intercalary

/ɪnˈtɜːrkələri//ɪnˈtɜːkələri/

معنی: اضافی، افزوده، زائد، کبیسه، اندر جاه
معانی دیگر: (هرچیز افزوده شده یا میان گذاشته شده) میان گذاشته، میان جای، (وابسته به روز یا ماه یا سال که بر سال تقویمی می افزایند تا آن را با سال حقیقی یا نجومی میزان کنند) کبیسه، میان گذاشتی، بهیزکی، اندرگاهی، سال کبیسه (leap year هم می گویند)، مندرج
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of a day or month, inserted into the calendar to bring the calendar year into correspondence with the solar year.

(2) تعریف: interpolated.

جمله های نمونه

1. intercalary inflorescence
گل آذین میان جای

2. With further development, the intercalary cell was disintegrated from the mature aeciospore and numerous warts appeared on the aeciospore surface.
[ترجمه بهروز مددی] با پیشرفت این فرایند، سلول تزریق شده ( جایگذاری شده ) از هاگ ( قارچ ) ماده جدا شده و گندمه‎های ( زگیل ) فراوانی روی سطح هاگ پدیدار می‎شوند.
|
[ترجمه ترگمان]با توسعه بیشتر، سلول intercalary از the بالغ تجزیه شد و warts متعدد در سطح aeciospore ظاهر شدند
[ترجمه گوگل]با توسعه بیشتر، سلول intercalary از aeciospore بالغ تجزیه شد و زگیل های متعدد بر روی سطح aeciospore ظاهر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The University of Rochester murine femoral intercalary allograft model has been employed to assess several relevant applications of stem cells.
[ترجمه ترگمان]دانشگاه راچستر murine femoral intercalary برای ارزیابی چندین کاربرد مرتبط از سلول های بنیادی به کار گرفته شده است
[ترجمه گوگل]برای ارزیابی چندین کاربردهای مرتبط با سلول های بنیادی، از مدل متحرک فمور موش دانشگاه روچستر استفاده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The intercalary duct of parotid gland is longer than the salivary glands, while the sublingual gland is the shortest.
[ترجمه ترگمان]مجرای intercalary غده parotid بیشتر از غدد salivary است، در حالی که غده زیر زبان کوتاه ترین است
[ترجمه گوگل]مجرای تناسلی غده پاروتید طولانی تر از غدد بزاقی است، در حالی که غده زیر جلدی آن کوتاه ترین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A leap year is an intercalary year.
[ترجمه ترگمان]سال کبیسه یک سال intercalary است
[ترجمه گوگل]یک سال شلوغ یک سال تعطیلی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Hence it is that they are now singing intercalary pieces, a practice first introduced by Agathon.
[ترجمه ترگمان]از این رو، این است که آن ها اکنون intercalary را می خوانند، و نخستین بار با آگاتون معرفی می شود
[ترجمه گوگل]از این رو است که آنها در حال آواز قطعه intercalary، یک تمرین که توسط Agathon معرفی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Feb. 29 is an intercalary day.
[ترجمه ترگمان]۲۹ فوریه روز intercalary است
[ترجمه گوگل]29 فوریه یک روز تعطیل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Regarding with the most destabilization of the gravity dam foundations with weak intercalary strata, it is possible to determine the third angle of. . .
[ترجمه ترگمان]با توجه به the پایه های سد ثقل با لایه های ضعیف intercalary، امکان تعیین زاویه سوم از هم وجود دارد
[ترجمه گوگل]با توجه به بی ثباتی ترین بنیادهای سد گرانشی با لایه های ضعیف، می توان زاویه سوم را تعیین کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. In addition, enhanced signal bands were shown in all pericentromeres and the NORs in B. oleracea var. capitata, and in all pericentromeric regions and certain intercalary sites in barley.
[ترجمه ترگمان]به علاوه، باندهای سیگنال تقویت شده در تمام pericentromeres و the در B نشان داده شدند oleracea var capitata، و در همه مناطق pericentromeric و sites خاص در جو
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، نوارهای سیگنال افزایش یافته در تمام pericentromeres و NOR در B oleracea var کپیتا، و در تمام مناطق پریکنترومریک و برخی از سایت های متداول در جو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. These orthopaedic prosthetics may include elements of a joint endoprosthesis as well as components to replace intercalary bone loss.
[ترجمه ترگمان]این اعضای مصنوعی ارتوپدی ممکن است شامل عناصر of مشترک و نیز مولفه ها برای جایگزین کردن استخوان intercalary استخوان باشند
[ترجمه گوگل]این پروتزهای ارتوپدی ممکن است عناصری از اندوپروتز مفصل و همچنین اجزاء را برای جایگزینی از بین بردن استخوان در نظر بگیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Conclusion It is suggested from the present study that the salivary gland tumors may originate from basal cells of intercalary ducts and this cell may closely relate with neural ectoderm.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری از مطالعه حاضر پیشنهاد شده است که تومورهای غده هیپوفیز ممکن است از سلول های بنیادین مجاری intercalary نشات بگیرند و این سلول ممکن است ارتباط نزدیکی با اکتودرم عصبی داشته باشد
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری از مطالعه حاضر این است که تومورهای غدد بزاقی ممکن است از سلول های پایه کانال های مفاصل تشکیل شده و این سلول ممکن است به طور دقیق با اکو داجرم عصبی مرتبط باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Results show that the sex pheromone glands are isolated glandular units, each of which is composed of a gland cell and intercalary cells.
[ترجمه ترگمان]نتایج نشان می دهد که غدد جنسی جنسی واحدهای glandular مجزا هستند که هر کدام از آن ها از سلول غده و سلول های intercalary تشکیل یافته است
[ترجمه گوگل]نتایج نشان می دهد که غدد فرومون جنس واحدهای زنجیری جدا شده است که هر کدام از سلول های غده و سلول های متقاطع تشکیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Traditionally, thirteen moon cakes were piled in a pyramid to symbolize the thirteen moons of a "complete year, " that is, twelve moons plus one intercalary moon.
[ترجمه ترگمان]به طور سنتی، سیزده ماه در یک هرم چیده شده اند تا سیزده ماه از سال \"سال کامل\" را نمایش دهند که شامل دوازده ماه به علاوه یک ماه است
[ترجمه گوگل]به طور سنتی، سیزده ماه کیک در یک هرم انباشته شده بود تا نمادی از سیزده ماه ماه سال کامل، یعنی دوازده ماه به همراه یک ماه تعطیل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

اضافی (صفت)
extra, additional, further, supplementary, supernumerary, plus, intercalary

افزوده (صفت)
additional, adjunct, intercalary

زائد (صفت)
useless, extra, redundant, surplus, further, intercalary, waste, superfluous, unneeded, supererogatory

کبیسه (صفت)
intercalary

اندر جاه (صفت)
intercalary

به انگلیسی

• inserted, interpolated; of a day or month which has been added to the calendar; having an extra day or month inserted (of a year)

ارتباط محتوایی

معنی اصلیاضافی، افزوده، زائد، کبیسه، اندر جاهمعانی متفرقه( هرچیز افزوده شده یا میان گذاشته شده ) می ...بررسی کلمهصفت ( adjective ) • ( 1 ) تعریف: of a day or month, inserted into the calendar to bring the c ...جمله های نمونه1. intercalary inflorescence گل آذین میان جای 2. With further development, the intercalary cell ...مترادفاضافی ( صفت ) extra, additional, further, supplementary, supernumerary, plus, intercalary افزوده ...انگلیسی به انگلیسیinserted, interpolated; of a day or month which has been added to the calendar; having an extra day ...
معنی intercalary، مفهوم intercalary، تعریف intercalary، معرفی intercalary، intercalary چیست، intercalary یعنی چی، intercalary یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف i، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف i، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف i، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف i
کلمه بعدی: intercalary month
اشتباه تایپی: هدفثقزشمشقغ
عکس intercalary : در گوگل
معنی intercalary

پیشنهاد کاربران

سال کبیسه
درج شده ( مندرج )
میان گذاشته، میان جای
اضافی، intercalary meristem
معنای دیگر intercalary به معنی فی مابین، واقع در، آنچه بین دوقسمت دیگر نشانده یا قرار گرفته باشد
ونظر قبلی خودم در مورد intercalary merisyem را تصحیح میکنم این مریستم ها مریستم های فی مابین هستند چون بین دو گره قرار گرفته اند
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما