برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1401 100 1

iv

/ˌaɪˈviː/ /ˌaɪˈviː/

مخفف: درون رگی، درون سیاهرگی

بررسی کلمه iv

اسم ( noun )
حالات: IVs
• : تعریف: an apparatus for giving medicine or nutrients through the veins.
اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "intravenous" or "intravenously."

واژه iv در جمله های نمونه

1. Juliet dies in Act IV, Scene iii.
[ترجمه ترگمان]ژولیت در پرده چهارم فوت می‌کند
[ترجمه گوگل]جولیت در Act IV در صحنه سوم میمیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He disconnected the IV bottle from the overhead hook.
[ترجمه ن م] اوسرم را از قلاب بالای سرش جدا کرد
|
[ترجمه ترگمان]بطری IV را از قلاب بالای سر جدا کرد
[ترجمه گوگل]او بطری IV را از قلاب سربار جدا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She was then hooked up to an IV drip.
[ترجمه ترگمان]بعد به سرم وصل شد
[ترجمه گوگل]سپس آن را به یک قطره IV متصل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Ophelia expires in Act IV of Hamlet.
[ترجمه ترگمان]Ophelia در قانون چهارم هملت به ...

معنی عبارات مرتبط با iv به فارسی

پرده دوم مجلس چهارم
زبان فرترن 2

مخفف iv

عبارت کامل: Intra Venous
موضوع: پزشکی
داخل وریدی

معنی کلمه iv به انگلیسی

iv
• occurring within a vein or veins, entering through a vein
• number 4 (roman numerals)
• injection or feeding administered through a vein
david iv
• david the builder (1073-1125), king of georgia from 1089 to 1125 who overpowered the turks in 1122 in the battle of didgori and captured tbilisi
gave an iv
• administered an intravenous injection
received an iv
• was given an intravenous

iv را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیلوفر نیک کار
چهارمین عدد رومی
علی انتظاری
سِرُم (درون رَگی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی iv
کلمه : iv
املای فارسی : ایو
اشتباه تایپی : هر
عکس iv : در گوگل

آیا معنی iv مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )