برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1466 100 1

issue

/ˈɪʃuː/ /ˈɪʃuː/

معنی: نژاد، اولاد، فرزند، سرانجام، پی امد، بر امد، نسخه، عمل، کردار، موضوع، شماره، نشریه، نتیجه بحی، رواج دادن، انتشار دادن، صادر شدن، فرستا دن، خارج شدن، بیرون آمدن، صادر کردن
معانی دیگر: برون ریزی، در روی، خروج، برون رفت، برونش، راه خروج، خروجی، دهانه، مخرج، برونگاه، برونجای، نتیجه، عاقبت، پایان، برایند، درآمد (از ملک یا مالیات یا جریمه)، دریافتی(ها)، مداخل، (به صورت مداخل) حاصل شدن، به دست آمدن، تعلق گرفتن به، ارزیافت، عواید، عاید شدن، (موضوع یا سوال و غیره) مورد بحث، مطلب، قضیه، مسئله، باره، جستار، سخن مایه، درونمایه، برون فرستی، صدور، توزیع، نشر، انتشار، پخش، روانش، فرستش، پراکنش، پخشش، (آنچه که در هر وهله منتشر شود) چاپ، سری، (پزشکی - بیرونریزی یا آمدن خون یا چرک و غیره، بریدگی یا شکاف برای خارج سازی چرک و غیره) ریزش، خون ریزش، (جای) نیشتر، بیرون آمدن (یا ریختن یا تراویدن و غیره)، جریان یافتن، درآمدن، زاده شدن، (از نژاد یا خانواده و غیره ی بخصوصی) تبار داشتن، (حقوق) اولاد، بازماندگان، (با: from) منتج شدن از، پیامد (چیزی) بودن، ناشی شدن، منشا گرفتن، بن گرفتن از، (معمولا با: in) به نتیجه رسیدن، سرزدن، چاپ کردن یا شدن، منتشر کردن یا شدن، نشر کردن یا شدن، پراکندن، پخشیدن، توزیع کردن، (جیره و سهمیه و غیره) دادن، بیرون دادن، نوع، نتیجه بحک

بررسی کلمه issue

اسم ( noun )
عبارات: at issue
(1) تعریف: the act or process of sending or coming from a particular source.
مترادف: discharge, effusion, emanation, emission, flow, outflow, outpouring, stream
مشابه: egress, eruption, gush, leak, outburst

- They were able to stop the issue of fluid from the wound.
[ترجمه مریم] انها توانستند تراوش مایع از زخم را متوقف کنند
|
[ترجمه محسن] آن ها توانستند بیرون آمدن مایع از زخم را متوقف کنند
|
[ترجمه ترگمان] آن‌ها قادر بودند که مساله مایع را از زخم رها کنند
[ترجمه گوگل] آنها توانستند مساله مایع را از زخم متوقف کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The issue of pollutants from the factory into the stream has caused the death of most of the fish.
[ترجمه ترگمان] مساله آلاینده‌های این کارخانه در جریان آب باعث مرگ بیشتر ماهی‌ها شده‌است
...

واژه issue در جمله های نمونه

1. issue forth
(ادبی) بیرون رفتن یا آمدن،برون شدن

2. an issue of smoke from a chimney
خروج دود از دودکش

3. the issue of chinese representation at the u. n.
موضوع نمایندگی کشور چین در سازمان ملل متحد

4. the issue of new taxes caused a lot of strife
موضوع مالیات‌های جدید موجب کشمکش‌های زیادی شد.

5. the issue of the second printing of this book
انتشار دومین چاپ این کتاب

6. the issue of water from a broken pipe
برون ریزی آب از لوله‌ی شکسته

7. to issue a citation
احضاریه صادر کردن

8. to issue commemorative stamps
تمبر یاد بود منتشر کردن

9. at issue (or in issue)
مورد بحث،هنوز حل و فصل نشده،مورد اختلاف

10. join issue
جر و بحث کردن،وارد مشاجره یا کشمکش شدن

11. take issue (with)
مخالفت کردن با،موافق نبودن،قبول نداشتن

12. a new issue of government bonds
صدور جدید اوراق قرضه‌ی دولتی

13. a regular issue of stamps
چاپ تمبر برای مصرف عموم ...

مترادف issue

نژاد (اسم)
issue , pedigree , race , strain , blood , descent , phylum , stirps
اولاد (اسم)
slip , breed , issue , posterity , offsprings , progenies , seeds
فرزند (اسم)
issue , root , progeny , offset , child , produce , son , sprout , offspring , daughter , scion , shoot
سرانجام (اسم)
end , conclusion , issue , upshot
پی امد (اسم)
issue , result , consequence , outcome
بر امد (اسم)
expenditure , issue , result , consequence , expense , outcome
نسخه (اسم)
issue , exemplar , prescription , copy , version
عمل (اسم)
article , function , process , practice , act , action , operation , doing , deed , issue , fact , proceeding , production , gest
کردار (اسم)
act , action , deed , karma , issue , exploit , jest
موضوع (اسم)
matter , object , subject , story , point , issue , subject matter , question , fable , plot , theme , problem , topic , leitmotiv , motif
شماره (اسم)
number , issue , numeral
نشریه (اسم)
tract , issue , publication , serial , review , leaflet
نتیجه بحی (اسم)
issue
رواج دادن (فعل)
issue , propagate , propound
انتشار دادن (فعل)
promulgate , issue , propagate , advertise , announce
صادر شدن (فعل)
issue , be exported , be published
فرستا دن (فعل)
issue , send , dispatch , refer , forward , ship , transmit , send out , despatch , send in
خارج شدن (فعل)
void , issue , protrude , egress , exit
بیرون آمدن (فعل)
pull out , issue , emerge , exude , extrude , transpire , emanate
صادر کردن (فعل)
issue , publish , export , send out

معنی عبارات مرتبط با issue به فارسی

(ادبی) بیرون رفتن یا آمدن، برون شدن
نکته موضوع بحککه در نتیجه انکار مطلبی پیدا میشود
نکتع موضوع بحککه در تطبیق قانون پیدا میشود
داهنخود
خاتمه دادن، به پایان رساندن، راه فرار را گرفتن، گیرانداختن، به تنگ آوردن، به مرحله ی حل و فصل رساندن، به مرحله ی تصمیم گیری رساندن
نکته یا موضوعی را با اصرار مطرح کردن
جر و بحث کردن، وارد مشاجره یا کشمکش شدن
زیاد انتشاردادن، اضافه بر اعتبار رواجدادن
مورد آزمایش قرار دادن، در محک تجربه سنجیدن
موضوع فرعی، مسئله فرعی

معنی issue در دیکشنری تخصصی

issue
[فوتبال] پیامد
[حقوق] صادر کردن، صدور، موضوع، مسئله، اولاد، اخلاف
[ریاضیات] ناشی شدن، نتیجه بحث، صادر شدن، موضوع، انتشار دادن، شماره، عمل
[حقوق] موضوع مورد اختلاف، موضوع متنازع فیه
[حقوق] موضوع حقوقی
[حقوق] اعتبار امر مختوم، ممنوعیت طرح مجدد دعوی مختومه
[حقوق] موضوع مورد اختلاف، موضوع ترافقی
[حقوق] بدون اولاد فوت کردن
[حقوق] فرزند بلافصل
[حقوق] موضوع صلاحیتی، موضوع مربوط به صلاحیت
[حقوق] موضوع حقوقی، اولاد (در وصیت نامه)
[حقوق] موضوع دعوی، موضوع متنازع فیه
[حسابداری] محل و تاریخ صدور
[حقوق] موضوع مورد اختلاف یا متنازع فیه
[حقوق] موضوع شکلی
...

معنی کلمه issue به انگلیسی

issue
• act of sending out, distribution; something sent out, publication, edition; subject, topic, matter under discussion; end result; children, offspring
• make available (stamp, stock, etc.); publish, distribute, circulate; come forth, flow; put out; distribute; discharge, emit; result from
• an issue is an important problem or subject that people are discussing or arguing about.
• if something is the issue, it is the thing you consider to be the most important part of a situation or discussion.
• an issue of a magazine or newspaper is a particular edition of it.
• if someone issues a statement, they make it formally or publicly.
• if you are issued with something or if it is issued to you, it is officially given it to you.
• when something issues from a place, it comes out of it; a literary use.
• the thing at issue is the thing that is being argued about.
• if you make an issue of something, you make a fuss about it.
issue a decree
• make a judicial decision, announce an edict, issue a command
issue a law
• put forth a statute, issue a regulation, announce a decree, issue an edict
issue a newspaper
• publish a newspaper
issue a passport
• supply with a passport, provide a person with an official document that identifies citizenship and allows passage into foreign countries
issue a statement
• make an announcement, make a declaration
issue a ticket
• write out a ticket, give someone a ticket (parking ticket, speeding ticket)
issue a warning
• announce a warning, give a caution
issue an arrest warrant
• release offic ...

issue را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

باقر حسین لو
موضوع - مسأله
ebi
واگذاردن ، واگذاشتن ، واگذار کردن

در دسترس گذاردن/گذاشتن/نهادن

در اختیار گذاردن/گذاشتن/نهادن
Maryam kazemi fard
نصیب
علی
مشکل- ایراد
hossein
روش برای انجام کاری
Sunflower
مسئله، سوال،
محمدمهدی مرادمند
صدور [حسابداری]
Sunflower
Problem

مشکل،‌
معضل،

The biggest issue in the world...
بزرگترین معضل دنیا ...

Emotional issues
مشکلات روحی
آسا
Push the issue
اصرار داشتن برای حل/ رفع/بحث کردن در مورد یک مشکل.
shadi
راه حل
a.r
a matter of public concern
a problem or difficulty
a point or matter of discussion, debate, or dispute
a personal problem
an outcome or consequence
Setayesh-Arya
means problem
محدثه مُلائی
[حقوق] صادر کردن؛ صدور؛ موضوع؛ مسئله؛ اولاد؛ اخلاف
میلاد علی پور
فراهم کردن، ایجاد کردن
N
مشکلات😔 / صادر کردن📮
آمل ب.خ
Problemمسله است یعنی برای انسان ها به کار می رود که می توان به تعداد ان ذکر کرد یک مسله .دومسله یا دو 2االی 3.4.5یاچند ین مشکل و مسله داشتن مثلادمن 4 مسله ومشکل دارم ......ولی isuue برای دستگاه یا ماشین و غیره قابل شمازش نیست به کار می رود نباید برای انسان به کار ببریم معنی یکسان .درکاربرد فرق کوچکی ومهم دارد
...
مشکل یا موضوعی که مردم در موردش فکر و صحبت می کنند
Mahsa
a subject or problem which people are thinking and talking about
یک موضوع یا مشکلی که مردم درباره ی آن فکر و صحبت می کنند:
I'm not interested in environmental issues
fatemeh
مسئله .موضوع
Em
موضوع .مسئله .مشکل
nava
مساله
لیلی
مسئله موضوع
مهاجر
چاپ
AQ
Politics issues
مسائل سیاسی
س پ
issue
موضوع سوال
فاروق

امیدوار بودم کە مسئلە مهمی نباشە ،یا مشکل مهمی نیاشە
I was kind of hoping that wouldn't be an issue
امیررضا فرهید
مسئله ... مشکل ... ایراد

A subject or problem
Elahe
منتشر.موضوع
Rosifer
In How many issues did you publish this issue?
در چند شماره منتشر کردید این نشریه را ؟
Majid
موضوع- مشکل- صادر کردن😚
میلاد علی پور
تحویل دادن
الیاس
اظهار کردن ، اعلام کردن
مردم خرند به جز من و خانوادم
the issu's the program is love
موضوع برانامه ی امروز عشق است
سعید
موضوع دعوی
سهیل
برابر با �جستار� در پارسی است.
Shiva_sisi
مسئله..ـموضوع
Shiva_sisi
this math issue is very hard

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی issue
کلمه : issue
املای فارسی : ایشو
اشتباه تایپی : هسسعث
عکس issue : در گوگل

آیا معنی issue مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران