برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1475 100 1

his

/hɪz/ /hɪz/

معنی: خودمانی، مال او، ... او، برای او، مال انمرد، ضمیر ملکی سوم شخص مفردمذکر
معانی دیگر: (ضمیر و صفت ملکی سوم شخص مفرد مذکر) مال او، -ش، (h بزرگ) مال خدا، مال عیسی، مال او مرد

بررسی کلمه his

ضمیر ( pronoun )
• : تعریف: that thing or those things belonging to that male person or animal previously mentioned.

- My birthday is in April, and his is in January.
[ترجمه solaleh] روز تولد من در ماه آوریل است و او روز تولدش در ماه ژانویه است
|
[ترجمه ترگمان] روز تولد من در ماه آوریل است و او در ژانویه است
[ترجمه گوگل] تولد من در ماه آوریل است و او در ماه ژانویه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The best ideas at these meetings are always his.
[ترجمه ترگمان] بهترین ایده‌ها در این جلسات همیشه او هستند
[ترجمه گوگل] بهترین ایده ها در این جلسات همیشه اوست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
• : تعریف: belonging to that male person or animal previously mentioned.

- My brother wants to sell his house.
[ترجمه ترگمان] برادرم میخواد خونه ش ر ...

واژه his در جمله های نمونه

1. his (intellectual) brilliance impressed everyone
هوش سرشار او همه را تحت تاثیر قرار داد.

2. his 2-year enlistment ended
دوران خدمت دوساله‌ی او به پایان رسید.

3. his abrasive remarks
حرف‌های دلخور کننده‌ی او

4. his abrupt departure
عزیمت غیرمنتظره‌ی او

5. his absence was inconspicuous
غیبت او جلب توجه نکرد.

6. his accusatory statements
اظهارات اتهام‌آمیز او

7. his acid remarks
اظهارات تند و نیش‌دار او

8. his acid way of dealing with people
رفتار تندخویانه‌ی او با مردم

9. his acrimony was uncalled for
خشونت او بی‌دلیل بود.

10. his action was a concession of defeat
عمل او به منزله‌ی اعتراف به شکست بود.

11. his action was viewed in a disadvantageous light by many
خیلی‌هابه عمل او با نظر نامساعد نگریستند.

12. his actions bear careful watching
اعمال او در خور نظارت دقیق است (باید دقیقا اعمال او را بررسی کرد).

13. his actions brought his nation into contempt
...

مترادف his

خودمانی (ضمير)
mine , her , his , theirs , its , my , ours , their , your
مال او (ضمير)
her , his
... او (ضمير)
her , his , hers
برای او (ضمير)
his
مال انمرد (ضمير)
his
ضمیر ملکی سوم شخص مفردمذکر (ضمير)
his

معنی عبارات مرتبط با his به فارسی

لهجه اش او را لو داد
کاراومرا خوشنودساخت، از کارش خوشنودیا راضی شدم
سال او کمتر از سال من است
تقریباشب است، نزدیک شب است
پاسخی پدر خواست که او ترسید
قول خشک وخالی او
هارت و پورت او زیاد است، اهل عمل نیست ولی سر و صدایش زیاد است
خونش به گردن ماست
خشمش افروخته است، اماده جنگ است
اعلیحضرت پادشاه انگلستان
نیمتنه اش از مخمل ابی بود
رفتارش قابل اعترا­است، رفتارش رضایتبخش نیست
عمرش نزدیک است به پایان برسد
...

مخفف his

عبارت کامل: Hospital Information System
موضوع: پزشکی
سیستم اطلاعات بیمارستان (HIS) به معنای پیاده سازی سیستم یکپارچه تولید اطلاعات لازم برای مدیریت تمامی فعالیت های مربوط به سلامت، از قبیل برنامه ریزی، نظارت، هماهنگی و تصمیم گیری می باشد. پشتیبانی از فعالیت های بیمارستان در سطوح کاربردی، تاکتیکی واستراتژیک است، وظیفه HIS این است که از کامپیوتر و وسایل ارتباطی برای جمع آوری، ذخیره، .هدف از HIS استقرار یک سیستم پردازش، بازیابی وارتباط دادن مراقبت بیمار واطلاعات اداری برای تمامی فعالیت های مربوط به بیمارستان استفاده نماییم. در یک سیستم اطلاعات بیمارستانی، داده هاباید به صورت منسجم در پایگاه داده ها ذخیره شوند و در دسترس کاربران مجاز، در محل و در زمانی که داده ها مورد نیاز است و در فرمتی که با نیازهای خاص کاربر منطبق باشد، قرارداده شوند. به طور کلی موارد زیر اهداف چنین سیستمی هستند :
1.استفاده موثرتراز منابع محدودی که برای مراقبت از بیمار در دسترس هستند
2.بهبود کیفیت خدمت رسانی به بیمار
3.پشتیبانی از تحقیق
4.پشتیبانی از آموزش

گسترش این سیستم در دهه ۹۰ در جوامع مختلف از جمله ایران اهمیت و جایگاه آن را بیشتر روشن می نماید .پیاده سازی این سیستم در بیمارستان های مناطق مختلف کشور بیانگر فراهم شدن زیرساخت فرهنگی، تکنولوژی مناسب جهت ایجاد و تکمیل سیستم های بهداشتی مطابق بااستانداردهای جهانی می باشد. در سال های اخیر با پیشرفت سریع تکنولوژی HIS صورت جدیدتری به خود گرفته که نه تنها از مقوله مدیریتی بلکه از مقوله بالینی مورد توجه بسیار قرار گرفته است .وجود تجهیزات مجهز به امکانات کامپیوتری کلینیکی و همچنین نر م افزارهای طراحی شده همانند مخصوص بخشهای کلینیکی و پاراکلینیکی و استفاده جوامع پیشرفته پزشکی از این گونه نرم افزارها و استفاده از آن در ارتباطات بین المللی و لزوم حفظ محرمانگی و خصوصی سازی، در حیطه HIS موجب شده که این مجموعه پیچیده اطلاعات و فن آوری به سمت معماری اطلاعات یکپارچه پیش رود.

معنی کلمه his به انگلیسی

his
• belonging to a specific male
• you use his to indicate that something belongs or relates to a man, boy, or male animal that has already been mentioned, or to refer to someone whose sex is not known or stated.
• you also use his in titles when you are referring to a man.
his ally
• his confederate, his partner
his anger
• his rage, his fury, his annoyance
his arm was amputated
• his arm was surgically removed
his associates
• his colleagues, his confederates, his partners; his friends
his baby
• his child; something that he is very attached to or interested in
his bark is worse than his bite
• he looks or sounds scarier than he really is
his beloved wife
• wife that he loved very much
his best
• to the best of his ability, the most that he is capable of
his blood be on his own head
• he will be held accountable, he himself will be found guilty of his death
his brakes jammed
• his brakes stuck, his brakes failed, he was unable to stop the vehicle due to a brake failure
his career is finished
• his career is over, he will never work in this field again
his case was heard
• his case was brought before a judge
his childhood
• early part of his life, period of time when he was a child
his classmate
• person who studied in the same class with him
...

his را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

M
او برای مرد
A
او برای یک مرد
Mahlla
his یعنی مال خودش و یا مال او
مثال he doesnt have his fries
👇👇👇👇👇👇👇👇👇
👇
او سیب زمینی خودش را ندارد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی his
کلمه : his
املای فارسی : هیس
اشتباه تایپی : اهس
عکس his : در گوگل

آیا معنی his مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران