برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1718 100 1
شبکه مترجمین ایران

implication

/ˌɪmpləˈkeɪʃn̩/ /ˌɪmplɪˈkeɪʃn̩/

معنی: معنی، مفهوم، دلالت
معانی دیگر: چم، معنی ضمنی، پیامد، فحوا، آرش، پسایند، اتهام، درگیری، دست یازی، دخالت در جرم، شرکت در تبانی، دست داشتن در (جرم و غیره)، مستلزم بودن

بررسی کلمه implication

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of stating something indirectly; act of implying.
مشابه: connotation

(2) تعریف: something implied or suggested, from which an inference may be drawn.
مشابه: connotation, import, sound

- The implication of his remark was that I shouldn't have returned.
[ترجمه مهدی] استنباط او این بود که من نباید برمیگشتم
|
[ترجمه احمد] معنی اظهارات او این بود که من نباید بر میگشتم
|
[ترجمه ترگمان] استنباط او این بود که نباید برگردم
[ترجمه گوگل] نکته اظهارات او این بود که من نباید بازگشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: the act of implicating or state of being implicated.
مشابه: connotation

- his implication in the crime
...

واژه implication در جمله های نمونه

1. We heard of his implication in a conspiracy.
[ترجمه محمد علی] ما از همدستی او در یک توطئه مطلع شدیم
|
[ترجمه ترگمان]ما از implication او در یک توطئه شنیدیم
[ترجمه گوگل]ما از توجیهش در توطئه شنیدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The implication was plain, if left unstated.
[ترجمه ترگمان]The واضح بود، اگر unstated را ترک می‌کرد
[ترجمه گوگل]مفهوم آن ساده است، اگر به صورت غیرقابل توضیح باقی بماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The implication took a while to sink in.
[ترجمه ترگمان]این مفهوم مدتی طول کشید تا در آن غرق شود
[ترجمه گوگل]این معجزه برای مدتی طول کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He smiled, but the implication was that he didn't believe me.
...

مترادف implication

معنی (اسم)
abstract , meaning , sense , significance , implication , signification , point , reality , spirit , intent , innuendo , essence , idea , ideal , moral , peculiar charm
مفهوم (اسم)
hang , substance , meaning , sense , significance , implication , signification , effect , intention , purport , notion , concept , contents , tenor , raison d'etre
دلالت (اسم)
implication , indication , symbolization

معنی implication در دیکشنری تخصصی

[صنعت] استنباط، معنای ضمنی، ضمنا
[ریاضیات] التزام، استلزام، ایجاب
[ریاضیات] حکم به تضمن
[برق و الکترونیک] جدول استنباطی
[ریاضیات] التزام منطقی، استلزام منطقی، نتیجه ی منطقی
[ریاضیات] استلزام مادی، استلزام منطقی
[ریاضیات] استلزام اکید

معنی کلمه implication به انگلیسی

implication
• act of implying; something implied, indirect suggestion, connotation, hint; state of being involved in an action or event
• an implication is something suggested or implied by a situation, event, or statement.
• if something is true by implication, a statement, event, or fact suggests or implies that it is true.
by implication
• by suggestion, by insinuation, by innuendo

implication را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صالح رستمی
پیامد
N
اشاره
پیامد
meaning
Yazdan
مداخله
فیض
استلزام
a.r
usually plural) possible effect or result; a likely relationship)
بهار
ضمنی
میثم نبی پور
by implication=به طور ضمنی، به طور مفهومی، به طور تلویحی
فیض
بار چیزی را داشتن - اینجا بار به معنی مفهوم است
ایمان حجتی
1- همکاری، مشارکت، دخالت
2- استنباط، استنتاج، مفهوم
علی بیگی
نتیجه و پیامدی که به طور ضمنی و غیر مستقیم افاده می شود.
دانیال
نتیجه گیری
samin
الزام (در حالت جمع بیشتر استفاده می شود به معنای الزامات)
reihane
پیامد
reihane
پیامد
ali s
عارضه(در جمع عوارض)
مسعود دشتبانی
اثرات * تاثیرات
Asma84
Some think that you suggest is true, although you don't say it directly
Matin
معنی، مفهوم
مونا
اشاره ضمنی ، پیچیدگی ، مشکل
متین خدایی
معنی، مفهوم
مسعود
فرقش با consequence در این است که implication گسترده تر است .... اما consequence نتیجه مستقیم است . به نظر بهتر است implication را پیامد ترجمه کرد و consequence را نتیجه .


"Implication" is wider than "consequence". A consequence is a direct result. An implication of an action is something that can be gathered from the action - it could refer to the reason for it, or the possible consequences or effects, or its meaning.
میلاد علی پور
مقصود، موضوع، معنا، تلقین، القا، الهام، توصیه
مژگان راسخی
ضروریت
Nazar
کاربست-مضمون
عادل چایچیان
معنی ضمنی
مفهوم
دلالت
افشین حاجی طرخانی
ضمنی و غیرمستقیم
علی ماشا اله زاده
پیامد غیرمستقیم
نتایج غیر مستقیم
آثار غیر مستقیم
تاثیرات غیر مستقیم
indirect concequences/result /effect =
We should come to term with its implications
ما باید کنار بیاییم با پیامدهای غیر مستقیم آن(تخریب محیط زیست)
علیرضا
عواقب
پیمان عطایی
دستاورد
قدرت حسنی
Implications of the study کاربست یافته‌های پژوهشی
امیدرضا صالحی
مثالی جالب از فیلم "بتمن آغاز میکند"
.I think you should check with Ms.Daws here, just what implications your office is authorized to make.If any
فکر کنم شما بایددر اینجا با خانم داوس بررسی کنید که دفتر شما مجاز به ایجاد چه پیامد هایی{تغییرات،تاثیرات} است. درصورت وجود این موارد.
بیومکانیک
Mechanical performance and implications on bone healing of different
screw configurations for plate fixation of diaphyseal tibia fractures:
a computational study
زهرادرخشان
Indirect conclusion

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی implication

کلمه : implication
املای فارسی : ایمپلیکتین
اشتباه تایپی : هئحمهزشفهخد
عکس implication : در گوگل

آیا معنی implication مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )