برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1394 100 1

insatiable

/ˌɪnˈseɪʃəbl̩/ /ɪnˈseɪʃəbl̩/

معنی: سیر نشدنی، سیرنشده
معانی دیگر: سیرنشدنی (یا نکردنی)، سیری ناپذیر، ناسیرا، دله، دچار جوع دایم، ارضا نشدنی (یا نکردنی)

بررسی کلمه insatiable

صفت ( adjective )
مشتقات: insatiably (adv.), insatiability (n.), insatiableness (n.)
• : تعریف: incapable of being satisfied or fulfilled; extremely greedy.
متضاد: satiable
مشابه: desperate, omnivorous, voracious

- He had an insatiable thirst for power.
[ترجمه ترگمان] عطش سیری‌ناپذیر برای قدرت داشت
[ترجمه گوگل] او تشنه انرژی ناپسند بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Their desire for wealth was insatiable.
[ترجمه ترگمان] اشتیاق آن‌ها به ثروت سیر نشدنی بود
[ترجمه گوگل] تمایل آنها برای ثروت ناامن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She had an insatiable hunger for knowledge.
[ترجمه Mohamad daichi] اون اشتیاق سیرنشدنی برای دانش داشت|
[ترجمه ترگمان] او گرسنگی سیری‌ناپذیر برای دانش داشت
[ترجمه گوگل] او گرسنگی نامناسب برای دان ...

واژه insatiable در جمله های نمونه

1. his insatiable appetite
اشتهای سیری ناپذیر او

2. I love reading: I have an insatiable appetite for vicarious experience.
[ترجمه ترگمان]من عاشق مطالعه هستم: من یک اشتهای سیری‌ناپذیر برای تجربه جانشین دارم
[ترجمه گوگل]من عاشق خواندن هستم: من اشتهای نامناسب برای تجربه داوطلبانه دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Most children have an insatiable desire for knowledge.
[ترجمه ترگمان]بیشتر کودکان یک تمایل سیری‌ناپذیر برای کسب دانش دارند
[ترجمه گوگل]اکثر کودکان علاقه خاصی به دانش دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Like so many politicians, he had an insatiable appetite/desire/hunger for power.
[ترجمه ترگمان]مانند بسیاری از سیاستمداران، او اشتهای سیری‌ناپذیر \/ اشتیاق \/ گرسنگی برای قدرت داشت
[ترجمه گوگل]مانند بسیاری از سیاستمداران، او اشتیاق / میل / گرسنگی نامناسب برای قدرت داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She has an insatiable hunger for knowledge.
[ترج ...

مترادف insatiable

سیر نشدنی (صفت)
insatiable , insatiate
سیرنشده (صفت)
insatiable , insatiate , unsaturated

معنی کلمه insatiable به انگلیسی

insatiable
• unsatisfiable, extremely greedy, cannot be satiated
• an insatiable desire or greed is very great.

insatiable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هما
حریص

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی insatiable
کلمه : insatiable
املای فارسی : اینستیبل
اشتباه تایپی : هدسشفهشذمث
عکس insatiable : در گوگل

آیا معنی insatiable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )