برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1727 100 1
شبکه مترجمین ایران

eternity

/ˌɪˈtɜːrnəti/ /ɪˈtɜːnɪti/

معنی: ابدیت، ابد، بقاء، سرمد، ازلیت، جاودانی، بی زمانی
معانی دیگر: جاودانگی، جاویدی، تمام نشدنی، آخرت، حیات اخروی، زندگی جاودانه، جهان آخرت، (مجازی) یک قرن، یک عصر، مدت طولانی، مرگ، مکرر، بدون سرانجام و سراغاز، بی پایان

بررسی کلمه eternity

اسم ( noun )
حالات: eternities
(1) تعریف: time without beginning or end; infinite past and future.
مشابه: everlasting, perpetuity

(2) تعریف: the endless time following death.
مشابه: everlasting

(3) تعریف: a seemingly endless or extremely long time.
متضاد: instant, moment
مشابه: age, everlasting

- After an eternity, the boring visitor left.
[ترجمه ترگمان] پس از یک ابدیت، مهمان خسته‌کننده از آنجا رفت
[ترجمه گوگل] پس از یک عمر، بازدیدکننده خسته کننده ترک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه eternity در جمله های نمونه

1. an eternity of waiting
انتظار ابدی

2. the preacher promised us eternity
واعظ به ما نوید داد که جاودانه خواهیم شد.

3. religious rites that seal a marriage for eternity
مراسم مذهبی که ازدواج را تا ابد معتبر می‌کند

4. all that lives must die, passing through nature to eternity
(شکسپیر) هر چه زیست می‌کند خواهد مرد و از طبیعت به زندگانی جاویدان خواهد پیوست.

5. Eternity is in love with the productions of time.
[ترجمه ترگمان]ابدیت در عشق به تولیدات زمان است
[ترجمه گوگل]ابدیت با تولید زمان ها عاشق است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A day is a miniature of eternity.
[ترجمه ترگمان]یک روز، یک روز کوچک از ابدیت است
[ترجمه گوگل]یک روز مینیاتوری از ابدیت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A teacher affects eternity; he can never tell where his influence stops.
[ترجمه سی سی] تاثیر یک معلم ابدی ست؛ او هرگز نمی تواند بگوید اثری که میگذارد تا کجا نتیجه میدهد
...

مترادف eternity

ابدیت (اسم)
aeon , eternity , immortality , infinity , sempiternity , infinitude
ابد (اسم)
eternity , lifetime , perpetuity
بقاء (اسم)
durability , permanence , eternity , duration , perpetuity , survival , survivorship , survivance
سرمد (اسم)
eternity
ازلیت (اسم)
eternity , pre-existence
جاودانی (اسم)
perennial , eternity , perpetuity
بی زمانی (اسم)
eternity

معنی عبارات مرتبط با eternity به فارسی

معنی کلمه eternity به انگلیسی

eternity
• timelessness, infinity; time after death
• eternity is time without an end, or a state of existence that is outside time, especially the state which some people believe they will pass into after they have died.
• you can refer to a period of time as an eternity when it seems very long; an informal use.
from here to eternity
• from now until forever, always

eternity را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احمد
جاودانگی (نه جاودانی که در ترجمه اصلی آمده)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی eternity

کلمه : eternity
املای فارسی : اترنیتی
اشتباه تایپی : ثفثقدهفغ
عکس eternity : در گوگل

آیا معنی eternity مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )