معنی: فرسایش، سایش، ساییدگی، تحلیل، فساد تدریجیمعانی دیگر: (به ویژه در مورد از بین رفتن خاک در اثر آب یا باد) فرسایش، نابودی، تباهی، سلب (اعتماد و غیره)
• (1)تعریف: the process or condition of eroding. • مشابه: abrasion, rot, scour, wear
• (2)تعریف: the process by which material from the earth's surface is worn away by forces such as glaciers, wind, and water. • مشابه: scour, wash
- Erosion can make land unfit for growing crops.
[ترجمه گوگل] فرسایش می تواند زمین را برای کشت محصولات نامناسب کند [ترجمه ترگمان] فرسایش می تواند زمین را برای کشت محصولات نامناسب کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Flooding caused erosion of the soil along the riverbank.
[ترجمه موسی] سیل باعث فرسایش خاک در حاشیه رودخانه شد.
|
[ترجمه گوگل] سیل باعث فرسایش خاک در حاشیه رودخانه شد [ترجمه ترگمان] سیل ناشی از فرسایش خاک در امتداد ساحل رودخانه است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
جمله های نمونه
1. soil erosion
فرسایش خاک
2. the erosion of the leader's credibility
ازبین رفتن اعتماد نسبت به رهبر
3. wind erosion
فرسایش خاک در اثر باد،باد فرسایش
4. the perennial problem of land erosion
مسئله ی همیشگی فرسایش زمین
5. Erosion has left the house perched on the very edge of the cliff.
[ترجمه موسی] فرسایش خانه را در لبه صخره قرار داده است.
|
[ترجمه گوگل]فرسایش خانه را در لبه صخره قرار داده است [ترجمه ترگمان]فرسایش خانه را در لبه صخره قرار داده [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. Acid rain has caused severe erosion on the hillside.
[ترجمه گوگل]باران اسیدی باعث فرسایش شدید دامنه تپه شده است [ترجمه ترگمان]باران اسیدی موجب فرسایش شدید روی دامنه تپه شده است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. Crop rotation helps prevent soil erosion.
[ترجمه گوگل]تناوب زراعی به جلوگیری از فرسایش خاک کمک می کند [ترجمه ترگمان]چرخش محصول به جلوگیری از فرسایش خاک کمک می کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. The area suffers badly from coastal erosion.
[ترجمه گوگل]این منطقه به شدت از فرسایش سواحل رنج می برد [ترجمه ترگمان]این ناحیه بشدت از فرسایش ساحلی رنج می برد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. More familiar landscapes have been sculpted by surface erosion.
[ترجمه گوگل]مناظر آشناتر توسط فرسایش سطحی مجسمه سازی شده اند [ترجمه ترگمان]مناظر مانوس بیشتری با فرسایش سطحی ساخته شده اند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. Soil erosion was mitigated by the planting of trees.
[ترجمه گوگل]فرسایش خاک با کاشت درختان کاهش یافت [ترجمه ترگمان]فرسایش خاک با کاشت درختان کاهش یافت [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. Tree cover would prevent further soil erosion.
[ترجمه گوگل]پوشش درخت از فرسایش بیشتر خاک جلوگیری می کند [ترجمه ترگمان]پوشش درختی از فرسایش خاک بیشتر جلوگیری می کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. This leaves fertile soil unprotected and prone to erosion.
[ترجمه هومن] این باعث می شود که خاک حاصلخیز محافظت نشده و مستعد فرسایش باشد
|
[ترجمه گوگل]این باعث می شود خاک حاصلخیز محافظت نشده و مستعد فرسایش باشد [ترجمه ترگمان]این امر، خاک حاصل خیز را بدون محافظت و در معرض فرسایش قرار می دهد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. They carry water off the fields without erosion.
[ترجمه گوگل]آنها آب را بدون فرسایش از مزارع خارج می کنند [ترجمه ترگمان]آن ها آب را بدون فرسایش حمل می کنند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. Footpath erosion is also a common feature of landscapes that are widely used by walkers.
[ترجمه گوگل]فرسایش مسیر پیاده روی نیز یکی از ویژگی های مشترک مناظر است که به طور گسترده توسط پیاده روی ها استفاده می شود [ترجمه ترگمان]فرسایش حفره ای یک ویژگی مشترک از مناظر است که به طور گسترده توسط روروئک مورد استفاده قرار می گیرند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
15. Differential erosion of the rocks has resulted in the hard rocks being left as peaks separated by deeply eroded valleys and ravines.
[ترجمه موسی] فرسایش تفاضلی ( دارای ضریب متغیر ) سنگها منجر به این شده است که سنگهای سخت به صورت قله هایی که توسط دره ها و دره های عمیقا فرسایش یافته از هم جدا شده اند ، باقی بمانند.
|
[ترجمه گوگل]فرسایش افتراقی سنگها باعث شده است که سنگهای سخت بهصورت قلههایی که توسط درهها و درههای عمیق فرسایشیافته جدا شدهاند، باقی بمانند [ترجمه ترگمان]؟ فرسایش تفاضلی سنگ ها منجر به ترک صخره های سخت شده و قله ها با دره های عمیق و دره های عمیق از هم جدا شده اند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
[عمران و معماری] فرسایش - رفتگی [مهندسی گاز] فرسایش، رفتگی، سائیدگی [زمین شناسی] فرسایش فرایند های عمومی یا گروهی از فرایندها یی که به موجب آن مواد پوسته زمین سست شده، حل شده، یا ساییده می شوند و بطور همزمان از مکانی به مکان دیگر بوسیله عوامل طبیعی از جمله هوازدگی، انحلال، سایش و حمل ونقل حرکت می کنند. [نساجی] فرسایش - سایش - خوردگی - ساییدگی [معدن] فرسایش(زمین شناسی فیزیکی) [خاک شناسی] فرسایش [پلیمر] فرسایش، سایش [آب و خاک] فرسایش
انگلیسی به انگلیسی
• gradual wearing away of the earth by wind or water; disintegration; deterioration erosion is the gradual removal or destruction of something.
پیشنهاد کاربران
در اینجا پرکاربردترین کالوکیشن های �erosion of� ارائه شده است: ۱. erosion of trust �فرسایش اعتماد� / �از بین رفتن اعتماد� � مثال: The constant lying led to the erosion of trust between them. ... [مشاهده متن کامل]
( دروغ گویی مداوم منجر به فرسایش اعتماد بین آنها شد. ) ۲. erosion of confidence �کاهش اعتماد به نفس� / �از دست رفتن اطمینان� � مثال: Repeated failures caused an erosion of confidence in his abilities. ( شکست های مکرر باعث کاهش اعتماد به نفس او در توانایی هایش شد. ) ۳. erosion of values �فرسایش ارزش ها� / �تضعیف ارزش ها� � مثال: Many people worry about the erosion of moral values in modern society. ( بسیاری از مردم نگران فرسایش ارزش های اخلاقی در جامعه مدرن هستند. ) ۴. erosion of rights �تضعیف حقوق� / 「فرسایش حقوق」 � مثال: The new policies led to the gradual erosion of civil rights. ( سیاست های جدید منجر به تضعیف تدریجی حقوق مدنی شد. ) ۵. erosion of power �کاهش قدرت� / �تضعیف قدرت� � مثال: The scandal caused an erosion of political power for the president. ( این رسوایی باعث کاهش قدرت سیاسی رئیس جمهور شد. ) ۶. erosion of democracy �فرسایش دموکراسی� / 「تضعیف مردمسالاری」 � مثال: Corruption can lead to the slow erosion of democracy. ( فساد می تواند منجر به فرسایش تدریجی دموکراسی شود. ) ۷. erosion of soil 「فرسایش خاک」 � مثال: Deforestation accelerates the erosion of soil. ( جنگل زدایی فرسایش خاک را تسریع می کند. ) ۸. erosion of coastline 「فرسایش خط ساحلی」 � مثال: Climate change is causing the rapid erosion of the coastline. ( تغییرات اقلیمی باعث فرسایش سریع خط ساحلی شده است. ) ۹. erosion of profits 「کاهش سود」 / 「از بین رفتن سود」 � مثال: Increased competition led to the erosion of profits. ( رقابت افزایش یافته منجر به کاهش سود شد. ) ۱۰. erosion of authority 「تضعیف اقتدار」 � مثال: The principal's inconsistent decisions caused an erosion of authority. ( تصمیمات متناقض مدیر باعث تضعیف اقتدار او شد. ) - - - نکته: کلمه erosion در اصل به معنی �فرسایش� ( در زمین شناسی ) است، اما در کاربردهای روزمره، به صورت استعاره برای اشاره به کاهش تدریجی یا تضعیف چیزهای ناملموس مانند اعتماد، قدرت و ارزش ها استفاده می شود.
تحلیل و فرسایش تدریجی
erosion: یکی از روش های مورفلوژی هستش که در تصاویر باینری کاربرد داره و باعث لاغر شدن قسمت های سفید رنگ می شود dilation: یکی دیگر از روش های مورفلوژی هستش که باعث ضخیم تر شدن قسمت های سفید می شود
coastal erosion = فرسایش ساحلی soil erosion = فرسایش خاک Erosion Of Profits = تحلیل تدریجی سود مثال: it took million years of erosion for nature to form the grand canyon. میلیون ها سال فرسایش طول کشید تا طبیعت بتواند دره بزرگ را تشکیل دهد.
اگه واسه trust erosion باشه از بین رفتن اعتماد/سلب اعتماد/خدشه دار شدن اعتماد
Skin erosion خارش پوست
در شیمی : فرسایش مثلا یک محفظه در سیستم دارو رسانی