برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1409 100 1

go awry

واژه go awry در جمله های نمونه

1. My carefully laid plans had already gone awry.
[ترجمه ترگمان]نقشه کشیده من نقشه کشیده بود
[ترجمه گوگل]برنامه های دقت مند شده من پیش از این رفته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There is no sober-minded, fast pace also goes awry; no caution pace, then flat road will fall.
[ترجمه ترگمان]هیچ سرعت هشیاری نیست، سرعت تند هم منحرف می‌شود؛ هیچ احتیاط و احتیاط پیش نمی‌رود، سپس جاده هموار سقوط خواهد کرد
[ترجمه گوگل]هیچ آرامشی وجود ندارد و سرعت سریع نیز می رود؛ بدون سرعت احتیاط، سپس جاده صاف سقوط خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. All my plans for the party had gone awry.
[ترجمه Shirinbahari] تمام برنامه هایم برای مهمانی آن طور که می خواستم پیش نرفت.|
[ترجمه ترگمان]تمام نقشه‌های من به خاطر مهمونی خراب شده‌بود
[ترجمه گوگل]تمام برنامه های من برای این حزب خیلی زود گذشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه go awry به انگلیسی

go awry
• go wrong, be unsuccessful, miss the mark

go awry را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فیض
شکست خوردن - ناموفق ماندن
Shirinbahari
طبق برنامه پیش نرفتن
My carefully laid plans had already gone awry.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی go awry مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )