برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1720 100 1
شبکه مترجمین ایران

give in

/ˈɡɪvɪn/ /ɡɪvɪn/

معنی: تسلیم شدن
معانی دیگر: 1- تسلیم کردن، دادن، ارائه دادن 2- تسلیم شدن، مجاب شدن، دست برداشتن

بررسی کلمه give in

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to agree to something you don't want to agree to, especially after a long argument.

- I finally gave in to my son and let him drive my new car.
[ترجمه مترجم] من سرانجام تسلیم پسرم شدم واجازه رانندگی ماشین جدیدم را به او دادم.
|
[ترجمه یاسمین سیدنا ] در نهایت در تسلیم پسرم شدم و گذاشتم ماشین جدیدم رو برونه
|
[ترجمه ترگمان] بالاخره به پسرم تسلیم شدم و گذاشتم ماشین جدیدم رانندگی کنه
[ترجمه گوگل] در نهایت به پسرم دادم و اجازه دادم ماشین جدیدم را بفروشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه give in در جمله های نمونه

1. You must give in your examination papers now.
[ترجمه طیار] شما باید همین الان برگه امتحانیت رو بدی
|
[ترجمه ترگمان]حالا باید روزنامه‌های your را امتحان کنی
[ترجمه گوگل]شما باید در حال حاضر در مقالات خود را بررسی کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A s nobody was willing to give in, he came out for another voting.
[ترجمه ترگمان]کسی حاضر نبود تسلیم شود، برای یک رای دیگر آمد
[ترجمه گوگل]هیچ کس حاضر نبود به او بگوید، او برای رای گیری دیگری آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This government will not give in to terrorism.
[ترجمه نسرین رنجبر] این دولت تسلیم تروریسم نخواهد شد.|
[ترجمه ترگمان] ...

مترادف give in

تسلیم شدن (فعل)
abandon , surrender , give in , submit , capitulate , succumb , quit , vouchsafe , acquiesce , defer , knuckle , obey

معنی کلمه give in به انگلیسی

give in
• surrender to, yield; hand over, submit
give in to blackmail
• yield to extortion

give in را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی برزگر
با اکراه پذیرفتن
Karen
Agree to do sth that you don't want to do
a.r
(to submit , concede , or yield (to sb or sth
to surrender or acknowledge defeat
collapse
(to hand in, deliver, or submit (sth
میلاد علی پور
از پا درآمدن
ارش
تسلیم شدن
Sarina
Collapse or fall
منصوره
كوتاه اومدن در مقابل كاري كه كسي انجام داده
سید محمد هاشمی

Give in:
( پس از مدتی عدم پذیرش) تسلیم خواسته دیگری شدن

Cambridge:👇👇👇
to finally agree to what someone wants, after refusing for a period of time�

Eg: first he said he would not go; then he gave in and went
اول می‌گفت نخواهد رفت ولی بالاخره تسلیم شد و رفت.


Eg: he dogged Akbar Agha until he�gave in�and married her
آن قدر دنبال اکبر آقا را گرفت تا بالاخره اکبرآقا تسلیم شد و با او ازدواج کرد.

bamdad najaf
تن دادن
سجاد خرم
some one had forced to you accept some ting... با زور چیزی را قبول کردن.، تسلیم شدن
پناهی
stop fighting or arguing with sb and accept you can't win
مهناز سلطانپور
to give something, especially a piece of work, to someone in authority who is expecting it
ارائه چیزی به مرجع بالاتر مانند گزارش، نظر که مرجع بالاتر از و خواسته است.
to finally agree to what someone wants, after refusing for a period of time
موافقت نهایی
yazdan
کوتاه آمدن و پذیرفتن
تسلیم شدن و پذیرفتن
با اکراه پذیرفتن
ak
تسلیم چیزی شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی give in

کلمه : give in
املای فارسی : گیو این
اشتباه تایپی : لهرث هد
عکس give in : در گوگل

آیا معنی give in مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )