برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

intimidating

واژه intimidating در جمله های نمونه

1. the use of superstition for the purpose of intimidating the mob
استفاده از خرافات برای ایجاد واهمه میان توده‌ها

2. Although she was intimidating in aspect, she was warm and affectionate beneath the surface.
[ترجمه ترگمان]با آن که قیافه‌اش ترسناک بود، در ظاهر گرم و مهربان بود
[ترجمه گوگل]با وجود اینکه او در جنبه ارعاب بود، در زیر سطح گرم و مهربان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This kind of questioning can be very intimidating to children.
[ترجمه Smat] این نوع از سوال میتواند برای بچه ها وحشت آور (ترسناک) باشد
|
[ترجمه ترگمان]این نوع پرسش می‌تواند برای کودکان بسیار ترسناک باشد
[ترجمه گوگل]این نوع سوءاستفاده ممکن است به کودکان بسیار ارادت داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The intimidating bulk of Mt Everest rose up before the climbers.
[ترجمه ترگمان]قسمت ترسناک کوه اورست قبل از کوهنوردان بالا رفت
[ترجمه گوگل ...

معنی کلمه intimidating به انگلیسی

intimidating
• frightening, threatening
• if someone or something is intimidating, it causes you to feel afraid and to lose confidence in yourself.

intimidating را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهسان احمدپور
اضطراب آور
ماندانا مظاهری
مرعوب کننده
هادی سلیمی
معنی کاهش اعتماد به نفس و شهامت هم میده؛ اینکه فردی باعث شود تا اعتماد به نفس و شهامتمون کم بشه
causing a loss of courage or self-confidence
nastaran
ترسناک
English User
رعب آور، وحشتناک
Usef
دلهره آور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی intimidating مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )