برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1580 100 1
شبکه مترجمین ایران

fluently

/ˈfluː.ənt.li/ /ˈfluːəntli/

روان، بروانی، باسلاست، فصیحانه

واژه fluently در جمله های نمونه

1. she speaks english fluently
او انگلیسی را روان صبحت می‌کند.

2. We were trained to speak fluently and without unnecessary hesitations.
[ترجمه ترگمان]ما آموزش‌دیده بودیم که حرف بزنیم و بدون شک و تردیدها هم حرف بزنیم
[ترجمه گوگل]ما آموزش داده شدیم که به صورت روان و بدون تردید غیر ضروری باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She can speak English fluently as she is always in practice.
[ترجمه ARSHIA QELICHI] او می تواند به صورت روان انگلیسی صحبت کند اگر همیشه تمرین کند
|
[ترجمه محمد م] او می تواند انگلیسی را به صورت روان صحبت کند چون که همیشه در حال تمرین است.
|
[ترجمه ملیکا] او می تواند انگلیسی را روان صحبت کند وقتی که او تمرین کند|
...

معنی کلمه fluently به انگلیسی

fluently
• articulately, eloquently; fluidly, flowingly; gracefully

fluently را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Esmaaelsaki
شیوایی
ابوذر.ف
سلیس
سلطان
سلیس.روان.فضیح
فاطمه مولوی
روان-باسلاست
پوریا صاعدی
روان ، باسلاست
آرین تیمورخانی
صریحا , به راحتی حرف زدن
....
روان
سلین
بدون اشکال و روان
ع
روان
آتاناز
کاملا
طاها
روان
سلیس
Mobina javaheri
به صورت روان
X
مثل بلبل سلیس حرف زدن
داوود فتوحی
به طور روان
tinabailari
سلیس و روان
I like to speak English fluently ➰
دوست دارم انگلیسی را روان صحبت کنم
مهدیه
روان.بدون اشتباه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی fluently

کلمه : fluently
املای فارسی : فلونتلی
اشتباه تایپی : بمعثدفمغ
عکس fluently : در گوگل

آیا معنی fluently مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )