برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1405 100 1

induce

/ˌɪnˈduːs/ /ɪnˈdjuːs/

معنی: وادار کردن، استنتاج کردن، تحریک شدن، اعوا کردن، تهییج شدن
معانی دیگر: (به کاری) واداشتن، وادار کردن (معمولا با استدلال یا تشویق یا نفوذ کلام)، موجب شدن، به وجود آوردن، شوند کردن، آغالیدن، (منطق و استدلال: از جزئیات به قوانین یا برداشت های کلی رسیدن) استنباط کردن، برداشت کردن، بازکاوی کردن، استقرا کردن (واروی: deduce)، (فیزیک) القا کردن، فرتابی کردن، توختن، غالب امدن بر

بررسی کلمه induce

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: induces, inducing, induced
مشتقات: inducible (adj.), inducer (n.)
(1) تعریف: to persuade or influence, as to a course of action.
مترادف: convince, influence, inspire, persuade, rouse
متضاد: dissuade
مشابه: argue, bend, bring, dispose, get, impel, lead, move, sway

- There is nothing that could induce me to accept your offer.
[ترجمه شهرام کمالی] هیچ چیز نمی‌تواند مرا مجاب کند پیشنهاد شما را بپذیرم
|
[ترجمه ترگمان] هیچ چیز نمی‌تواند مرا راضی کند پیشنهاد شما را بپذیرم
[ترجمه گوگل] هیچ چیزی وجود ندارد که بتواند من را تشویق کند که پیشنهاد شما را بپذیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to cause or stimulate.
مترادف: cause, produce, stimulate
مشابه: encourage, get, incite, instigate, strike

- They found that the drug induces hallucinations.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها دریافتند که این دارو دچار توهم شده‌است
[ترجمه گوگل] آنها دریافتند که دارو موجب توهم می شود
[ ...

واژه induce در جمله های نمونه

1. to induce vomiting with an emetic
با داروی تهوع آور ایجاد استفراغ کردن

2. they could not induce the old lady to sell her house
آنان نتوانستند پیرزن را به فروش خانه‌ی خود وادار کنند.

3. Taking a brisk walk can often induce a feeling of well-being.
[ترجمه علیرضا] یک پیاده روی تند و سریع معمولا می تواند یک حس خوب و تندرستی ایجاد کند
|
[ترجمه ترگمان]از راه رسیدن به پیاده‌روی زیاد می‌تواند احساسات خوبی داشته باشد
[ترجمه گوگل]پیاده روی پر سر و صدا اغلب می تواند یک احساس خوب را ایجاد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Doctors said surgery could induce a heart attack.
[ترجمه ترگمان] دکترها میگن جراحی میتونه باعث حمله قلبی بشه
[ترجمه گوگل]پزشکان گفتند که جراحی می تواند یک حمله قلبی ایجاد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We couldn't induce the old lady to travel by air.
...

مترادف induce

وادار کردن (فعل)
enforce , have , move , influence , compel , oblige , persuade , induce , impel , endue , instigate
استنتاج کردن (فعل)
derive , subsume , conclude , induce , infer , evolve
تحریک شدن (فعل)
induce
اعوا کردن (فعل)
induce
تهییج شدن (فعل)
induce

معنی induce در دیکشنری تخصصی

induce
[عمران و معماری] القا - القا کردن
[کامپیوتر] القاء - القا - تولید بار ،جریان ،یا ولتاژ الکتریکی بوسیله ی القا .
[برق و الکترونیک] القا کردن
[مهندسی گاز] القاءکردن
[ریاضیات] القاء کردن، انگیختن، موجب شدن
[پلیمر] القا

معنی کلمه induce به انگلیسی

induce
• cause, bring about, set in motion; influence, persuade, impel; infer, deduce, derive a general proposition from certain facts; produce by means of induction (physics)
• to induce a particular state or condition means to cause it.
• to induce someone to do something means to persuade or influence them to do it.
• if doctors induce labour or birth, they cause a pregnant woman to start giving birth by the use of drugs or other medical means.

induce را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

behnaz.oujand
ایجاد کردن
علی
برانگیختن
زهرا
القایی
میثم علیزاده
● اعوا کردن، القا کردن، واداشتن
● به دنیا اوردن بچه با خوردن دارو( نه طبیعی)
سعید محمدزاده
تشویق کردن- ترغیب نمودن
سعید ترابی
موجب شدن، واداشتن، ترغیب کردن، تحریک کردن
Setare
در حقوق:منعقد کردن
علی ماشا اله زاده
مجاب کردن
Nothing would induce me to vote for him again.
هیچ چیز مجاب نخواهد کرد مرا که رای بدهم به او دوباره
علی ماشا اله زاده
۱ مجاب کردن ۲ موجب...شدن
Nothing would induce me to vote him again
هیچ چیز من را مجاب نمیکند که دوباره به او رای بدهم
I'm trying to induce risk-taking at my company
دارم سعی می کنم موجب ریسک پذیری در شرکت بشم.
سارا
صورت بگیرد، موجب شود
جواد قربان زاده
گیاه (تحریک کردن به رشد) trigger

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی induce
کلمه : induce
املای فارسی : ایندوک
اشتباه تایپی : هدیعزث
عکس induce : در گوگل

آیا معنی induce مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )