برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1394 100 1

hypocritical

/ˌhɪpɪˈkrɪtɪkl̩/ /ˌhɪpəˈkrɪtɪkl̩/

معنی: ساخته، متظاهر، دو رو، با ریا، ریاکار

بررسی کلمه hypocritical

صفت ( adjective )
• : تعریف: marked by, tending toward, or engaged in hypocrisy.

- It's hypocritical of her to criticize me for having a messy room when hers is just as messy.
[ترجمه Arezu] دو رویی اوست که از من به دلیل داشتن اتاق بهم ریخته انتقاد میکند در حالی که اتاق خودش به همان اندازه بهم ریخته
|
[ترجمه ترگمان] ریاکارانه است که از من انتقاد کند که یک اتاق کثیف دارم که مال او هم به کلی درهم و برهم است
[ترجمه گوگل] او ریاکار است که برای داشتن یک اتاق کثیف از من انتقاد می کند وقتی که او فقط به اندازه کثیف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه hypocritical در جمله های نمونه

1. his speech was full of hypocritical cant
نطق او پر بود از حرف‌های پوچ و عوام فریبانه.

2. Of course I was wrong; it would be hypocritical to pretend otherwise.
[ترجمه صبا سلگی] البته که من اشتباه میکردم ، این دو رویی من را می رساند اگر جور دیگری تظاهر کنم
|
[ترجمه ترگمان]البته من اشتباه می‌کردم، اما تظاهر نمی‌کردم که چنین وانمود کنم
[ترجمه گوگل]البته من اشتباه کردم آن را ریاکاری می کند تا در غیر این صورت اعتراف کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Their accusations of corruption are hypocritical - they have been just as corrupt themselves.
[ترجمه ترگمان]اتهام آن‌ها مبنی بر فساد ریاکارانه است - آن‌ها فقط به اندازه خود فاسد شده‌اند
[ترجمه گوگل]اتهامات فساد آنها ریاکاری است - آنها همانند خودشان فاسد شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It would be hypocritical to say I travel at 70mph simply because that is the law.
...

مترادف hypocritical

ساخته (صفت)
made , artificial , forged , built , constructed , created , manufactured , produced , hypocritical , faked , ready-made , wrought
متظاهر (صفت)
ostentatious , braggart , boastful , hypocritical , pretending , simulating , making believe , prudish
دو رو (صفت)
double-faced , hypocritical , disingenuous , insincere , reversible , januslike , janus-faced , two-faced
با ریا (صفت)
hypocrite , hypocritical
ریاکار (صفت)
hypocritical , insincere , pharisee

معنی کلمه hypocritical به انگلیسی

hypocritical
• insincere, duplicitous, false, two-faced
• if someone is being hypocritical, they are pretending to have beliefs, principles, or feelings that they do not really have.

hypocritical را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
بوقلمون صفت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hypocritical
کلمه : hypocritical
املای فارسی : هیپکریتیکل
اشتباه تایپی : اغحخزقهفهزشم
عکس hypocritical : در گوگل

آیا معنی hypocritical مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )