برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1530 100 1
شبکه مترجمین ایران

envisage

/enˈvɪzɪdʒ/ /ɪnˈvɪzɪdʒ/

معنی: انتظار داشتن، در نظر داشتن، روبرو شدن، در ذهن مجسم کردن
معانی دیگر: (در نظر مجسم کردن) تصور کردن، دیس بین کردن، پیش بینی کردن، انگاشتن، مواجه شدن با

بررسی کلمه envisage

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: envisages, envisaging, envisaged
• : تعریف: to imagine; foresee.
مشابه: picture

- This was not the quaint little New England village that she had envisaged.
[ترجمه ترگمان] این روستای کوچک و عجیب انگلستان نبود که او تصور کرده بود
[ترجمه گوگل] این کمی عجیب و غریب کمی نیوزیلند انگلستان بود که او پیش بینی شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Can you envisage a world where there is no disease or hunger?
[ترجمه داوود شفیعی] آیا می توانید جهانی را تصور کنید که در آن بیماری یا گرسنگی نباشد؟
|
[ترجمه ترگمان] آیا ممکن است دنیایی را تصور کنید که در آن هیچ گونه بیماری یا گرسنگی وجود ندارد؟
[ترجمه گوگل] آیا می توانید جهان را در نظر بگیرید که در آن هیچ بیماری یا گرسنگی وجود ندارد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه envisage در جمله های نمونه

1. i envisage no problems
مشکلی به نظرم نمی‌رسد.

2. to envisage and carry out this great project
ابداع و اجرای این طرح بزرگ

3. Nobody can envisage the consequences of total nuclear war.
[ترجمه ترگمان]هیچ‌کس نمی‌تواند عواقب جنگ هسته‌ای کل را پیش‌بینی کند
[ترجمه گوگل]هیچکس نمیتواند پیامدهای کل جنگ هستهای را پیش بینی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It'should be quite simple; I don't envisage any difficulty.
[ترجمه ترگمان]باید خیلی ساده باشد؛ من هیچ مشکلی را در نظر نمی‌گیرم
[ترجمه گوگل]این باید بسیار ساده باشد من هیچ مشکلی را پیش بینی نمی کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I don't envisage I will take an executive role, but rather become a consultant on merchandise and marketing.
[ترجمه ترگمان]فکر نمی‌کنم نقش اجرایی داشته باشم، بلکه به یک مشاور در مورد کالا و بازاریابی تبدیل شوم
[ترجمه گوگل]من پیش بینی نمی کنم که نقش اجرایی را بر عهده بگیرم، بلکه یک مشاور در زمینه کالاها و بازاریابی باشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف envisage

انتظار داشتن (فعل)
await , attend , hold forth , anticipate , expect , envisage , hope
در نظر داشتن (فعل)
purpose , envisage , contemplate
روبرو شدن (فعل)
cross , encounter , envisage
در ذهن مجسم کردن (فعل)
envisage

معنی کلمه envisage به انگلیسی

envisage
• visualize, contemplate, imagine, picture
• if you envisage a situation or event, you imagine it, or think that it is likely to happen.

envisage را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه فرومدی
متصور شدن
سعید ترابی
تصور کردن، انگاشتن
MS. Salimi
اجازه دهید به جای استفاده از عبارت {فکر کردم} یا همان {گمان کردم} از عبارت عامیانه و لفظی {فِک کردم} استفاده کنیم تا مفهوم واژه‌ی {envisage} برای ذهنتان گواراتر گردد. مثلاً در صحبت‌های عامیانه و خودمانی ممکن است از جملات زیر استفاده کنیم:
اونطور که فک می‌کردم نبود...
فک کردم اگه اونو بخوره خوب میشه...
فک کنم امروز نیاد...
عجب... فک کردم باید اونو می‌ریختم تو آشغال ...
این {فِک کردن}ها که با {تفکر کردن = think } تفاوت دارند و نوعی حدس، تخیل یا پیش‌بینی را شامل می‌شوند، می‌توان با واژه‌ی {envisage } بیان کرد.
envisage انتظار داشتن است ولی نه مانند anticipate و expectation.
envisage حدس زدن است ولی نه مانند guess.
envisage تخیل کردن است ولی نه مانند imagine.
envisage فکر کردن است ولی نه مانند think.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی envisage

کلمه : envisage
املای فارسی : انویسگ
اشتباه تایپی : ثدرهسشلث
عکس envisage : در گوگل

آیا معنی envisage مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )