برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

expect

/ɪkˈspekt/ /ɪkˈspekt/

معنی: انتظار داشتن، منتظر بودن، چشم داشتن، حامله بودن
معانی دیگر: پیش بینی کردن، (پیدایش یا وقوع چیزی را) محتمل پنداشتن، توقع داشتن، چشم داشت داشتن، متوقع بودن، بیوسیدن، گوش به در بودن، گوش به زنگ بودن، (عامیانه) حدس زدن، تصور کردن، پنداشتن، گمان کردن، (در اصل) صبر کردن، در انتظار نشستن

بررسی کلمه expect

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: expects, expecting, expected
(1) تعریف: to hope for or look forward to with some reason to believe in fulfillment.
مترادف: anticipate, await, hope for, reckon on
متضاد: doubt
مشابه: bank on, bargain for, calculate upon, contemplate, count on, foresee, look for, predict, reckon, think, trust, wait for, watch for

- She's excited because she's expecting a package from her sister.
[ترجمه ترگمان] هیجان‌زده است چون منتظر بسته شدن یک بسته از خواهرش است
[ترجمه گوگل] او هیجان زده است زیرا او در انتظار یک بسته از خواهرش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He's expecting a good grade on this paper because he worked very hard on it.
[ترجمه ترگمان] او منتظر نمره خوبی روی این کاغذ است، چون خیلی روی آن کار می‌کرد
[ترجمه گوگل] او انتظار خوبی در این مقاله دارد زیرا او به شدت به آن کار کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to know or feel sure of in advance; believe certain or likely to happen.
مترادف: anticipate, foresee, predict

- I expected that you would say something like that, so I came prepared. ...

واژه expect در جمله های نمونه

1. don't expect him to help!
از او انتظار کمک نداشته باش‌!

2. don't expect miracles from him -- he's only human!
از او انتظار معجزه نداشته باش - انسانی بیش نیست‌!

3. i expect my students to write concisely
انتظار دارم که شاگردانم واضح و مختصر بنویسند.

4. i expect those indians are on their way to war
فکر می کنم آن سرخپوستان عازم جنگ باشند.

5. we expect guests tonight
امشب قرار است مهمان بیاید.

6. do not expect even the commonest civilities from them
حتی عادی‌ترین رفتار مودبانه را هم از آنها انتظار نداشته باش.

7. we must not expect to be all happy in the same degree
نباید انتظار داشته باشیم که همه به یک میزان دلشاد باشیم.

8. whereby did you expect to succeed?
چگونه انتظار داشتی که موفق بشوی‌؟

9. the last thing i expect him to say
غیرمحتمل‌ترین چیزی که فکر می‌کنم او بگوید

10. If you are successful, you can expect promotion.
[ترجمه ترگمان]اگر موفق باشید، می‌توانید انتظار ترفیع را داشته باشید
[ترجمه گوگل]اگر موفق باشید، می توانید انتظار ارتقاء را داشته باشید
[ترجمه شما] ...

مترادف expect

انتظار داشتن (فعل)
await , attend , hold forth , anticipate , expect , envisage , hope
منتظر بودن (فعل)
await , expect , look for
چشم داشتن (فعل)
expect
حامله بودن (فعل)
expect

معنی expect در دیکشنری تخصصی

[صنعت] انتظار داشتن ، منتظر بودن ، چشم داشتن
[ریاضیات] انتظار داشتن
[نساجی] انتظار کشیدن

معنی کلمه expect به انگلیسی

expect
• hope, anticipate; assume
• if you expect something to happen, you believe that it will happen.
• if you are expecting something, you believe that it is going to happen or arrive.
• if you expect something, you believe that it is your right to get it or have it.
• if you expect someone to do something, you require them to do it as a duty or obligation.
• you say `i expect' when you mean that what you are saying is likely to be correct.
• if a woman is expecting a baby, she is pregnant.
expect no less
• have an understood level of expectation
expect nothing less
• have an understood level of expectation
did not expect
• did not anticipate; did not require; did not assume
did not know what to expect
• did not know what he was in for, did not know what would happen

expect را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجید
به جز
Sadaf as
انتظار داشتن توقع داشتن چشم داشت
سروش
انتظار داشتن
zarzar
except=به جز
accept=پذيرفتن
expect=انتظار داشتن
aspect=جنبه،لحاظ
آی سل بخشعلی زاده
انتظار داشتن
Saniya
چشم داشتن
منتظر بودن
انتظار داشتن
Arian
صندق،جعبه،سرگذشت
حاج حسین غلام زاده همدانی

منتظر بودن
بهاره
امیدوار بودن
HANM
تصور داشتن، انتظار داشتن،توقع داشتن از، پنداشتن، امیدوار بودن.
مینا عنایتی
انتظار داشتن.
tinabailari
انتظار داشتن ، احتمال دادن 🚝🚝
we were expecting the letter to arrive by now
انتظار داشتیم که نامه تا الان برسد
تجربی 95 ، هنر 95 ، زبان 95 ، ریاضی 93، انسانی93 و...
فاطمه :)
توقع داشتن
T
انتظار داشتن پیش بینی کردن
بهار فرهمند
پیش بینی کردن
الیاس صالحی
انتظار داشتن
مثلا
What did you expect me to do at there
یعنی انتظار داشتی اونجا چکار میکردم
یا
What do you expect me
یعنی چه انتظاری ازم داری
آرش
نباید به انتظار ترجمه کرد.
انتظار فقط در مورد موارد خوب و خوش به کار می رود.
باید پیش بینی معنی کرد.
محمد
به معنی (خبره) در بحث یادگیری ماشین
گل شمعدانی
مواردی که دوستان فرمودن درسته همچنین معنی حامله بودن رو هم میده
.my mom was pregnant me in fact ,she was expecting me
Atresa kian afshar
Look forward

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی expect

کلمه : expect
املای فارسی : اخپکت
اشتباه تایپی : ثطحثزف
عکس expect : در گوگل

آیا معنی expect مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )