برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1636 100 1
شبکه مترجمین ایران

evaporation

/ɪˌvæpəˈreɪʃn̩/ /ɪˌvæpəˈreɪʃn̩/

معنی: تبخیر

بررسی کلمه evaporation

اسم ( noun )
• : تعریف: the process of evaporating.

واژه evaporation در جمله های نمونه

1. Our bodies can sweat, thereby losing heat by evaporation.
[ترجمه ترگمان]بدن ما می‌تواند عرق کند و در نتیجه گرما را با تبخیر از دست بدهد
[ترجمه گوگل]بدن ما می تواند عرق ببرد، در نتیجه از دست دادن حرارت توسط تبخیر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The soothing, cooling effect is caused by the evaporation of the sweat on the skin.
[ترجمه موسی] اثر آرامش بخش(تسکین دهنده) و خنک کننده در اثر تبخیر عرق روی پوست ایجاد می شود.
|
[ترجمه ترگمان]اثر خنک کنندگی و خنک کنندگی، ناشی از تبخیر عرق روی پوست است
[ترجمه گوگل]اثر تسکین دهنده، خنک کننده ناشی از تبخیر عرق روی پوست است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Evaporation is not usually directly observable.
[ترجمه ترگمان]Evaporation معمولا به طور مستقیم قابل‌مشاهده نیست
[ترجمه گوگل]تبخیر معمولا به طور مستقیم قابل مشاهده نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف evaporation

تبخیر (اسم)
evaporation , vaporization

معنی evaporation در دیکشنری تخصصی

evaporation
[علوم دامی] تغییر مایع به گاز
[خودرو] تبخیر
[شیمی] تبخیر سطحی
[عمران و معماری] تبخیر
[برق و الکترونیک] تبخیر فرایند تبخیر ماده در خلأ به وسیله گرما و به منظور ایجاد پوسه های نازک . - تبخیر
[صنایع غذایی] تبخیر : به فرار مولکولهای ماده از سطح مایع در اثر خنثی شدن نیروی کشش سطحی و رفتن در فاز گازی گفته میشود.
[مهندسی گاز] تبخیر ، تبدیل مایع به بخار
[زمین شناسی] تبخیر فرایندی که به وسیله آن ماده ای از حالت مایع به بخار آب تغییر حالت می دهد تبخیر آبهای سطحی بوسیله گرمای خورشید از اقیانوسها، دریاچه ها و رودخانه صورت می گیرد میزان تبخیر بستگی به دمای هوا، مقدار بخار آب موجود در جو طبیعت سطح آب و باد دارد
[بهداشت] تبخیر
[نساجی] تبخیر
[ریاضیات] تبخیر
[خاک شناسی] تبخیر
[پلیمر] تبخیر
[آب و خاک] تبخیر
[آب و خاک] تبخیر مه
[آب و خاک] تبخیر سنج
[آب و خاک] چنگک تبخیرسنجی
[شیمی] اتلاف در تبخیر
[عمران و معماری] تبخیر آب
[آب و خاک] تبخیر آب
[عمران و معماری] موقعیت تبخیر
[عمران و معماری] تشت تبخیر - تشک تبخیر
[آب و خاک] تشتک تبخیر
[آب و خاک] توان تبخیر، تبخیر پذیری
...

معنی کلمه evaporation به انگلیسی

evaporation
• turning into vapor; becoming vapor; process of releasing moisture; disappearing, vanishing
evaporation pool
• pan of liquid used as a tool to measure the rate of water evaporation, atmometer

evaporation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معظمه
تبخیر
rezza mohseni
کوره های تبخیر بو! (درصنایع چوب وکاغذ)
موسی
evaporation(noun) = تبخیر،تصاعد،بخارشدگی،(معنی اتلاف یا نابودسازی هم میده)

evaporation rate = میزان تبخیر
evaporation coefficient = ضریب تبخیر

مثال: Evaporation is a fundamental part of the water cycle.
تبخیر بخشی اصلی از چرخه آب است.

the evaporation of the funds was unexplainable.
اتلاف(نابودسازی) سرمایه غیر قابل توضیح بود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی evaporation

کلمه : evaporation
املای فارسی : اوپرتین
اشتباه تایپی : ثرشحخقشفهخد
عکس evaporation : در گوگل

آیا معنی evaporation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )