برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1673 100 1
شبکه مترجمین ایران

insignificantly


بطور جزئی، بطور ناچیز، بدون داشتن معنی

واژه insignificantly در جمله های نمونه

1. The result shows that energy return scores are insignificantly affected by the sole thickness and hardness for both EVA foams with or without rubber components.
[ترجمه موسی] نتیجه نشان می دهد که دامنه بازگشت انرژی به طور جزئی توسط ضخامت و سختی کف برای هر دو فوم EVA با یا بدون اجزای لاستیکی تأثیر می گذارد.
|
[ترجمه ترگمان]نتیجه نشان می‌دهد که نمرات بازگشت انرژی به طور قابل‌توجهی تحت‌تاثیر ضخامت و سختی هر دو فوم‌های EVA بدون اجزای لاستیکی قرار نمی‌گیرند
[ترجمه گوگل]نتيجه نشان مي دهد که نمرات بازده انرژي به وسيله ضخامت و سختي تنها براي هر دو فوم EVA با يا بدون اجزاي لاستيک تحت تأثير قرار نگرفته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Its returns are insignificantly small compared with the investments.
[ترجمه موسی] بازده آن در مقایسه با سرمایه گذاری ها به میزان ناچیزی است.|
[ترجمه ترگمان]بازده آن در مقایسه با سرمایه‌گذاری‌ها ناچیز است
...

معنی کلمه insignificantly به انگلیسی

insignificantly
• unimportantly, inconsequentially; worthlessly; without influence; without meaning

insignificantly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

موسی
insignificantly(adv) = به شکل ناچیز،به شکل بی اهمیت،به شکلی بی ارزش،به شکلی خنثی،به طوری بی اثر،به شکلی بی معنی،به شکلی بی نتیجه،به طور جزئی،به میزان ناچیزی،به شکلی بی مفهموم

definition = به طوری که ناچیز باشد یا قابل توجه نباشد و بنابراین مهم تلقی نشود/

examples:
1-Health officials dismiss the problem as insignificantly small.
مسئولین بهداشت این معضل را به عنوان یک معضل بی اهمیت جزئی نایده می گیرند.
2-The divers look insignificantly tiny amid the vast expanse of ocean.
غواصان در میان وسعت اقیانوس به شکلی ناچیز(به طور جزئی) کوچک به نظر می رسند.
3-?Do you want curtains that are a focal feature of your room or ones that blend insignificantly into the background
آیا پرده هایی می خواهید که از ویژگی های مهم اتاق شما باشد یا پرده هایی که به طور جزئی با پس زمینه ترکیب شوند؟
4-A dominant share of domestic savings stems from profit, while workers and campesinos contribute insignificantly.
سهم عمده پس اندازهای داخلی از سود ناشی می شود ، در حالی که کارگران و دهقانان به میزان ناچیزی کمک می کنند.
5-However, no special measures are needed if the risk is insignificantly higher, such as in people over age 65 years.
با این حال ، اگر خطر به میزان جزئی بالا باشد ، مانند افراد بالای 65 سال ، اقدامات خاصی لازم نیست.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی insignificantly

کلمه : insignificantly
املای فارسی : اینسیگنیفیکنتلی
اشتباه تایپی : هدسهلدهبهزشدفمغ
عکس insignificantly : در گوگل

آیا معنی insignificantly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )