برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1571 100 1
شبکه مترجمین ایران

inundate

/ˈɪnənˌdet/ /ˈɪnʌndeɪt/

معنی: اشباع کردن، زیر سیل پوشاندن، سیل زده کردن، از اب پوشانیدن
معانی دیگر: سیل گرفتن، زیر آب بردن، از آب پوشیده کردن، آب بستن به، (به ویژه به صورت مجهول) اشباع کردن، (در چیزی) غرقه کردن

بررسی کلمه inundate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: inundates, inundating, inundated
مشتقات: inundation (n.)
(1) تعریف: to cover or overspread with water, esp. a very large amount; flood.
مشابه: deluge, engulf, flood, overflow, overrun, submerge

- The floods inundated the entire coastal region.
[ترجمه ترگمان] سیل کل منطقه ساحلی را زیر آب برد
[ترجمه گوگل] سیل کل منطقه ساحلی را فرو ریخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to overspread or overwhelm as if with a flood of water; deluge.
مشابه: avalanche, deluge, engulf, flood, swamp

- The office was inundated with responses to the advertisement.
[ترجمه ترگمان] این دفتر در واکنش به این تبلیغ غرق شد
[ترجمه گوگل] دفتر با پاسخ به تبلیغات غرق شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه inundate در جمله های نمونه

1. rain caused the river to inundate farms
باران موجب شد که رودخانه کشتزارها را زیر آب ببرد.

2. Her office was inundated with requests for tickets.
[ترجمه میثم نبی پور] دفترش با انبوهی از تقاضا برای بلیط مواجه شد
|
[ترجمه ترگمان]دفتر او پر از درخواست‌ها برای بلیط بود
[ترجمه گوگل]دفتر او با درخواست های بلیط جابجا شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. After the broadcast, we were inundated with requests for more information.
[ترجمه بدون ادعا] پس از مخابره، ما با سیلی از درخواست برای اطلاعات بیشتر مواجه شده بودیم.|
[ترجمه ترگمان]بعد از پخش، ما با درخواست‌ها برای کسب اطلاعات بیشتر غرق شدیم
[ترجمه گوگل]پس از پخش، ما با درخواست برای اطلاعات بیشتر درگیر شدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف inundate

اشباع کردن (فعل)
steep , imbibe , imbrue , glut , ingraft , impregnate , imbue , indoctrinate , saturate , inundate , suffuse
زیر سیل پوشاندن (فعل)
inundate
سیل زده کردن (فعل)
inundate
از اب پوشانیدن (فعل)
inundate

معنی کلمه inundate به انگلیسی

inundate
• flood, overflow
• if you are inundated with things, you receive so many of them that you cannot deal with them all.
• if an area of land is inundated, it becomes covered in water; a formal use.

inundate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کورش اتحاد
غرقاب کردن
mandana
inundate with details
غرق در جزییات
محمدرضا ایوبی صانع
به این جمله از Soviet دقت کنید:
all the lands to be inundated for the great hydro-electric plants
زیر آب رفتن
خضر باپیری
مغلوب کردن
میثم نبی پور
با سیلی/انبوهی از کمک، درخواست، تماس و غیره رو به رو و یا مواجه شدن

مثال:
We have been inundated with requests for help
ترجمه اینجانب:
ما با انبوهی از درخواست برای کمک مواجه شده‌ایم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی inundate

کلمه : inundate
املای فارسی : اینوندت
اشتباه تایپی : هدعدیشفث
عکس inundate : در گوگل

آیا معنی inundate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )