ترگمان]خانه (ها)از شهروندان مصون و مصون است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. Human dignity inviolable. It must be respected and protected.
[ترجمه گوگل]کرامت انسانی خدشه ناپذیر باید مورد احترام و محافظت قرار گیرد [ترجمه ترگمان] حریم خصوصی انسانی باید مورد احترام و مورد احترام باشه [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Freedom of action is one of the inviolable rules of human behavior.
[ترجمه گوگل]آزادی عمل یکی از قوانین خدشه ناپذیر رفتار انسان است [ترجمه ترگمان]آزادی عمل یکی از قوانین inviolable رفتار بشر است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. The person of the king is inviolable.
[ترجمه گوگل]شخص شاه مصون از تعرض است [ترجمه ترگمان] شخص شاه غیرقابل نقض - ه [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
• incorruptible, impossible to violate, invulnerable; sacred, safe from desecration if a principle or law is inviolable, you cannot or must not break it; a formal word.
پیشنهاد کاربران
بی چون و چرا
This term refers to something that is sacred or cannot be violated or infringed upon. It signifies a sense of utmost respect or protection. چیزی که مقدس است یا قابل نقض یا شکستن نیست. این به معنای احساس احترام یا محافظت است. ... [مشاهده متن کامل]
مثال؛ Everyone has the right to inviolable dignity. In a discussion about personal boundaries, one might say, “My personal space is inviolable, no one should invade it without my consent. ” A person describing a sacred place might say, “This temple is considered inviolable, it holds great spiritual significance. ”