برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1679 100 1
شبکه مترجمین ایران

freshness

/ˈfreʃnəs/ /ˈfreʃnəs/

معنی: خنکی
معانی دیگر: تازگی، طراوت، شیرینی، بی نمکی، بی تجربگی

واژه freshness در جمله های نمونه

1. these flowers retain their freshness for a long time
این گل‌ها تازگی خود را مدت‌ها حفظ می‌کنند.

2. She has a freshness and dynamism about her.
[ترجمه ترگمان]طراوت و طراوت دارد
[ترجمه گوگل]او دارای طراوت و پویایی در مورد او است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We guarantee the freshness of all our produce.
[ترجمه موسی] ما تازگی تمام محصولات خود را تضمین می کنیم.
|
[ترجمه ترگمان]ما طراوت و طراوت همه produce رو تضمین می‌کنیم
[ترجمه گوگل]ما تندرستی تمام محصولات ما را تضمین می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This wine has a freshness and vitality that appeals to many drinkers.
[ترجمه موسی] این شراب از طراوت و نشاط برخوردار است که مورد توجه بسیاری از مصرف کنندگان نوشیدنی قرار می گیرد.
...

مترادف freshness

خنکی (اسم)
vapidity , coolness , chill , freshness

معنی کلمه freshness به انگلیسی

freshness
• vigor, liveliness; newness, recentness

freshness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

موسی
freshness(noun) = تازگی،طراوت،خنکی،شادابی،خامی،نوچگی،جسارت

lacking freshness = بیات،مانده،کهنه

the product's freshness depends on an efficient transportation system to bring it to market.
تازگی محصول به یک سیستم حمل و نقل کارآمد بستگی دارد تا آن را به بازار عرضه کند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی freshness

کلمه : freshness
املای فارسی : فرشنس
اشتباه تایپی : بقثسادثسس
عکس freshness : در گوگل

آیا معنی freshness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )