برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1534 100 1
شبکه مترجمین ایران

Gargle

/ˈɡɑːrɡl̩/ /ˈɡɑːɡl̩/

معنی: غرغره، گلو شویی، غرغره کردن
معانی دیگر: داروی غرغره، حلق شویه، صدایی مثل صدای غرغره در آوردن، نامفهوم حرف زدن

واژه Gargle در جمله های نمونه

1. this gargle will soothe your sore throat
این غرغره گلو درد تو را فرو خواهد نشاند.

2. You should gargle the throat regularly.
[ترجمه mm] باید به طور مرتب گلو را غرغره کرد .
|
[ترجمه ترگمان]باید به طور مرتب گلو رو gargle
[ترجمه گوگل]شما باید گلو را به طور منظم بچرخانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Gargle with salt water if your throat is sore.
[ترجمه ترگمان]gargle با آب شور، اگر گلو درد می‌کند
[ترجمه گوگل]اگر گلو شما درد داشته باشد، با آب نمک مخلوط کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Have a gargle with this mouthwash.
[ترجمه z.f] با این دهانشویه یکبار غرغره کنید
|
...

مترادف Gargle

غرغره (اسم)
pulley , spool , gargle , gargling
گلو شویی (اسم)
gargle
غرغره کردن (فعل)
gurgle , gargle

معنی کلمه Gargle به انگلیسی

gargle
• gurgling sound; mouthwash, liquid used for gargling
• gurgle, make a gargling noise; rinse out the mouth with mouthwash
• when you gargle, you wash your throat by filling your mouth with liquid, tilting your head back, and breathing out through your mouth, making a bubbling noise.

Gargle را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فریبا غیرتمند
قرقره کردن
^.^
خانم فریبا غیرتمند متن شما را اصلاح می کنم :غرغره کردن
Paniz
غرغره کردن
Wash yor throat with a liquid
Shiva_sisi
Wash your throat with a liquid

غرغره کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی gargle

کلمه : gargle
املای فارسی : گرگل
اشتباه تایپی : لشقلمث
عکس gargle : در گوگل

آیا معنی Gargle مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )