برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1402 100 1

ID

/ˈɪd/ /ɪd/

(روانکاوی) نهاد، اید، (مخفف: identification) برگه ی شناسایی، کارت هویت (مانند شناسنامه و غیره)، شناسه (id card هم می گویند)، (لاتین) همان، همانند، ایالت آیداهو، هویت، مجموع تمایلات انسان که نفس یا شخصیت انسان و تمایلات شهوانی وجنسی ازان ناشی میشود، نهاد

بررسی کلمه ID

ادغام ( contraction )
• : تعریف: contracted form of "I would". ; contracted form of "I had".
اسم ( noun )
• : تعریف: in Freudian psychoanalysis, the part of the psyche that is associated with instinct and primal drives, and that is subject to moderation by the ego and superego.
اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "idem" (Latin); the same.
اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "Idaho," a northwestern U.S. state south and west of Montana.
اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "identification," often used as a shortened form of "identification card."

- The police searched the man's pockets for some form of ID.
[ترجمه ترگمان] پلیس جیب مرد را به دنبال نوعی از شناسه جستجو کرد
[ترجمه گوگل] پلیس جیب مرد را برای نوعی ID شناسایی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The bartender asked to see the young woman's ID.
[ترجمه ترگمان] متصدی بار از او خواست که کارت شناسایی زن جوان را ببیند
[ترجمه گوگل] متصدی خواستار شناسایی زن جوان شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه ID در جمله های نمونه

1. I'll need to see some ID before I can let you in.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه بتونم وارد شم باید کارت شناسایی رو ببینم
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه بتوانم به شما بگویم، باید ID را ببینم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Without you? Id be a soul without a purpose. Without you?Id be an emotion without a heart. Im a face,without expression, A heart with no beat. Without you by my side, Im just a flame without the heat. Elle Kimberly Schmick.
[ترجمه ترگمان]بدون تو؟ من بدون هیچ هدفی یک روح خواهم بود بدون تو؟ من بدون قلب یک احساسی خواهم داشت چهره‌ای، بدون چهره، یک قلب بدون ضربه بدون تو، من فقط یک شعله بدون گرما هستم آل Kimberly Schmick \"- ه\"
[ترجمه گوگل]بدون تو؟ Id یک روح بدون هدف است بدون شما؟ یک احساس بدون قلب احساس کنید من یک چهره، بدون بیان، قلب بدون ضرب و شتم بدون تو توسط طرف من، من فقط یک شعله بدون گرما است الله کیمبرلی شیمیک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You must carry ID at all times.
[ترجمه Morteza. M] تو باید هر زمان کارت شناسایی همراه داشته باشی.|
[ترجمه ترگمان ...

معنی عبارات مرتبط با ID به فارسی

(لاتین) بدین معنی که، یعنی، به عبارت دیگر
مخفف: ایالت آیداهو (امریکا)

مخفف ID

عبارت کامل: Intelligent design
موضوع: عمومی
طراحی هوشمند (ID) یا آفرینش هوشمند، ایده ای است که هواداران آن معتقدند، بهترین توضیح برای جهان و موجودات زنده با فرض وجود علتی هوشمند محقق می شود، و جهان آن چنان ساده نیست که توسط طبیعت ساخته شود.

طرفداران این مدل می گویند می بایست وجودی هوشمند بر این جهان احاطه داشته باشد. آفرینش هوشمند بیانگر آن است که جهان تنها با تکامل شکل نگرفته است.

این مدل -که قرائت جدیدی از برهان نظم است- توسط گروهی از متفکران دارای صبغهٔ دانشگاهی پیش کشیده شده است. این متفکران عقیده دارند که شواهد تجربی علم زیست شناسی و نیز برهان های ریاضی موید ادعاهای آن هاست. آنها بر خلاف طرفداران سنتی آفرینش به وقوع تغییرات بسیار جزیی در موجودات در طول زمان های طولانی معتقدند و نیز به عمر طولانی حیات در کرهٔ زمین (و نه ۶۰۰۰ سال که در کتاب مقدس آمده) اذعان دارند.

اما آنچه که سبب شهرت سریع و گستردهٔ این نظریه شد، جنجال رسانه ای موافقان و مخالفان گنجاندن این نظریه در برنامهٔ درس علوم مدارس امریکا و سپس کشیده شدن این مسئله به دادگاه در سال ۲۰۰۵ بود.

معنی ID در دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] تشخیص تحمیلی
[روانپزشکی] اید، نهاد. فروید روان را به سه سیستم پویایی
[زمین شناسی] قابلیت نمایش شماره قابلیت نمایش شماره تلفن فرد تماس گیرنده بر روی تلفن مقصد
[کامپیوتر] نام دستگاه - نام خاصی که به دستگاه سخت افاری اختصاص می یابد. - شماره شناسایی دستگاه - نام منحصر به فردی که به یک دستگاه سخت افزاری تخصیص می یابد . این نام توسط سیستمهای ویندوز 95 ، 98 و plug and play به کار می رود.
[کامپیوتر] شناسامه برنامه

معنی کلمه ID به انگلیسی

id
• document which serves to identify a person; verification of the identity of a person or thing
• individuality, personality, qualities which identify a person or thing
• unconscious part of the psyche which is associated with instinctive impulses (psychoanalysis)
id al adha
• muslim holiday of sacrifice
id card
• identification card, identity card
id est
• i.e., that is
id number
• identification number, number serving to identify something or someone
id software
• software company, manufacturer of the computer games "doom" and "quake"

ID را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ghasem Halimi
به معنای نام کاربری درفضای مجازی می توان نام برد
amiiiir
شماره نقطه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی id
کلمه : id
املای فارسی : اید
اشتباه تایپی : هی
عکس id : در گوگل

آیا معنی ID مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )