برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1412 100 1

Gig

/ˈɡɪɡ/ /ɡɪɡ/

معنی: نیزه، فرفره، هر چیز چرخنده، نوعی کرجی پارویی یابادبانی، ادم غریب، قایق پارویی سریعالسیر، پستان مصنوعی، درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد، چیز غریب و خنده دار، شوخی، کردن، با زوبین ماهی گرفتن، نیزهماهی گیری، سیخ زدن، خوابدارکردن
معانی دیگر: درشکه ی دوچرخه و تک اسبه، کالسکه ی سبک، ارابه ی دوچرخ، قایق نجات کشتی (که دراز و سبک بوده و جهت استفاده ی افسر فرمانده نگهداری می شود)، قایق یدکی کشتی، (نساجی) ماشین پرز دهنده (به پارچه)، نیزه ی ماهیگیری، زوبینی که به ماهی جهت گرفتن آن پرتاب می کنند، ریسمان ماهیگیری (که چندین قلاب به آن آویزان می کنند تا به پهلوی ماهی فرو رفته و آن را گرفتار کند)، طناب قلابدار، (درمدارس نظام و غیره) پرونده ی انضباطی (که تخلفات دانش آموزان را در آن می نویسند)، سرزنش، تنبیه (در نتیجه تخلف یا بی انضباطی در مدارس نظام و غیره)، (آمریکا ) برنامه ی موسیقی (به ویژه موسیقی جاز و راک)، درشکه تک اسبه که دو چر  دارد، سی  زدن

بررسی کلمه Gig

اسم ( noun )
(1) تعریف: a small, two-wheeled carriage pulled by a single horse.

(2) تعریف: a fast, long rowboat for two to four rowers.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: gigs, gigging, gigged
• : تعریف: to ride in a gig.
اسم ( noun )
• : تعریف: a spear designed for catching frogs or fish.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: gigs, gigging, gigged
• : تعریف: to impale or catch using a gig.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to use a gig.

واژه Gig در جمله های نمونه

1. This week the band did the last gig of their world-tour.
[ترجمه Amir Behravan] گروه موسیقی این هفته آخرین کنسرت خودشون از تور جهانیشون را اجرا کردند.
|
[ترجمه ترگمان]این هفته ارکستر آخرین حرکت their رو انجام داد
[ترجمه گوگل]این هفته این گروه آخرین سالن تور جهانی خود را انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They're doing a gig in Leeds tonight.
[ترجمه ترگمان]امشب توی \"لیدز\" کار می کنن
[ترجمه گوگل]آنها امشب در لیدز بازی می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The two bands join forces for a gig at the Sheffield Arena on November 2
[ترجمه ترگمان]این دو گروه در ۲ نوامبر در ورزشگاه شفیلد، در میدان شفیلد، به نیروهای خود ملحق می‌شوند
[ترجمه گوگل]این دو گروه در تاریخ 2 نوامبر برای بازی در صحنه شفیلد متحد شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف Gig

نیزه (اسم)
shaft , spear , dart , gad , gavelock , halberd , gaff , gig , lance , harpoon
فرفره (اسم)
top , whirligig , gig , spinner
هر چیز چرخنده (اسم)
gig
نوعی کرجی پارویی یابادبانی (اسم)
gig
ادم غریب (اسم)
gig
قایق پارویی سریعالسیر (اسم)
gig
پستان مصنوعی (اسم)
gig , pacifier
درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد (اسم)
gig
چیز غریب و خنده دار (اسم)
gig
شوخی (اسم)
sport , game , fun , spree , raillery , quiz , jink , drollery , persiflage , jape , bob , joke , prank , humor , jest , bon mot , facetiae , curvet , gig , lark , funny bone , pleasantry , jocosity , waggery , witticism , laverock
کردن (فعل)
rest , joint , do , perform , have , ramble , char , relocate , gig , kick in
با زوبین ماهی گرفتن (فعل)
gig
نیزهماهی گیری (فعل)
gig
سیخ زدن (فعل)
prod , prick , jab , gig , stab , poke
خوابدارکردن (فعل)
gig

معنی عبارات مرتبط با Gig به فارسی

تماشا، منظره، نمایش، عینک، عینک شاخدار
ماشین خوابدارکردن پارچه، کارخانه ای که پارچه رادران خوابدارم

معنی Gig در دیکشنری تخصصی

[نساجی] ماشین خارزنی
[نساجی] ماشین خارزنی با خار طبیعی
[نساجی] ماشین خار با خارهای طبیعی

معنی کلمه Gig به انگلیسی

gig
• coach, two-wheeled carriage pulled by one horse; small boat; light racing boat; spear with a prong; harpoon; set of hooks used for fishing; temporary job; little item that is whirled round in play; live performance by a musician or other performer; musical engagement (slang); demerit (slang); roller that contains teasels to raise nap on a fabric
• ride in a one-horse carriage; catch an animal with a gig; fish with a gig; (slang ) give a demerit; play a musical engagement; raise the nap on cloth
• (slang) gigabyte (computers)
• a gig is a live performance by a pop musician, comedian, or disc jockey; an informal word.
fish gig
• fizgig, spiky pole for spearing fish

Gig را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ارشاد
برنامه، رویداد، شو
فرانک
اجرای زنده
هدیه
برنامه زنده رقص و مسابقه؛ جایی برای داوری
شبنم اقبال زاده
شغل بخصوص شغلی که موقتی باشد.
مهدی رئیسی
تک اجرای موسیقی (اسم و فعل)، درشکه دارای دو چرخ، شغل بخصوص موقتی
مریم
معنی عامیانه: اجرای زنده همراه با موسیقی در یک کلوب
امیر بهروان
کنسرت زنده
Figure
A temporary job , freelance
He called the adaptability of his gig a privilege

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی gig
کلمه : gig
املای فارسی : گیگ
اشتباه تایپی : لهل
عکس gig : در گوگل

آیا معنی Gig مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )