برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1642 100 1
شبکه مترجمین ایران

erosion

/ɪˈroʊʒn̩/ /ɪˈrəʊʒn̩/

معنی: فرسایش، سایش، ساییدگی، تحلیل، فساد تدریجی
معانی دیگر: (به ویژه در مورد از بین رفتن خاک در اثر آب یا باد) فرسایش، نابودی، تباهی، سلب (اعتماد و غیره)

بررسی کلمه erosion

اسم ( noun )
مشتقات: erosional (adj.)
(1) تعریف: the process or condition of eroding.
مشابه: abrasion, rot, scour, wear

(2) تعریف: the process by which material from the earth's surface is worn away by forces such as glaciers, wind, and water.
مشابه: scour, wash

- Erosion can make land unfit for growing crops.
[ترجمه ترگمان] فرسایش می‌تواند زمین را برای کشت محصولات نامناسب کند
[ترجمه گوگل] فرسایش می تواند زمین را برای کشت محصولات کشاورزی مناسب سازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Flooding caused erosion of the soil along the riverbank.
[ترجمه موسی] سیل باعث فرسایش خاک در حاشیه رودخانه شد.
|
[ترجمه ترگمان] سیل ناشی از فرسایش خاک در امتداد ساحل رودخانه است
[ترجمه گوگل] سیل باعث فرسایش خاک در کنار رودخانه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه erosion در جمله های نمونه

1. soil erosion
فرسایش خاک

2. the erosion of the leader's credibility
ازبین رفتن اعتماد نسبت به رهبر

3. wind erosion
فرسایش خاک در اثر باد،باد فرسایش

4. the perennial problem of land erosion
مسئله‌ی همیشگی فرسایش زمین

5. Erosion has left the house perched on the very edge of the cliff.
[ترجمه موسی] فرسایش خانه را در لبه صخره قرار داده است.
|
[ترجمه ترگمان]فرسایش خانه را در لبه صخره قرار داده
[ترجمه گوگل]فرسایش خانه را ترک کرده و در لبه ی صخره قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Acid rain has caused severe erosion on the hillside.
[ترجمه ترگمان]باران اسیدی موجب فرسایش شدید روی دامنه تپه شده‌است
[ترجمه گوگل]باران اسیدی باعث بروز فرسایش شدید در دامنه های کوهستانی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف erosion

فرسایش (اسم)
ablation , erosion , soil blowing , soil drifting
سایش (اسم)
erosion , abrasion , friction , attrition , scrubbing , chafing , trituration
ساییدگی (اسم)
erosion , abrasion , chafe , detrition , fret , state of being chafed
تحلیل (اسم)
resolution , erosion , absorbency , analysis , lysis , corrosion
فساد تدریجی (اسم)
erosion , corrosion , devolution

معنی عبارات مرتبط با erosion به فارسی

علوم مهندسى : خوردگى - فرسودگى
علوم مهندسى : فرسایش الکتریکى

معنی erosion در دیکشنری تخصصی

erosion
[عمران و معماری] فرسایش - رفتگی
[مهندسی گاز] فرسایش ، رفتگی ، سائیدگی
[زمین شناسی] فرسایش فرایند های عمومی یا گروهی از فرایندها یی که به موجب آن مواد پوسته زمین سست شده، حل شده، یا ساییده می شوند و بطور همزمان از مکانی به مکان دیگر بوسیله عوامل طبیعی از جمله هوازدگی، انحلال، سایش و حمل ونقل حرکت می کنند.
[نساجی] فرسایش - سایش - خوردگی - ساییدگی
[معدن] فرسایش(زمین شناسی فیزیکی)
[خاک شناسی] فرسایش
[پلیمر] فرسایش، سایش
[آب و خاک] فرسایش
[زمین شناسی] کالدرای فرسایشی، دهانه فرسایشی یک نوع کالدرا که بوسیله فرسایش بوجود می آید و حاصل پهن شدن کالدرا یا فرسایش مخروط آتشفشانی و در نتیجه، ایجاد یک فرورفتگی بزرگ مرکزی سیرک مانند می باشد. این نوع کالدرا، توسط بعضی دانشمندان به عنوان یک کالدرای حقیقی در نظر گرفته نمی شود. چون این کالدرا توسط فرآیندهای آتشفشانی حاصل شده است. مقایسه شود با: کالدرای انفجاری یا ریزشی.
[آب و خاک] دسته بندی فرسایش
[خاک شناسی] کلاسهای فرسایشی
[آب و خاک] گره های فرسایش
[عمران و معماری] جلوگیری از فرسایش
[آب و خاک] مهار فرسایش
[آب و خاک] سد مهار فرسایش
[آب و خاک] روش های مهار فرسایش
[زمین شناسی] کراتر فرسایشی بنگرید ب ...

معنی کلمه erosion به انگلیسی

erosion
• gradual wearing away of the earth by wind or water; disintegration; deterioration
• erosion is the gradual removal or destruction of something.
capital erosion
• decrease in the actual worth of business equity as a consequence of an increase of market prices
soil erosion
• washing away of soil, sweeping away of soil
wage erosion
• decrease in the value of the salary

erosion را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حامد جوکار
کاهش ارزش پول
علی سبزعلی پور
در شیمی : فرسایش مثلا یک محفظه در سیستم دارو رسانی
علیرضا
Skin erosion
خارش پوست
Sebastian
اگه واسه trust erosion باشه

از بین رفتن اعتماد/سلب اعتماد/خدشه دار شدن اعتماد
موسی
erosion(noun) = فرسایش،فرسودگی،رفتگی،خوردگی،ساییدگی،زنگ زدگی،فساد تدریجی ،زخم های سطحی ، تحلیل رفتگی،زوال،افول ، تضعیف

bank erosion ‎ = فرسایش کناره های ساحل
wind erosion = فرسایش باد
coastal erosion = فرسایش ساحلی
soil erosion = فرسایش خاک
Erosion Of Profits = تحلیل تدریجی سود

مثال: it took million years of erosion for nature to form the grand canyon.
میلیون ها سال فرسایش طول کشید تا طبیعت بتواند دره بزرگ را تشکیل دهد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی erosion

کلمه : erosion
املای فارسی : ارسین
اشتباه تایپی : ثقخسهخد
عکس erosion : در گوگل

آیا معنی erosion مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )