hard drive

/ˈhɑrdˌdrɑɪv//ˈhɑrdˌdrɑɪv/

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a device usu. inside a computer that copies data to and from a computer's hard disk; hard disk drive.

جمله های نمونه

1. You'll need to upgrade your hard drive to 4Mb before running this software.
[ترجمه ترگمان]شما باید رانندگی سخت خود را قبل از اجرای این نرم افزار به ۴ - Mb ارتقا دهید
[ترجمه گوگل]قبل از اجرای این نرم افزار باید هارد دیسک خود را به 4 مگابایت ارتقا دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A new hard drive doesn't have to break the bank.
[ترجمه ترگمان]یک رانندگی سخت جدید لازم نیست بانک را بشکند
[ترجمه گوگل]یک هارد دیسک جدید لازم نیست که بانک را بشکند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Most of the data on the hard drive was corrupted by the power cut.
[ترجمه ترگمان]بیشتر اطلاعات مربوط به رانندگی سخت به وسیله قطع برق تخریب شد
[ترجمه گوگل]اکثر داده های موجود در هارد دیسک توسط برش قدرت خراب شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. What's the biggest scuzzy hard drive you have?
[ترجمه ترگمان]بزرگ ترین رانندگی هارد دیسک کدام است؟
[ترجمه گوگل]بزرگترین هارد دیسک فازی شما چیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It will also move a program from one hard drive to another or from one computer to another.
[ترجمه ترگمان]همچنین برنامه ای را از یک دیسک سخت به دیگر یا از یک رایانه به رایانه دیگر منتقل می کند
[ترجمه گوگل]این برنامه همچنین یک برنامه را از یک هارد دیسک به دیگری یا از یک رایانه به یک دیگر حرکت می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I also find myself with programs on the hard drive that I no longer want.
[ترجمه ترگمان]همچنین خودم را با برنامه هایی در مورد رانندگی سخت که دیگر نمی خواهم، پیدا می کنم
[ترجمه گوگل]من همچنین خودم را با برنامه های روی هارد دیسک پیدا می کنم که دیگر نمی خواهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The hard drive whirred as I copied the files.
[ترجمه ترگمان]همچنان که پرونده ها را کپی می کردم، رانندگی سخت در حال چرخیدن بود
[ترجمه گوگل]هارد دیسک به طوری که من فایل ها را کپی کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The hard drive is slower than the one on the Dell.
[ترجمه ترگمان]درایو سخت از کسی که روی دل باشد کندتر است
[ترجمه گوگل]هارد دیسک کندتر از Dell است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The rest of the hard drive is your playground.
[ترجمه ترگمان] بقیه هارد زمین بازی - ت - ه
[ترجمه گوگل]بقیه هارد دیسک زمین بازی شماست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Is the hard drive from a reputable manufacturer?
[ترجمه ترگمان]هارد دیسک قابل قبولیه؟
[ترجمه گوگل]آیا هارد دیسک از یک سازنده معتبر است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Who says that a removable hard drive deserves as much attention as battery life?
[ترجمه ترگمان]چه کسی می گوید که حرکت به سختی قابل جابجایی می تواند توجه زیادی به زندگی باتری داشته باشد؟
[ترجمه گوگل]چه کسی می گوید که هارد دیسک قابل جابجایی با توجه به عمر باتری شایسته است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Installing a hard drive is not the hellish endeavor it once was, grizzled hardware veterans tell me.
[ترجمه ترگمان]کهنه کاران سخت افزار خاکستری به من می گویند که نصب یک درایو سخت، این تلاش جهنمی نیست که زمانی بود
[ترجمه گوگل]نصب یک هارد دیسک این تلاش جهنمی است که یک بار آن را ندیده بود، جانبازان سخت افزار بازی grizzled به من می گویند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Which creates a very real potential that in zeal for privacy I could turn everything on my hard drive into unreadable mush.
[ترجمه ترگمان]که یک پتانسیل واقعی را ایجاد می کند که با شور و شوق برای حفظ حریم خصوصی می تواند همه چیز را روی هارد my های غیرقابل خواندن تبدیل کنم
[ترجمه گوگل]که منجر به یک پتانسیل بسیار واقعی می شود که در ترس و وحشت برای حفظ حریم خصوصی من می توانم همه چیز را در هارد دیسک خود را به سوخاری های غیر قابل خواندن تبدیل کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Your megabytes will vary, depending on the kind of files you have on your hard drive.
[ترجمه ترگمان]مگابایت شما بسته به نوع فایل هایی که در دیسک سخت شما دارید، متفاوت خواهد بود
[ترجمه گوگل]مگابایت های شما بسته به نوع فایل های موجود در هارد دیسک شما متفاوت خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[کامپیوتر] گحرداننده سخت .

به انگلیسی

• disk drive which reads and writes to a hard magnetic disk (computers)

پیشنهاد کاربران

کیس کامپیوتر
Oxford word skills basic
EXP:
The information in your computer is on the hard drive
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما