برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1401 100 1

ever

/ˈev.ər/ /ˈevə/

معنی: همیشه، همواره، هیچ، در هر صورت، هرگز، اصلا
معانی دیگر: پیوسته، تا کنون، تا حال، (برای تاکید) آخر، آخه، (برای تاکید) تا آن زمان، تا آن هنگام، تا این هنگام

بررسی کلمه ever

قید ( adverb )
(1) تعریف: at some time; at any time.

- If I ever see him, I'll tell him.
[ترجمه Sina] هر زماني اگر من او را ببينم، به او خواهم گفت
|
[ترجمه ترگمان] به او می‌گویم: اگر من او را ببینم
[ترجمه گوگل] اگر او را ببینم، به او خواهم گفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: always; continuously.
مشابه: always

- We are ever in his debt.
[ترجمه Sina] ما هميشه بدهكاريم .
|
[ترجمه افشین حاجی طرخانی] همیشه به او مدیون/بدهکاریم.|
...

واژه ever در جمله های نمونه

1. ever since the dawn of history, man has tried to fathom the universe
از بدو تاریخ تاکنون بشر کوشیده است که از دنیا سردر بیاورد.

2. ever and anon
گاه و بیگاه،چند وقت یک بار

3. ever and anon (or again)
(قدیمی) گاه به گاه،چند وقت یک بار،هر چند یک بار

4. ever since
از (آن وقت)،از آن هنگام،از آن موقع (تا حال)

5. ever so
(عامیانه) بسیار،خیلی،بی اندازه،بی نهایت

6. don¨t ever underestimate the strength of this storm!
هرگز قدرت این توفان را دست کم نگیر!

7. for ever
برای همیشه

8. why ever didn't you tell me before?
پس چرا قبلا به من نگفتی‌؟

9. never ever
(عامیانه) ابدا ابدا،اصلا هرگز،اصلا و ابدا،هرگز هرگز

10. why ever
(انگلیس - عامیانه) آخه چرا،پس به چه علت

11. did you ever see the like of it?
هرگز همانند آن را دیده بودی‌؟

12. do not ever entertain such a thought!
هرگز چنین فکری را در سر نپروران‌!

13. have you ever flown in an airplane?
هرگز با هواپ ...

مترادف ever

همیشه (قید)
ay , aye , evermore , still , always , ever
همواره (قید)
on , always , ever
هیچ (قید)
ever , anything , aught , never , nowise , anywise
در هر صورت (قید)
ever , anyhow , anyway
هرگز (قید)
ever , never
اصلا (قید)
ever , none , nix

معنی عبارات مرتبط با ever به فارسی

دیگر ازان پس، ازان ببعد
گاه و بیگاه، چند وقت یک بار، (قدیمی) گاه به گاه، هر چند یک بار، هرچندوقت یکبار، مکررا
قانون ـ فقه : قیوم
زندگی جاویدان
دارای زندگی جاودانی، جاودان، غیرفانی، بی مرگ، لایموت
از (آن وقت)، از آن هنگام، از آن موقع (تا حال)، ازوقتی که، ازروزیکه، ازان وقت تاکنون
(عامیانه) بسیار، خیلی، بی اندازه، بی نهایت، بسیار، تابخواهی، هرچه تصورکنی، هرقدر
هرچه، هرقدر که، بدان سان که
همیشه، تاابد، پیوسته
تا ابدالاباد، تا دنیاهست، همیشه
بیش ازهروقت، بیش ازپیش
(عامیانه) ابدا ابدا، اصلا هرگز، اصلا و ابدا، هرگز هرگز
تقریبا هیچوقت
مال هرکس
(انگلی ...

معنی ever در دیکشنری تخصصی

ever
[ریاضیات] اصلا
[ریاضیات] مدام کم شدن
[آب و خاک] گیاهان همیشه سبز

معنی کلمه ever به انگلیسی

ever
• at any time; always; continually, constantly
• ever means at any time in the past or future.
• you also use ever in questions beginning with words such as `why', `when', and `which' when you want to emphasize your surprise or shock.
• you use ever since to emphasize that something has been true all the time since the time mentioned, and is still true now.
• you use ever so and ever such to emphasize the degree of something; an informal expression.
• ever- is used in expressions like `ever-increasing' and `ever-present' to indicate that something exists or continues all the time.
ever after
• forever, from that time onward, for eternity, always, evermore
ever and anon
• every now and then
ever flowing stream
• stream that never stops flowing
ever growing
• always getting larger, constantly increasing in size
ever since
• since then, from the time when
ever since that day
• from that day and beyond, from that same day onwards
ever since that time
• from that time onwards
ever so much
• very much, a lot, a great deal
ever yours
• i belong to you forever (phrase used at the conclusion of a letter)
ever youthful singer
• singer who retains his youthfulness
ever youthful songstress
• female singer who retains her youthfulness
better than ever
• in a better condition than ever before
first ever
• s ...

ever را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sarah
درجمله منفی وسوالی به معنی هرگز

دردجملات حال کامل یعنی تاکنون
مهدی ح.ض
هرگز
Fatemeh
در جملات معنی تاکنون رو میدهد مانند :
Do you ever drive sports car
اما معنی خود کلمه رامیشود :همیشه ،همواره ،هرگز و اصلا نامید
ایمان حجتی
در جملات غیر سوالی، معنی هر وقت، هر زمان، هر موقع یا �روزی� میدهد.
مثال: if you ever want to build a new house, don't make these mistake
اگر روزی (هر زمان) خواستید خانه جدیدی بسازید، مرتکب این اشتباهات نشوید
Ali
تا کنون
تا الان
هرگز
Jack
۱-هر/یه موقع(ی)،هر/ یه وقت(ی)، هر/یه زمان(ی)
۲-تا حالا
۳-اصلا،هیچ وقت
۴-همیشه
parham
در حال کامل به عنوان:تاحالا-تاکنون
tinabailari
you are as beautiful as ever
شما مثل همیشه زیبا هستید 📐
Sadra
تجربه کردن،امتحان کردن
Omid
تاحالا
تا این زمان
عبدالخلیل قوطوری


evə-Ever-En اِوا-ev.ərاِوَر= همیشه، همواره، هیچ، در هر صورت، هرگز، اصلا
معانی دیگر: پیوسته، تا کنون، تا حال، (برای تاکید) آخر، آخه، (برای تاکید) تا آن زمان، تا آن هنگام، تا این هنگام
Ever-Turk-اِوا- اِوَر= همیشه، همواره، پیوسته، و...
Ever-ایوِر=فعل امر -evermek(ebermek)ایوِرمک= فرستادن، ارسال داشتن، اعزام کردن، راهی کردن، صادر کردن، گسیل کردن، ابدی و همیشگی فرستادن، تداوم دادن، پیوسته فرستادن، کاری را همواره انجام دادن، و... - everda dur ایوِردا دور=همینطور برای همیشه بفرست، پیوسته و مداوم بفرست، - everib du ایوریب دو=درحال ارسال، تاکنون(تاحال، تا آن زمان، تا آن هنگام، تا این هنگام)درحال ارسال، پیوسته وهمواره فرستاده، -
Ever- اِورا-�vra- �wra= نوبت، چرخش، تناوب، تکرار، مداوم، همیشه، دائم، مستمرا، هماره، همواره، دایماً، علی الدوام، گردش، دور، دوره، دفعه، هنگام، و... فعل امر اِورامک �vramek- �wramek (Ewralamek اِورالَمک)= تکرار کردن، به نوبت انجام دادن، به تکرار انجام دادن، به هنگام و به وقت انجام دادن، مداوم انجام دادن، همیشه انجام دادن، پیوسته انجام دادن، و...
Eway- Ever اِوای=همیشه، همواره، و...- Eway geldiاِوَی گلدی=همیشه رسیده است
Evay ای وای- اِوا=اوه، آخ، آخه- اِوا چرا؟=آخه چرا؟
ارتباط کلمات فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی وبلاک poladabady@blogfa.com
ستاره آبی
a word meaning at any time;
used mostly in questions, negatives, comparisons
, or sentences with ‘if’
به معنی در هر زمان؛
بیشتر در سؤال ، منفی ،
مقایسه
یا جملات با "اگر"
استفاده می شود.
مثال:
Nothing ever seems to upset him.
هیچ چیز به نظر نمی رسد او را ناراحت کند.

Have you ever been to Paris?
آیا هرگز در پاریس بوده ای؟

I don’t think I’ve ever been here before.
فکر نمی کنم تا حالا اینجابوه ام.

If you're ever in Seattle, come and see me.
اگر هر زمان در Seattleهستی بیا و مرا ببین.

2 formal always
به صورت رسمی همیشه

Ever optimistic, I decided to take the exam again.
من تصمیم گرفتم امتحان را دوباه بگیرم همیشه خوش بینانه
من
همش
دست بذار روی...
علیرضا انگوتی
اصلا، هیچوقت
افشین گلچین
عبدالخلیل قوطوری این سایت جامع وزیبا را با چرندیات ساختگی نابود کرده .....واقعا متاسفم !

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ever
کلمه : ever
املای فارسی : اور
اشتباه تایپی : ثرثق
عکس ever : در گوگل

آیا معنی ever مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )