enrol

/ɪnˈroʊl//ɪnˈrəʊl/

معنی: ثبت نام کردن، عضویت دادن، در فهرست وارد کردن
معانی دیگر: enroll : نامنویسی کردن
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Is it too late to enrol at the college?
[ترجمه نوید] آیا برای ثبت نام در کالج دیر است؟
|
[ترجمه ترگمان]برای ثبت نام در دانشکده خیلی دیر شده؟
[ترجمه گوگل]آیا دیر به ثبت نام در کالج؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I decided to enrol for 'Art for Beginners'.
[ترجمه آرزو] من تصمیم گرفتم مبتدیان را برای هنر ثبت نام کنم
|
[ترجمه ترگمان]تصمیم گرفتم برای مبتدی ها ثبت نام کنم
[ترجمه گوگل]من تصمیم گرفتم برای 'هنر برای مبتدیان' ثبت نام کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It took three days to enrol the new students.
[ترجمه نوید] ثبت نام دانش آموزان جدید سه روز طول کشید.
|
[ترجمه ترگمان]سه روز طول کشید تا دانش آموزان جدید ثبت نام کنند
[ترجمه گوگل]سه روز برای ثبت نام دانش آموزان جدید گذشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. If you enrol at a gym that's miles away, you won't be visiting it as often as you should.
[ترجمه نوید] اگر در باشگاه ورزشی که مایل ها از شما دور تر است ثبت نام کرده باشید ، شما نمی توانید آنگونه که باید به شکل مداوم از آن ملاقات کنید.
|
[ترجمه محمد م] اگر در باشگاه ورزشی که مایل ها از تو دور تر است ثبت نام کنی، نمی توانی آنگونه که باید به آنجا سر بزنی
|
[ترجمه ترگمان]اگر شما در یک باشگاه هستید که کیلومترها دورتر از آن هستید، تا آنجا که باید از آن بازدید نخواهید کرد
[ترجمه گوگل]اگر در ورزشگاهی که مایل دور ثبت نام کرده اید، شما آن را به عنوان اغلب به عنوان شما باید بازدید نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We may enrol another two classes of 20 students each.
[ترجمه نوید] ما ممکن است دو کلاس دیگر که هر کدام 20 دانش آموز داشته باشد را ثبت نام کنیم.
|
[ترجمه ترگمان]ما ممکن است هر کدام دو کلاس دیگر از ۲۰ دانشجو را ثبت نام کنیم
[ترجمه گوگل]ما ممکن است دو کلاس دیگر از 20 دانش آموز را ثبت نام کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Individuals can enrol on self-study courses in the university's language institute.
[ترجمه ترگمان]افراد می توانند در دوره های آموزشی خود در موسسه زبان دانشگاه ثبت نام کنند
[ترجمه گوگل]افراد می توانند در دوره های خودآموزی در موسسه زبان دانشگاه ثبت نام کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. You need to enrol before the end of August.
[ترجمه ترگمان]شما باید قبل از پایان ماه اوت ثبت نام کنید
[ترجمه گوگل]شما باید قبل از پایان ماه اوت ثبت نام کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I thought I'd enrol you with an art group at the school.
[ترجمه ترگمان]من فکر می کردم تو را با یک گروه هنری در مدرسه ثبت کرده ام
[ترجمه گوگل]من فکر کردم من شما را با یک گروه هنری در مدرسه ثبت نام می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The centre will soon be ready to enrol candidates for the new-style programme.
[ترجمه ترگمان]این مرکز بزودی برای ثبت نام کاندیداها برای برنامه سبک جدید آماده خواهد شد
[ترجمه گوگل]این مرکز به زودی آماده ثبت نام نامزدها برای برنامه جدید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. They want to enrol their children in their local school.
[ترجمه ترگمان]آن ها می خواهند بچه هایشان را در مدرسه محلی ثبت نام کنند
[ترجمه گوگل]آنها می خواهند فرزندان خود را در مدرسه محلی خود ثبت کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. They enrol him as a member of the club.
[ترجمه ترگمان]آن ها او را به عنوان عضوی از این باشگاه ثبت نام می کنند
[ترجمه گوگل]آنها او را به عنوان عضو باشگاه ثبت نام می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Please enrol me in the contest.
[ترجمه ترگمان]لطفا در مسابقه به من مراجعه کنید
[ترجمه گوگل]لطفا در مسابقه ثبت نام کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. We shall enrol people to train as teachers.
[ترجمه ترگمان]ما باید مردم را ثبت نام کنیم تا به عنوان معلم آموزش ببینند
[ترجمه گوگل]ما مردم را به عنوان معلم آموزش خواهیم داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Disabled and able-bodied children can enrol on the athletics course.
[ترجمه ترگمان]کودکان معلول و سالم می توانند در زمین ورزشی ثبت نام کنند
[ترجمه گوگل]کودکان معلول و توانمند می توانند در دوره های ورزشی ثبت نام کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ثبت نام کردن (فعل)
enroll, enrol

عضویت دادن (فعل)
enroll, enrol

در فهرست وارد کردن (فعل)
list, enroll, enrol

به انگلیسی

• register, sign up, join up, enter one's name on a list (also enroll)
if you enrol on a course or if someone enrols you, you officially join it and pay a fee.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیثبت نام کردن، عضویت دادن، در فهرست وارد ...معانی متفرقهenroll : نامنویسی کردنجمله های نمونه1. Is it too late to enrol at the college? [ترجمه نوید ] آیا برای ثبت نام در کالج دیر است؟ ...مترادفثبت نام کردن ( فعل ) enroll, enrol عضویت دادن ( فعل ) enroll, enrol در فهرست وارد کردن ( فعل ) ...انگلیسی به انگلیسیregister, sign up, join up, enter one's name on a list ( also enroll ) if you enrol on a course or if ...
معنی enrol، مفهوم enrol، تعریف enrol، معرفی enrol، enrol چیست، enrol یعنی چی، enrol یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف e، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف e، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف e، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف e
کلمه بعدی: enroll
اشتباه تایپی: ثدقخم
آوا: /انرل/
عکس enrol : در گوگل
معنی enrol

پیشنهاد کاربران

الکی
ثبت نام کردن

# He enroled on a course
# I enrolled in the modern art course
# They want to enrol their children in their local school
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما