برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1727 100 1
شبکه مترجمین ایران

exposed


روباز، بی پناه، سرد، اشکار، پدیدار، درمعر­ نهاده

بررسی کلمه exposed

صفت ( adjective )
مشتقات: exposedness (n.)
(1) تعریف: having no protection or shelter.
متضاد: covert, sheltered
مشابه: insecure

(2) تعریف: brought into open view; revealed.

(3) تعریف: vulnerable to danger.
مشابه: insecure, naked, vulnerable

واژه exposed در جمله های نمونه

1. he exposed two of the bank's managers
او دو تا از مدیران بانک را لو داد.

2. the trial exposed their crimes
محاکمه،تبهکاری‌های آنها را آشکار کرد.

3. to become exposed to infection
در معرض سرایت قرار گرفتن

4. our factory was exposed to the full brunt of foreign competition
رقابت (کارخانه‌های) خارجی کارخانه‌ی ما را شدیدا تحت فشار گذاشته بود.

5. some ancient peoples exposed unwanted infants
برخی از اقوام‌کهن نوزادان ناخواسته را رها می‌کردند و می‌رفتند.

6. the students were exposed to hindu culture and religion
دانشجویان تحت تاثیر فرهنگ و مذهب هندو قرار گرفتند.

7. this coast is exposed to severe northerly winds
این ساحل در معرض بادهای شدید شمالی قرار دارد.

8. our left flank was dangerously exposed to an enemy attack
جناح چپ ما به طور خطرناکی در معرض حمله‌ی دشمن بود.

9. prostitutes sat by the brook and exposed their thighs and breasts to the passersby
روسپی‌ها در کنار نهر نشسته و ران‌ها و سینه‌های خود را در معرض دید رهگذران قرار می‌دادند.

10. the medicine had lost its potency by being exposed to light
این دارو بخاطر قرار گرفتن در معرض نور قدرت خود را از دست داده بود.
...

معنی exposed در دیکشنری تخصصی

[سینما] نور دیده - نور خورده - حلقه های فیلمبرداری شده - فیلم نگاتیف / نور دیدن فیلم نگاتیف
[عمران و معماری] نمایان
[کوه نوردی] بی حفاظ.
[عمران و معماری] دانه نمایان
[عمران و معماری] بتن با دانه نمایان - بتن با سنگدانه نمایان
[عمران و معماری] سطح با دانه های نمایان - نمای شکسته
[زمین شناسی] میدان زغال سنگ رخنمون شده نهشته های زغال سنگ که در سطح برونزد یافته اند، مثلاً در امتداد حاشیه یک حوضه زغال سنگ. مقایسه شود با: میدان زغالسنگ نهان crop coal زغال درزه ای.
[عمران و معماری] بتن نما - بتن نمایان
[سینما] فیلم برداشته شده - فیلم گرفته شده
[آمار] در معرض خطر
[نساجی] کالای کاملا عمل شده
[سینما] نورپردازی سوخته - فرا نوردیده - تصویر روشن - پر نور
[سینما] تاریکی زیاد - تصویر تاریک - فرو نوردیده

معنی کلمه exposed به انگلیسی

exposed
• bare, naked, without covering or protection, vulnerable
• if a place is exposed, it has no natural protection against bad weather or enemies, for example because it has no trees or is on very high ground.
exposed him for what he was
• showed us his true face, showed him to be the empty shell that he was
exposed his rank
• official confirmation of a new rank (military)
exposed to danger
• laid open to danger, vulnerable
exposed to the sun
• uncovered or bare before the sun's rays, unprotected from the sun
being exposed
• being revealed, being displayed, being disclosed, being uncovered, being brought to light

exposed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی
در معرض قرار دادن
معصومه ع
افشاء کردن
ساناز غلامپور
تحت تاثیر قراردادن، در معرض چیزی بودن
محدثه فرومدی
عیان، عریان، برملا، فاش، بی‌پرده، رسوا، برهنه
ali
در معرض هوا
sz
مواجهه
سعد
رسوا (شدن)
سپهر زندوکیلی
در عکاسی به معنی نوردهی ست
F
در معرض چیزی بودن
رضارضائی
بدون پوشش
مهسا
بی پرده
سید مهدی م برقی
در زمین شناسی: تحت تأثیر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی exposed

کلمه : exposed
املای فارسی : اخپسد
اشتباه تایپی : ثطحخسثی
عکس exposed : در گوگل

آیا معنی exposed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )