برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1716 100 1
شبکه مترجمین ایران

foreclosure

/fɔːˈkloʊʒə/ /fɔːˈkləʊʒə/

معنی: سلب حق اقامه دعوی
معانی دیگر: (حقوق ـ بازرگانی ـ اقدامات قانونی برعلیه کسی که شرایط رهن و قسطپردازی را رعایت نکرده است) رهن شکنی، بازستانی ملک رهنی، ضبط رهن، پیش بندی، بازداشتن، منع

بررسی کلمه foreclosure

اسم ( noun )
• : تعریف: the act, usu. by a legal proceeding, of foreclosing.

واژه foreclosure در جمله های نمونه

1. According to this poem, his dread of foreclosure by his creditors is keeping him awake at night.
[ترجمه نسرین رنجبر] با توجه به این شعر، وحشت او از توقیف ملکش توسط طلبکاران خواب را از چشمانش ربوده بود.
|
[ترجمه ترگمان]با توجه به این شعر، ترس از این که طلبکاران او بوسیله طلبکاران او در شب او را بیدار نگه می‌دارند
[ترجمه گوگل]با توجه به این شعر، هراس او از سوءاستفاده از طلبکاران او، او را بیدار در شب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The property went into foreclosure and changed hands several times.
[ترجمه ترگمان]اموال خود را چندین بار به رهن گذاشت و دست خود را تغییر داد
[ترجمه گوگل]ملک به سلب حق اقامه دعوی شد و چندین بار دست را تغییر داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The foreclosure pain hit record levels in March of last year, when 475 residential property owners went into foreclosure.
[ترجمه ترگمان]درد سلب حق مالکیت در ماه مارس سال گذشته، هنگامی که ۴۷۵ صاحب ملک مسکونی به رهن ...

مترادف foreclosure

سلب حق اقامه دعوی (اسم)
foreclosure

معنی foreclosure در دیکشنری تخصصی

[حقوق] فروش عین مرهونه
[حقوق] اجراییه سند رهنی

معنی کلمه foreclosure به انگلیسی

foreclosure
• taking away of the right to redeem his property; hindering; shutting out; closing or settling beforehand
foreclosure decree
• court order to deprive of the right to mortgage or redeem one's property (usually because of failure to make payments)
foreclosure sale
• sale of confiscated properties, sale of assets that were repossessed

foreclosure را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زینب شایگان
ضبط هویت
هستي
توقيف اموال
مینا مهرآذر
اجرائیه سند رهنی ( یکی از اصطلاحات حقوقی و به معنی فروش زودهنگام اجباری یک دارایی است) ویکیپدیا
كريستين
Foreclosure = مضاعده هم مي شود
محمد حاتمی نژاد
ضبط هویت (روانشناسی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی foreclosure

کلمه : foreclosure
املای فارسی : فرکلسور
اشتباه تایپی : بخقثزمخسعقث
عکس foreclosure : در گوگل

آیا معنی foreclosure مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )