gouge

/ˈɡaʊdʒ//ɡaʊdʒ/

معنی: منقار، اسکنه جراحی، بزورستانی، گول زدن، کندن، در اوردن، با اسکنه کندن، بزور ستاندن
معانی دیگر: (با اسکنه) کندن، شیار دار کردن، کنده کاری کردن (روی چوب)، ناودانی کردن (چوب)، به زور در آوردن، ملاقه وار بیرون آوردن، سر مشتری کلاه گذاشتن، گرانفروشی، احجاف، مغبون سازی، اسکنه، اسکنه ی لبه منحنی (ویژه ی کندن شیار منحنی بر چوب)، مغار، گزن، شیار تراشی، اسکنه زنی، شیار یا سوراخ کنده شده با اسکنه، (هر گونه شیار یا سوراخی که عیب محسوب شود) خدشه، خراشیدگی، عیب، نقص، (در کتک کاری) انگشت خود را در چشم حریف فرو کردن، (عامیانه) پول کسی را خوردن، زیاد پای کسی حساب کردن، گرانفروشی کردن، مغبون کردن، غضب، جبر

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a type of chisel with a blade shaped like a scoop, used primarily on wood.

(2) تعریف: the hole or groove that is created using a gouge or other similar cutting edge.

(3) تعریف: a damaging cut or hole made with a sharp implement or other sharp object.
مشابه: stab

- There is a gouge in the linoleum from when we moved the refrigerator.
[ترجمه گوگل] از زمانی که یخچال را جابجا کردیم، در مشمع کف اتاق یک گوگ وجود دارد
[ترجمه ترگمان] یک gouge در سطح linoleum وجود دارد وقتی که ما یخچال را جابجا کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: an act of swindling, esp. overcharging.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: gouges, gouging, gouged
مشتقات: gouger (n.)
(1) تعریف: to cut or carve with, or as if with, a gouge.
مشابه: excavate

- The children gouged a face in the pumpkin to make their jack-o'-lantern.
[ترجمه گوگل] بچه ها یک صورت در کدو تنبل فرو کردند تا فانوس جک خود را درست کنند
[ترجمه ترگمان] بچه ها صورتش را در کدوتنبل جمع کرده بودند تا فانوس جک را درست کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to scoop out with force.

(3) تعریف: to defraud of money, as by charging an unreasonable price or fee for something.

جمله های نمونه

1. to gouge out dirt
لجن را بیرون کشیدن

2. a price gouge of several hundred dollars
گرانفروشی به مبلغ چندصد دلار

3. She reached up and tried to gouge her attacker's eyes.
[ترجمه گوگل]او دستش را بلند کرد و سعی کرد چشمان مهاجم خود را ببرد
[ترجمه ترگمان]او دستش را دراز کرد و سعی کرد چشمان ضارب را در حدقه در بیاورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He has accused her of threatening to gouge his eyes out.
[ترجمه گوگل]او او را به تهدید به بیرون آوردن چشمانش متهم کرده است
[ترجمه ترگمان]او متهم شده بود که او را تهدید می کند که چشمانش را در حدقه در بیاورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Housing shortages permit landlords to gouge their renters.
[ترجمه Mrjn] کمبود مسکن به صاحبخانه ها اجازه داده که سر مستاجران را کلاه بگذارند ( گران اجاره بدهند ) . ترجمه ی روان:کمبود مسکن موجب شده است که صاحب خانه ها ( خانه هایشان ) را گران اجاره دهند.
|
[ترجمه گوگل]کمبود مسکن به صاحبخانه‌ها اجازه می‌دهد تا اجاره‌نشین‌های خود را زیر پا بگذارند
[ترجمه ترگمان]کمبود مسکن به مالکان اجازه می دهد که مستاجران خود را از بین ببرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I wanted to gouge her eyes out.
[ترجمه گوگل]می خواستم چشمانش را بیرون بیاورم
[ترجمه ترگمان] می خواستم چشماش رو از دهنم در بیارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A gouge in environment is likely to attract future gouges.
[ترجمه گوگل]یک گوگ در محیط احتمالاً گوژهای آینده را جذب می کند
[ترجمه ترگمان]A در محیط به احتمال زیاد gouges های آینده را به خود جلب می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. McLaren accused Roberts of trying to gouge his eyes out during the fight.
[ترجمه گوگل]مک لارن رابرتز را متهم کرد که در طول مبارزه سعی کرده چشمانش را بیرون بیاورد
[ترجمه ترگمان]مک لارن، رابرتس را به تلاش برای جلب توجه خود در حین جنگ متهم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I just wanted to gouge his eyes out.
[ترجمه گوگل]فقط می خواستم چشمانش را بیرون بیاورم
[ترجمه ترگمان]فقط می خواستم چشماش رو در بیارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Hotels are ready to gouge Olympic visitors by raising room prices.
[ترجمه گوگل]هتل ها آماده اند تا با افزایش قیمت اتاق ها بازدیدکنندگان المپیک را جذب کنند
[ترجمه ترگمان]هتل ها آماده هستند تا بازدیدکنندگان المپیک را با افزایش قیمت اتاق در معرض قرار دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The gouge of the fault zone may extend to depths of some kilometers.
[ترجمه گوگل]ژل ناحیه گسل ممکن است تا اعماق چند کیلومتری گسترش یابد
[ترجمه ترگمان]The ناحیه خطا ممکن است تا عمق چند کیلومتری گسترش یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The osteotome is adjustable hollow gouge, which comprises a gouge handle, a connection rod, and a gouge core.
[ترجمه گوگل]استئوتوم یک گوژ توخالی قابل تنظیم است که شامل یک دسته گوج، یک میله اتصال و یک هسته گوژ است
[ترجمه ترگمان]The دارای حفره های خالی قابل تنظیم است، که شامل یک handle، یک میله اتصال و یک هسته بزرگ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Fault gouge is an important factor which influences fault movement.
[ترجمه گوگل]گسل گسل عامل مهمی است که بر حرکت گسل تاثیر می گذارد
[ترجمه ترگمان]gouge نقص یک عامل مهم است که حرکت گسل را تحت تاثیر قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Gouge and Backstab have new sounds.
[ترجمه گوگل]Gouge و Backstab صداهای جدیدی دارند
[ترجمه ترگمان]gouge و backstab صداهای جدیدی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Now, the friction coefficient is generally got from gouge test by using the double shear method.
[ترجمه گوگل]در حال حاضر ضریب اصطکاک عموماً از آزمون گوج با استفاده از روش برش مضاعف بدست می آید
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر ضریب اصطکاک به طور کلی با استفاده از روش برشی دو گانه، از test به دست می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

منقار (اسم)
bill, beak, pecker, neb, rostrum, gouge

اسکنه جراحی (اسم)
gouge

بزورستانی (اسم)
gouge

گول زدن (فعل)
renege, con, fool, cheat, gyp, hustle, dodge, rig, bamboozle, outwit, deceive, defraud, dupe, cajole, hoax, gouge, befool, beguile, entrap, gull, gum, hocus, rogue, gaff, swindle, thimblerig, chouse, jockey, finagle, fob, wheedle

کندن (فعل)
gnaw, pluck, channel, pug, pick, gully, pull, peel, trench, gouge, mine, dig, incise, enucleate, cut out, rend, scoop, evulse

در اوردن (فعل)
render, intromit, gouge, erupt, evolve, doff, exsect

با اسکنه کندن (فعل)
gouge

بزور ستاندن (فعل)
grate, gouge

تخصصی

[عمران و معماری] خوردگی - آردگسل
[زمین شناسی] گوژ مواد پودر شده و عمدتا رسی در طول گسل که از ویژگیهای سنگهای مقاومتر می باشد.
[معدن] گوژ (زمین شناسی اقتصادی)
[آب و خاک] گوج

انگلیسی به انگلیسی

• type of chisel; fraud, extortion
cut with a chisel; force out, scoop out (i.e. an eye, splinter, etc.); swindle, defraud
if you gouge something, you make a hole in it with a pointed object.
if you gouge something out, you force it out of a hole using your fingers or a sharp tool.

پیشنهاد کاربران

Example :
I've done things, man. I gouged a man's eyeballs out : من یه کارهایی ( کارهای بد ) انجام دادم. من چشمای یه مرد رو از حدقه درآوردم
کنده‎کاری ( کردن ) ، اسکنه، جای کنده‎شده، کندن
gouge کنده‎کاری ( کردن ) ، اسکنه
gouge out کندن، پول کندن

در هنر خراطی چوب به مغارهایی که شیار و شکلی ناودانی دارند و مخصوص تراشیدن کاسه ها و ظروف گود چوبی، یا کندن و شکل دادن الگوهای قوسی مقعر و فرورفته روی استوانه ها هستند Gouge گفته می شود
کندن ، کنده کاری کردن ، گرانفروشی کردن ، کلاه سر مشتری گذاشتن ، اسکنه ، شیارتراشی
گرانفروشی کردن
کندن

بپرس