haven

/ˈheɪvn̩//ˈheɪvn̩/

معنی: لنگر گاه، بندرگاه، پناهگاه، جای امن
معانی دیگر: پناه، گریزگاه، ایمنگاه، گریخت گاه، بندرگاه (دارای استحکامات و حفاظ)، ناوپناه
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a ship's anchorage; harbor or port.
مشابه: anchorage, harbor, port

(2) تعریف: a place of safety; shelter or refuge.
مشابه: anchorage, cover, harbor, oasis, refuge, shelter
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: havens, havening, havened
• : تعریف: to provide shelter or refuge to.
مشابه: shelter

جمله های نمونه

1. he wanted to make the country a haven of peace and prosperity
او می خواست کشور را ایمن گاه صلح و رونق کند.

2. The garden was a haven from the noise and bustle of the city.
[ترجمه گوگل]باغ پناهگاهی بود از هیاهو و هیاهوی شهر
[ترجمه ترگمان]باغ هنوز از سرو صدا و جنب و جوشی شهر فاصله نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The aim is to create a safe haven for the thousands of refugees.
[ترجمه گوگل]هدف ایجاد یک پناهگاه امن برای هزاران پناهنده است
[ترجمه ترگمان]هدف ایجاد یک پناه گاه امن برای هزاران پناهنده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The river banks are a haven for wildlife.
[ترجمه علی جادری] سواحل رودخانه , منطقه امنی برای حیات وحش هستند.
|
[ترجمه گوگل]سواحل رودخانه پناهگاهی برای حیات وحش است
[ترجمه ترگمان]بانک های رودخانه پناه گاه حیات وحش هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The wood is a haven for wildlife.
[ترجمه گوگل]چوب پناهگاهی برای حیات وحش است
[ترجمه ترگمان]این جنگل پناه گاه حیات وحش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The island is a haven for tax exiles.
[ترجمه علی جادری] این جزیره , پناهگاهِ فراریان مالیات است .
|
[ترجمه گوگل]این جزیره بهشتی برای تبعیدیان مالیاتی است
[ترجمه ترگمان]این جزیره پناهگاهی برای تبعید شدگان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. I had roomed with him in New Haven when we were both at Yale Law School.
[ترجمه گوگل]زمانی که هر دو در دانشکده حقوق ییل بودیم، در نیوهیون با او هم اتاق شده بودم
[ترجمه ترگمان]وقتی هر دو در دانشکده حقوق دانشگاه یل بودیم، با او زندگی می کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The library is a haven of peace and quiet.
[ترجمه گوگل]کتابخانه پناهگاه صلح و آرامش است
[ترجمه ترگمان]کتابخانه بهشتی برای آرامش و سکوت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The hotel is a haven of peace and tranquillity.
[ترجمه گوگل]این هتل پناهگاه صلح و آرامش است
[ترجمه ترگمان]هتل مامن صلح و آرامش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. They were living in a safe haven away from the fighting.
[ترجمه گوگل]آنها در یک پناهگاه امن به دور از جنگ زندگی می کردند
[ترجمه ترگمان]آن ها در یک پناه گاه امن زندگی می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The party was a haven of quiet amid the noise and bustle of the streets outside.
[ترجمه گوگل]مهمانی در میان سر و صدا و شلوغی خیابان های بیرون، پناهگاهی برای خلوت بود
[ترجمه ترگمان]در میان سرو صدا و جنب و جوشی خیابان های شهر ساکت و آرام بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The island is a popular tax haven for the very rich.
[ترجمه گوگل]این جزیره یک بهشت ​​مالیاتی محبوب برای افراد بسیار ثروتمند است
[ترجمه ترگمان]این جزیره یک پناه گاه چوبی محبوب برای ثروتمندان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The area has become a haven for people tired of the hectic pace of city life.
[ترجمه گوگل]این منطقه به پناهگاهی برای مردمی تبدیل شده است که از سرعت پرتلاطم زندگی شهری خسته شده اند
[ترجمه ترگمان]این منطقه بهشتی برای افرادی شده است که از سرعت سرسام آور زندگی شهری خسته شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Some Democrats support granting the Haitians temporary safe haven in the US.
[ترجمه گوگل]برخی از دموکرات ها از اعطای پناهگاه امن موقت به هائیتی ها در ایالات متحده حمایت می کنند
[ترجمه ترگمان]برخی از دموکرات ها از اعطای یک پناه گاه امن موقت برای مردم هائیتی حمایت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The Prime Minister wanted to create a safe haven for the refugees.
[ترجمه گوگل]نخست وزیر می خواست یک پناهگاه امن برای پناهندگان ایجاد کند
[ترجمه ترگمان]نخست وزیر می خواست یک پناه گاه امن برای پناهندگان ایجاد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

لنگر گاه (اسم)
dock, harbor, anchorage, grappling, haven, levee, dockage, harborage, berth, pier, port, riding

بندرگاه (اسم)
harbor, harbour, haven, strand, port

پناهگاه (اسم)
haven

جای امن (اسم)
haven, perch

تخصصی

[زمین شناسی] لنگرگاه، پناهگاه، بندرگاه، جای امنبندر خلیج یا ورودی دریایی کوچک که به عنوان لنگرگاه کشتی ها مورد استفاده قرار می گیرد.

به انگلیسی

• sheltered place, refuge, harbor, sanctuary; anchorage
shelter, provide refuge, provide a safe haven
a haven is a place where people feel safe and secure.

پیشنهاد کاربران

مأمن
مأمن امن یا گریزگاه ( مالیاتی و غیره )

European banks storing €20bn a year in tax havens

The Guardian@
بهشت، کانون امن
خطاب به "الناز بانو" بهشت heaven هستش و تلفظش کاملا فرق داره
پناهگاه، جای امن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما