برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1683 100 1
شبکه مترجمین ایران

homemaker

/ˈhomˌmekər/ /ˈhomˌmekə/

معنی: خانه دار، اداره کننده خانه
معانی دیگر: کدبانو، اداره کننده خانه زن یا مادر

بررسی کلمه homemaker

اسم ( noun )
• : تعریف: one whose main occupation is the care of a household.

واژه homemaker در جمله های نمونه

1. my mother was a great homemaker
مادرم خانه‌دار فوق‌العاده‌ای بود.

2. my mother was a real homemaker
مادرم واقعا کدبانو بود.

3. Homemakers improve their food and nutrition knowledge, food shopping and budget management skills, and dietary practices.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها غذای خود را افزایش می‌دهند و دانش غذایی، مهارت‌های مدیریت مواد غذایی، و شیوه‌های رژیم غذایی را بهبود می‌بخشند
[ترجمه گوگل]مواد شوینده خانگی مواد غذایی و دانش تغذیه، مهارت های خرید غذایی و مدیریت بودجه و شیوه های تغذیه را بهبود می بخشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. For years she was a homemaker raising three children.
[ترجمه ترگمان]سال‌ها بود که او یک زن خانه‌دار بود که سه بچه را پرورش می‌داد
[ترجمه گوگل]برای سالها او یک زن خانه دار بود که سه فرزند داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Sorry frustrated homemakers - and take heart, luncheon tycoons - that's not quite true.
[ترجمه ترگمان]ببخشید خانم frustrated و دل خوش، tycoons، این خیلی درست نیست
[ترجمه گوگل]متاسفانه خانم های ناخوشایند متاسف هستند - و قهرمانان، غواصان ناهار را می گیرند - این کاملا درست نیست
...

مترادف homemaker

خانه دار (اسم)
host , economist , housekeeper , homemaker , householder , thrifty host
اداره کننده خانه (اسم)
homemaker

معنی کلمه homemaker به انگلیسی

homemaker
• housewife, househusband, one who manages a home

homemaker را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا سعیدی
خانه دار(داشتن خانه)-خانه دار(شغل)
مجید دلبندم
خانه دار(داشتن خانه)-خانه دار(شغل)
Hossein
زن خانه دار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی homemaker

کلمه : homemaker
املای فارسی : هممکر
اشتباه تایپی : اخئثئشنثق
عکس homemaker : در گوگل

آیا معنی homemaker مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )