give back

/ˈɡɪvˈbæk//ɡɪvbæk/

معنی: پس دادن، مسترد کردن
معانی دیگر: اعاده کردن، استرداد،باز پس دهی،(کارگر و کارفرما) صرفنظر کردن از برخی مزایای کارگری در مقابل گرفتن اضافه حقوق و غیره
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a reduction in workers' salaries, benefits, or rights agreed to by a union during labor negotiations in exchange for some other concession by management or in recognition of depressed economic conditions.

جمله های نمونه

1. When can you give back the money that you owe?
[ترجمه Sama___Army ] کی میتونی پولی رو که بهش بدهکاری رو پس بدی؟؟
|
[ترجمه ترگمان]کی می تونی پولی که بهش بدهکاری رو پس بدی؟
[ترجمه گوگل]چه زمانی می توانید پولی را که به شما بدهکارید، بازگردانید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Give back there. The express is due.
[ترجمه ترگمان]آن را به من پس بدهید این بیان به خاطر است
[ترجمه گوگل]پشت سر بگذار اظهار داشتنی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Some IFAs-known as discount brokers-will give back part or all of the commissions they receive from the provider.
[ترجمه ترگمان]برخی از ifas که به عنوان واسطه های تخفیف شناخته می شوند، بخشی یا تمام کمیسیون ها را که از طرف ارایه دهنده دریافت می کنند، به آن ها واگذار خواهند کرد
[ترجمه گوگل]بعضی از IFA ها که به عنوان معامله گر تخفیف شناخته می شوند، بخشی از یا تمام کمیسیون هایی را که از ارائه دهنده دریافت می کنند، به دست می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Fiercely individualistic, Texas would just as soon give back the Alamo as institute a state tax.
[ترجمه ترگمان]تگزاس که به شدت فرد گرایی است، درست به همین دلیل است که الامو را به عنوان مالیات دولتی بر می گرداند
[ترجمه گوگل]به شدت فردی، تگزاس به زودی به عنوان موسسه مالیات دولتی را به عنوان Alamo بازگرداند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I had to give back a portion of the dowry after the divorce.
[ترجمه ترگمان]من باید پس از طلاق قسمتی از جهیز را به او بدهم
[ترجمه گوگل]من مجبور شدم بعد از طلاق بخشی از قسط را بدهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Give back all what we still owe to him.
[ترجمه ترگمان] چیزی که هنوز بهش بدهکارم رو پس بده
[ترجمه گوگل]همه چیز را که هنوز به او محکوم کرده ایم، بازگردانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Give back the book to Tom.
[ترجمه ترگمان]کتاب رو بده به تام
[ترجمه گوگل]کتاب را به تام بازگردانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Even Woodrow Wilson Couldn 't give back Birth Place of Confucius back to Us.
[ترجمه ترگمان]حتی وودرو ویلسون نیز نمی توانست برای تولد کنفسیوس به ما مراجعه کند
[ترجمه گوگل]حتی وودرو ویلسون نمی توانست محل تولد کنفوسیوس را به ما بازگرداند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I must call at the library to give back this book.
[ترجمه ترگمان]باید به کتابخانه زنگ بزنم تا این کتاب را پس بدهم
[ترجمه گوگل]من باید در کتابخانه تماس بگیرم تا این کتاب را بدهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The student who will graduate should give back the academic gown first.
[ترجمه ترگمان]دانش آموزی که فارغ التحصیل خواهد شد باید اول لباس دانشگاهی را پس بدهد
[ترجمه گوگل]دانشجویانی که فارغ التحصیل خواهند شد باید ابتدا لباس شبانه دانشگاهی را برگردانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I must give back the two books to the library before Friday.
[ترجمه ترگمان]باید قبل از جمعه این دو کتاب را به کتابخانه باز کنم
[ترجمه گوگل]من باید دو کتاب را قبل از جمعه به کتابخانه بدهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. There naturally arises a deep hunger to give back to the world.
[ترجمه ترگمان]طبیعتا گرسنگی عمیقی به وجود می آید تا به دنیا باز گردد
[ترجمه گوگل]به طور طبیعی، گرسنگی عمیق برای بازگشت به جهان ایجاد می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Before give back like bath side sing snow in red inside bathroom, his singing if deserve to be called euphonious, that use nail row blackboard de voice call nature sounds.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه مانند حمام، برف را در حمام به رنگ قرمز بخواند، آواز او اگر سزاوار آن باشد که به نام euphonious خوانده شود، استفاده از ردیف ناخن، صداهای طبیعت را به صدا در می آورد
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه به سمت حمام برسد، در داخل حمام قرمز برف را می پوشد، آواز خواندن او اگر مورد احترام باشد، از صدای تماس با صدای زنگ تلفن استفاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. How can I give back to others?
[ترجمه ترگمان]چطور میتونم دوباره به بقیه برگردم؟
[ترجمه گوگل]چگونه می توانم به دیگران بدهم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

پس دادن (فعل)
restore, return, excrete, restitute, give back, refund, repay

مسترد کردن (فعل)
give back

به انگلیسی

• return something

ارتباط محتوایی

معنی اصلیپس دادن، مسترد کردنمعانی متفرقهاعاده کردن، استرداد، باز پس دهی، ( کارگر و ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: a reduction in workers' salaries, benefits, or rights agreed to by a u ...جمله های نمونه1. When can you give back the money that you owe? [ترجمه Sama___Army ] کی میتونی پولی رو ک ...مترادفپس دادن ( فعل ) restore, return, excrete, restitute, give back, refund, repay مسترد کردن ( فعل ) ...انگلیسی به انگلیسیreturn something
معنی give back، مفهوم give back، تعریف give back، معرفی give back، give back چیست، give back یعنی چی، give back یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف g، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف g، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف g، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف g
کلمه بعدی: give bail
اشتباه تایپی: لهرث ذشزن
آوا: /گیو باک/
عکس give back : در گوگل
معنی give back

پیشنهاد کاربران

برگرداندن، بازپس فرستادن
بازگردانیدن
پس دادن
an agreement by workers to surrender benefits and conditions previously agreed upon in return for new concessions or awards.
حق خود را ادا کردن
پس دادن ، برگرداندن 👨‍👦‍👦👨‍👦‍👦👨‍👦‍👦
could you give me back my pen
ممکنه خودکارم رو بهم پس بدی ؟؟
هنر 92 ، تجربی 84
برگرداندن
حق خود را ادا کردن
give back to the community
یه جاهایی به معنای جبران کردن هست
یعنی کار کسی رو جبران کردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما