برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1405 100 1

inherently


بطور ذاتی، بطور ماندگار

واژه inherently در جمله های نمونه

1. A collapse into new forms of fascism is inherently unlikely in any Western democracy.
[ترجمه ترگمان]سقوط در اشکال جدید فاشیسم در هیچ دموکراسی غربی بعید به نظر می‌رسد
[ترجمه گوگل]فروپاشی به اشکال جدید فاشیسم در هر دموکراسی غربی بعید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There's nothing inherently wrong with his ideas.
[ترجمه ترگمان]هیچ چیز ذاتا اشتباهی در افکارش وجود ندارد
[ترجمه گوگل]هیچ چیز ذاتا با ایده هایش اشتباه نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There is nothing inherently unacceptable in these proposals.
[ترجمه ترگمان]هیچ چیز ذاتا قابل پذیرش در این پیشنهادها نیست
[ترجمه گوگل]در این پیشنهادات هیچ چیز غیر قابل قبول وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The judge decided the evidence was inherently weak and inconsistent.
[ترجمه ترگمان]قاضی به این نتیجه رسید که این مدرک ذاتا ضعیف و متناقض است
[ترجمه گوگل]قاضی تصمیم گرفت که مدارک ذاتا ضعیف و متناقض باشد
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه inherently به انگلیسی

inherently
• innately, essentially, intrinsically

inherently را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ماجده
این (قید) است.
میلاد علی پور
اساسا، از اساس، از بیخ و بن، از ریشه
سمیه پناهی مقدم
به طور خود به خودی
mehdi.p
به گونه ی سرشتین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی inherently
کلمه : inherently
املای فارسی : اینهرنتلی
اشتباه تایپی : هداثقثدفمغ
عکس inherently : در گوگل

آیا معنی inherently مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )