ineligible

/ˌɪˈnelɪdʒəbl̩//ɪnˈelɪdʒəbl̩/

معنی: غیر مشمول، غیر قابل قبول، فاقد شرایط لازم، شامل نشدنی، نا شایسته برای انتخاب
معانی دیگر: فاقد صلاحیت، گزین ناپذیر
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: not qualified to hold an office or position.
متضاد: eligible, qualified
مشابه: unqualified

(2) تعریف: not considered worthy or suitable.
متضاد: eligible

- The peasant is ineligible to marry the princess.
[ترجمه علی جادری] دهقان شایسته ازدواج با شاهزاده خانم نیست .
|
[ترجمه گوگل] دهقان صلاحیت ازدواج با شاهزاده خانم را ندارد
[ترجمه ترگمان] این دهقانی است که با شاهزاده خانم ازدواج می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
مشتقات: ineligibly (adv.), ineligibility (n.), ineligibleness (n.)
• : تعریف: one who is not eligible.

جمله های نمونه

1. he is ineligible for promotion
او حایز شرایط لازم برای ترفیع نیست.

2. those under 18 are ineligible to vote
آنان که کمتر از 18 سال دارند نمی توانند رای بدهند.

3. The country had been declared ineligible for World Bank lending.
[ترجمه گوگل]این کشور واجد شرایط دریافت وام بانک جهانی اعلام شده بود
[ترجمه ترگمان]این کشور برای وام دادن به بانک جهانی شرایط لازم را اعلام نکرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The new rules have made thousands more people ineligible for legal aid.
[ترجمه گوگل]قوانین جدید هزاران نفر دیگر را واجد شرایط دریافت کمک قانونی کرده است
[ترجمه ترگمان]این قوانین جدید، هزاران نفر دیگر را برای کمک به قانون منع کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Temporary workers are ineligible for the pension scheme.
[ترجمه گوگل]کارگران موقت واجد شرایط طرح بازنشستگی نیستند
[ترجمه ترگمان]کارگران موقت فاقد شرایط برای طرح بازنشستگی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He was declared ineligible for the competition because he worked for the company that ran it.
[ترجمه گوگل]او به دلیل کار در شرکتی که آن را اداره می کرد، واجد شرایط رقابت اعلام نشد
[ترجمه ترگمان]او برای رقابت فاقد شرایط اعلام شد زیرا برای شرکتی که آن را اداره می کرد کار می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Any person under the age of 18 is ineligible for benefit.
[ترجمه گوگل]هر فرد زیر 18 سال واجد شرایط دریافت مزایا نیست
[ترجمه ترگمان]هر فردی که زیر ۱۸ سال سن داشته باشد، واجد شرایط نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. They were ineligible to remain in the USA.
[ترجمه گوگل]آنها واجد شرایط ماندن در ایالات متحده نبودند
[ترجمه ترگمان]آن ها فاقد شرایط لازم برای باقی ماندن در آمریکا بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. It is a pity that Keane is ineligible for all of Leeds' Champions League matches this season.
[ترجمه گوگل]حیف که کین برای تمام بازی های لیدز در لیگ قهرمانان این فصل محروم است
[ترجمه ترگمان]جای تاسف است که کین برای تمام بازی های لیگ قهرمانان (لیدز)این فصل را ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Children were considered ineligible to be controls if they were a twin, were adopted, or had a serious congenital defect.
[ترجمه گوگل]کودکانی که دوقلو بودند، به فرزندخواندگی می‌گرفتند یا نقص مادرزادی جدی داشتند، واجد شرایط کنترل نبودند
[ترجمه ترگمان]کودکان فاقد صلاحیت در نظر گرفته شدند اگر یک دوقلو بودند یا به فرزندی پذیرفته شدند یا نقص مادرزادی جدی داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Bank bills are classified as either eligible or ineligible.
[ترجمه گوگل]صورت‌حساب‌های بانکی به دو دسته واجد شرایط یا غیرمجاز طبقه‌بندی می‌شوند
[ترجمه ترگمان]لوایح بانکی به عنوان واجد شرایط یا واجد شرایط طبقه بندی می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. People with higher incomes are ineligible for the government benefits.
[ترجمه گوگل]افرادی که درآمد بالاتری دارند واجد شرایط دریافت مزایای دولتی نیستند
[ترجمه ترگمان]افرادی که درآمد بالاتری دارند فاقد شرایط لازم برای منافع دولت هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Senior power forward Tony Moore became academically ineligible, then left school.
[ترجمه گوگل]پاور فوروارد ارشد تونی مور از نظر تحصیلی واجد شرایط نبود، سپس مدرسه را ترک کرد
[ترجمه ترگمان]قدرت ارشد (تونی مور)فاقد شرایط تحصیلی بود، سپس مدرسه را ترک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Furthermore, women who work part-time are often ineligible to join an occupational-pension scheme.
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، زنانی که به صورت پاره وقت کار می کنند اغلب واجد شرایط پیوستن به یک طرح بازنشستگی شغلی نیستند
[ترجمه ترگمان]علاوه بر آن، زنانی که نیمه وقت کار می کنند اغلب فاقد شرایط لازم برای پیوستن به یک طرح بازنشستگی شغلی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Since he was born in England, he's ineligible to run for president in this country.
[ترجمه گوگل]از آنجایی که او در انگلیس به دنیا آمده است، نمی تواند برای ریاست جمهوری در این کشور نامزد شود
[ترجمه ترگمان]از زمان تولد وی در انگلستان، او فاقد صلاحیت برای ریاست جمهوری در این کشور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

غیر مشمول (صفت)
inapplicable, ineligible

غیر قابل قبول (صفت)
incredible, ineligible

فاقد شرایط لازم (صفت)
ineligible, unqualified

شامل نشدنی (صفت)
ineligible

نا شایسته برای انتخاب (صفت)
ineligible

به انگلیسی

• one who is not eligible, one who is not suitable
not qualified, not suitable, lacking ability; not legally qualified
if you are ineligible for something, you are not qualified for it or entitled to it; a formal word.

پیشنهاد کاربران

نامناسب
انتخاب ناپذیر؛ ناگزیدنی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما