giant

/ˈdʒaɪənt//ˈdʒaɪənt/

معنی: غول، نرهغول، ادم غول پیکر، قوی هیکل
معانی دیگر: بزرگ هیکل، بسیار بزرگ، غول آسا، لندهور، عظیم الجثه، غول پیکر

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a legendary being who looks like a man of an enormous size and strength.
متضاد: dwarf
مشابه: behemoth, colossus, hercules, jumbo, leviathan, monster, titan, whopper

(2) تعریف: a person or thing of very great size, strength, power, or the like.
مترادف: behemoth, colossus, leviathan, titan
متضاد: diminutive, dwarf, miniature, pygmy
مشابه: hercules, jumbo, monolith, monster, powerhouse, whale, whopper

(3) تعریف: (often cap.) in Greek mythology, any of a race of huge manlike beings who fought with, and were defeated by, the gods.
مترادف: Titan

(4) تعریف: a giant star.
مترادف: giant star
متضاد: dwarf, dwarf star
صفت ( adjective )
• : تعریف: like a giant or of very great size, strength, importance, or the like.
مترادف: colossal, cyclopean, enormous, great, huge, humongous, immense, jumbo, mammoth, monstrous, prodigious, titanic, tremendous
متضاد: diminutive, dwarfish, miniature
مشابه: big, gargantuan, large, monumental, mountainous, oversize, stupendous

جمله های نمونه

1. a giant cucumber
خیار بسیار بزرگ

2. a giant oak which was scathed by lightning
درخت بلوط غول آسا که آذرخش به آن آسیب رسانده بود

3. a giant sandwich
ساندویچ بسیار بزرگ

4. a giant that was hiding its bulky mass behind a hill
غولی که جثه ی عظیم خود را در پشت تپه پنهان کرده بود

5. a giant y-clept barbarossa
غولی به نام بارباروسا

6. the giant carried sinbad on his back
غولی که سندباد را بر پشت خود حمل کرد

7. the giant panda is an endangered species
پاندای عظیم الجثه در معرض انقراض است.

8. a formidable giant with bloody hands
غولی دهشت انگیز با دستان خون آلود

9. a horned giant loomed before me
غول شاخداری جلوم ظاهر شد.

10. a two-headed giant
غول دوسر

11. suddenly that giant gave me a portentous wink
آن غول ناگهان به من چشمک حیرت انگیزی زد.

12. suddenly, a giant rose in front of my eyes
ناگهان غولی جلو چشمم تنوره کشید.

13. a nest of giant mountains
یک رشته کوه های غول آسا

14. it is fabled that the giant had two heads and four eyes
چنین حکایت می شود آن دیو دو سر و چهار چشم داشت.

15. the champion overbore the two-headed giant
قهرمان غول دو سر را مغلوب کرد.

16. the frantic yells of a giant whose child had been stolen
نعره های دیوانه وار دیوی که بچه ی او را دزدیده بودند

17. the emergence of japan as an industrial giant
ظهور ژاپن به عنوان یک غول صنعتی

18. Shakespeare is a giant among poets/the giant of poets.
[ترجمه گنج جو] شکسپیر سر آمد شعراست.
|
[ترجمه ترگمان]شکسپیر یک غول در میان شاعران \/ غول شاعران است
[ترجمه گوگل]شکسپیر غول شاعران / غول شاعران است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. Giant shovels are biting off big chunks from the hill.
[ترجمه ترگمان]بیل بزرگ تکه های بزرگی از تپه را گاز می گیرند
[ترجمه گوگل]بیل های غول پیکر از تپه ها بزرگتر می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. The centrepiece of the shopping centre is a giant fountain.
[ترجمه ترگمان]مرکز خرید یک فواره بزرگ است
[ترجمه گوگل]مرکز خرید مرکز چشمه ای غول پیکر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. China is like a giant awakening from a heavy sleep.
[ترجمه ترگمان]چین همانند بیدار شدن بزرگ از خواب سنگین است
[ترجمه گوگل]چین مانند یک بیداری عظیم از خواب سنگین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. He's a giant of a man.
[ترجمه Dr.soheil] او یک مرد بزرگ است
|
[ترجمه ناشناس] او یک مرد غول پیکر است
|
[ترجمه ماریا] اون مرد یه غوله
|
[ترجمه ترگمان]او مرد بزرگی است
[ترجمه گوگل]او یک غول مرد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. The oil giant Esso is planning to set up a new refinery in the port.
[ترجمه ترگمان]شرکت عظیم نفتی esso در حال برنامه ریزی برای راه اندازی یک پالایشگاه جدید در این بندر است
[ترجمه گوگل]غول نفتی Esso در حال برنامه ریزی برای راه اندازی یک پالایشگاه جدید در بندر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

غول (اسم)
hole, ear, cave, cavern, corral, bogy, giant, ogre, colossus, ghoul, gargantua, bugaboo, hobgoblin

نره غول (اسم)
giant, bumpkin

ادم غول پیکر (اسم)
giant

قوی هیکل (صفت)
sturdy, robust, giant

تخصصی

[برق و الکترونیک] غول آسا

به انگلیسی

• legendary manlike creature of great size and strength (folklore); abnormally large person; person of great importance
enormous, extremely large
in myths and children's stories, a giant is a huge, very strong person.
you can use giant to refer to a very large or successful organization or country.
you can use giant to refer to something that is much larger than its usual size. singular noun here but can also be used as an attributive adjective. e.g ...giant christmas trees. his giant leap of two metres forty four is still a record.

پیشنهاد کاربران

Very big
خیلی بزرگ massive , enormous, very big
کارکشته
شخص یا سازمان بسیار موفق
بزرگ ار از بزرگ
( giant ( adj
. Giant means extremely large
به معنی غول
معمولا غول پیکر ولی در برخی موارد معنی آدم قد بلند یا شخص معروف را هم میدهد
یکی از معانی ای که دیکشنری کمبریج داده:
a very successful and powerful person or organization
a very big animal
A very large and successful company
گنده بزرگ غیر قابل وصف
به معنای بزرگ
. Giant means extremely large
خیلی بزرگ. عظیم الجثه

بزرگ_عظیم
هیکلی - غول
گنده، قوی هیکل، هیکلی
گنده ، عظـــــیم الجثـــــه
. Giant means extremely large

به معنی غول یا جاینت که توی بازی clash of clans هم بوده

Giant ( adj. )

Giant means extremely larg ( very big ) _
_ عظیم الجثه ، قوی هیکل
غول پیکر
giant steps اینجا معنی "قدم های بلند"هم میدهد.
غول، عظیم الجثه، قوی هیکل
نام رمان
از رمان نویس مشهور امریکایی به نام فربر
شرکت یا کمپانی خیلی بزرگ و موفق
در کتاب کانون زبان :means extremely large


اما در جاهای دیگه معنی "غول"هم میده
Giant means extremely large
غول اسا _ غول _ بزرگ _ عظیم الجثه
توی فیلم تروی یه دیالوگ هست که میگه
Let them say i walked with giants
اینجا منظور از giants اشیل و هکتوره
ادمای گنده ی دوران خودش
دیدید میگیم طرف غولیه واسه خودش؟خیلی معروفه موفقه ادم بزرگیه
هیولا
خیلی بزرگ غول پیکر
هالک
One of the very big size
شرکت یا سازمان ابرقدرت
a person of exceptional talent or qualities
pharmaceutical giant Merck & Co.

غول داروسازی Merck & co
یا ابر قدرت داروسازی Merck &co
ابر قدرت، بسیار بزرگ
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما