برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1399 100 1

favouritism

/ˈfeɪvrɪtɪzəm/ /ˈfeɪvrɪtɪzəm/

معنی: استثناء قائل شدن نسبت بکسی
معانی دیگر: طرفداری، همراهی باکسیکه طرف توجه است، حمایت زیادیابی جهت

واژه favouritism در جمله های نمونه

1. He resigned over accusations of favouritism.
[ترجمه ترگمان]او از اتهام جانبداری و جانبداری استعفا داد
[ترجمه گوگل]او بیش از اتهامات طرفداری از استعفا استعفا داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She denied showing favouritism to any of her students.
[ترجمه ترگمان]او از نشان دادن جانبداری از هر کدام از دانشجویان خودداری کرد
[ترجمه گوگل]او مخالفت نشان دادن علاقه به هر یک از دانش آموزان خود را
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A parent must be careful not to show favouritism towards any one of their children.
[ترجمه ترگمان]والدین باید مراقب باشند که طرفداری از هر یک از فرزندان خود را نشان ندهند
[ترجمه گوگل]والدین باید مراقب باشند که فرزندان خود را نسبت به هر یک از فرزندان خود نشان ندهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Her good name was disfigured by instances of favouritism.
[ترجمه ترگمان]نام خوب او براثر نمونه‌های جانبداری از شکل افتاده بود
[ترجمه گوگل]نام او نامناسبی بود که نمونه هایی از میلاد گرایی بود
...

مترادف favouritism

استثناء قائل شدن نسبت بکسی (اسم)
favoritism , favouritism

معنی کلمه favouritism به انگلیسی

favouritism
• favoring of one over others, preferring of one over others (also favoritism)
• favouritism is the practice of unfairly helping or supporting one person or group more than another.

favouritism را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرتضی حمزه سرکانی
تبعیض؛ حمایت بی رویه
همایون فرهیخته
مستثناسازی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی favouritism
کلمه : favouritism
املای فارسی : فووریتیسم
اشتباه تایپی : بشرخعقهفهسئ
عکس favouritism : در گوگل

آیا معنی favouritism مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )