برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1432 100 1

exasperating

بررسی کلمه exasperating

صفت ( adjective )
مشتقات: exasperatingly (adv.)
• : تعریف: causing one to lose patience and become annoyed or frustrated.
مترادف: vexing
مشابه: difficult, frustrating

- The teacher liked most of her students, but she found some of them exasperating.
[ترجمه ترگمان] معلم بیشتر دانش آموزانش را دوست داشت اما برخی از آن‌ها را خشمگین کرد
[ترجمه گوگل] معلم اکثر دانشجویانش را دوست داشت، اما بعضی از آنها را ناراحت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه exasperating در جمله های نمونه

1. It's so exasperating when he won't listen to a word that I say.
[ترجمه ترگمان]وقتی او به کلمه‌ای که من می‌گویم گوش نمی‌دهد، این قدر عصبانی کننده است
[ترجمه گوگل]آنقدر خسته کننده است که او به یک کلمه که من می گویم گوش نمی دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Hardie could be exasperating to his colleagues.
[ترجمه ترگمان]Hardie می‌تواند از همکاران خود خشمگین شود
[ترجمه گوگل]هاردی می تواند به همکارانش خشمگین شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Our team's failure is very exasperating.
[ترجمه ترگمان]شکست تیم ما خیلی عصبانی کننده است
[ترجمه گوگل]شکست تیم ما بسیار خسته کننده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He's the most difficult and exasperating man I know.
[ترجمه ترگمان]او مرد difficult و exasperating است که من می‌شناسم
[ترجمه گوگل]او سخت ترین و اغراق آمیز ترین مردی است که می دانم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسی ...

معنی کلمه exasperating به انگلیسی

exasperating
• infuriating, annoying, irritating

exasperating را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

roya
خشمگین کننده،آزار دهنده
bahar
اعصاب خرد کن، دیوانه کننده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی exasperating مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )