برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1680 100 1
شبکه مترجمین ایران

go at


1- دورزدن، محاصره کردن 2- کفاف دادن 3- جابجا شدن، دور گشتن، حمله کردن به، پرداختن (به کاری)

واژه go at در جمله های نمونه

1. She determined to go at once.
[ترجمه ترگمان]تصمیم گرفت فورا برود
[ترجمه گوگل]او مصمم به انجام یک بار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Go at least once a year to a place you have never been before.
[ترجمه ترگمان]لااقل سالی یک‌بار به جایی که قبلا نرفته بودی برو
[ترجمه گوگل]حداقل یک بار در سال به محل مورد نظرتان بروید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Unless you go at once you will be late.
[ترجمه ترگمان]مگر اینکه فورا بروی و دیر کنی
[ترجمه گوگل]به غیر از زمانی که شما در یک بار به شما خواهد شد دیر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He besought her to go at once.
[ترجمه ترگمان]از او تمنا کرد که بی‌درنگ به خانه او برود
[ترجمه گوگل]او از او دعوت کرد تا در یک بار برود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He commanded that man go at on ...

معنی عبارات مرتبط با go at به فارسی

(عامیانه) امتحان کردن

معنی کلمه go at به انگلیسی

go at
• attack; act energetically; make an approach to
go at a good pace
• advance quickly, move quickly, travel quickly
have a go at
• make an attempt, make an effort, try

go at را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی go at

کلمه : go at
املای فارسی : گو آات
اشتباه تایپی : لخ شف
عکس go at : در گوگل

آیا معنی go at مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )