برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1473 100 1

goggle

/ˈɡɑːɡl̩/ /ˈɡɒɡl̩/

معنی: گشتن، چپ نگاه کردن، چشم گرداندن
معانی دیگر: (با چشم بسیار باز یا از حدقه بیرون زده) نگاه کردن، (از روی کنجکاوی یا تعجب) نظاره کردن، زل زدن، خیره شدن، عینک ایمنی، (در هواپیماهای روباز قدیمی) عینک خلبانی، عینک جوشکاری، عینک زیرآبی (برای شنا در زیر آب)، (از روی بی صبری یا ناراحتی) چشم بالا انداختن، نگاه خیره، زل زل

بررسی کلمه goggle

اسم ( noun )
(1) تعریف: (pl.) a pair of protective lenses with a shielding framework, worn to protect the eyes from debris, strong wind, harsh light, chlorinated water, and the like.

- She adjusted her goggles and dove into the water.
[ترجمه ترگمان] عینک و عینکش را مرتب کرد و به آب زد
[ترجمه گوگل] او عینک و کبوترش را در آب تنظیم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a stare with wide-open and bulging eyes.
متضاد: squint
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: goggles, goggling, goggled
(1) تعریف: to stare with eyes wide open and bulging.
متضاد: squint

(2) تعریف: of the eyes, to be wide open and bulging.
متضاد: squint
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to open wide and bulge or roll (the eyes).
متضاد: squint
صفت ( adjective )
• : تعریف: wide open in a stare; bulging or rolling.

واژه goggle در جمله های نمونه

1. My swimming goggles keep steaming up so I can't see.
[ترجمه بهروز مددی] عینک شنای من مرتب بخار می‎کند و به همین دلیل نمی‎توانم خوب ببینم.
|
[ترجمه ترگمان]عینک شنا من از آن بخار می شه و من نمی تونم ببینم
[ترجمه گوگل]عینک شنا من عینک آفتابی را نگه می دارد، بنابراین نمیتوانم ببینم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The children's eyes goggled as the magician pulled a rabbit out of the empty hat.
[ترجمه ترگمان]وقتی جادوگر یک خرگوش را از کلاه خالی بیرون آورد، چشم‌های بچه‌ها به او خیره شده بودند
[ترجمه گوگل]چشم های کودکان به عنوان یک جادوگر، یک خرگوش را از کلاه خالی بیرون کشیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The cathedral was full of goggling tourists.
[ترجمه ترگمان]کلیسای جامع مملو از tourists بود
[ترجمه گوگل]کلیسای جامع پر از گردشگران غم انگیز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف goggle

گشتن (فعل)
go , turn , grow , search , roll , trundle , roam , swirl , goggle , troll
چپ نگاه کردن (فعل)
squint , goggle
چشم گرداندن (فعل)
goggle

معنی عبارات مرتبط با goggle به فارسی

(جانورشناسی) انواع ماهی هایی که دارای چشمان بزرگ و بیرون زده هستند (مثل خار ماهی)، چپی، لوچی، نوعی ماهی
دارای چشمان بزرگ و برجسته، چشم ورقلمبیده، چشم بیرون زده، لوچ خیره چشم، خیره نگر، دارای چشمان درشت وغلتنده

معنی کلمه goggle به انگلیسی

goggle
• stare, pop-eyed gaze; rolling of the eyes
• roll the eyes; open the eyes wide (in a stare), gawk
• if you goggle at something, you stare at it with your eyes wide open; an informal use.
• goggles are large glasses that fit closely to your face around your eyes to protect them.
goggle box
• (british and australia) television set
• the goggle box is the television; an informal expression.
goggle eye
• (zoology) type of brown spotted fresh-water fish found mainly in the upper mississippi valley and great lakes (usa)
goggle eyed
• if you are goggle-eyed, your eyes are wide open in surprise; an informal word.

goggle را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

tourist
عینک ایمنی
چکامه
چشمهای خود را گرد کردن، با چشم های از حدقه بیرون زده نگاه کردن، با چشمهای ورقلنبیده نگاه کردن، چشم گرداندن، از حدقه بیرون زدن، ورقلنبیدن، برآمده بودن
عدالت مجاوری
1- با چشمان از حدقه بیرون زده و متعجب به کسی/چیزی نگاه کردن = goggle at sb/sth
2- از حدقه بیرون زدن
3- عینک های بیرون زده مثل عینک خلبانی، عینک ایمنی
4- goggle eyed : چشم ورقلمبیده
Shirinbahari
باز چشم کاملا باز نگاه کردن. با تعجب نگاه کردن
What in the world are you goggling at

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی goggle
کلمه : goggle
املای فارسی : گگگل
اشتباه تایپی : لخللمث
عکس goggle : در گوگل

آیا معنی goggle مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران